سماء اسفندیاری


عنوان پایان نامه

نقش فيلم به مثابه ي رسانه در حيات اخلاقي مخاطبان با نگاه به آراء نوئل كرول

نام دانشکده

دانشکده دین و رسانه

رشته تحصیلی

کارشناسی ارشد- فلسفه رسانه

استاد راهنما

محسن کرمی

استادان داور

سید محمدمهدی موسوی مهر

وحیداله موسوی

استادان مشاور

عزیز الله سالاری

------

تاریخ دفاع

1403-06-25

مکان دفاع

چکیده پایان نامه

چکیده پایان نامه همان­طور كه فيلم مي‌تواند با ابزارهاي سينمايي به گسترش درك فلسفي ما كمك كند و حتي فلسفه­ورزي نمايد و فكرتي نو و بديع دراندازد، اين قابليّت را هم دارد كه به حيات اخلاقي بشر خدمت كند و درك انسان از اخلاق را افزايش دهد. فيلم ضمن اينكه مي­تواند به اخلاقي­تر زندگي‌كردن آدميان كمك نمايد، از طرفي هم مي­تواند به حيات اخلاقي بشر ضربه بزند. حال سؤال اين است كه فيلم­ها چگونه مي­توانند به رشد اخلاقي انسان كمك كنند يا برعكس به حيات اخلاقي او ضربه بزنند؟ ما در اين پايان­نامه اثبات مي­كنيم كه فيلم مي­تواند معرفت اخلاقي مخاطبان و نيز فهم اخلاقي آنان را افزايش دهد. علاوه بر اين­ها، رسانة فيلم قابليّتِ بخشيدن تجربة اخلاقي و تقويت مهارت­هاي اخلاقي مخاطبان را نيز دارد و اساساً به دليل اين قابليّت­هاست كه مي­تواند به اعتلاي اخلاقي مخاطبان كمك نمايد. از سوي ديگر، فيلم با بخشيدن جهل اخلاقي، سوء فهم اخلاقي و نيز فراهم‌آوردن تجربة ضدّاخلاقي براي مخاطبان مي­تواند به حيات اخلاقي ضربه بزند. ما در اين پايان­نامه با توسل به روش تجزيه‌وتحليل فلسفي، نخست هر كدام از اين مفاهيم را توضيح داديم تا معناي آن­ها و نيز ارتباطشان با اين پژوهش روشن شود، آنگاه با نظر به آراي نوئل كرول، به بررسي فرضية اصلي خود يعني نقش فيلم در حيات اخلاقي مخاطبان پرداخته­ايم. ازآنجايي‌كه در اين پژوهش به دنبال اثبات نقش رسانة فيلم در هر كدام از موارد گفته شده بوديم، ضمن معرّفي فيلم­ها، به تحليل مختصر فيلم­هاي ذكر شده پرداختيم تا امكانات رسانة فيلم در آن زمينه اثبات شود. به بيان ديگر، روش كار ما در اين پايان­نامه علاوه بر تجزيه‌وتحليل فلسفيِ محتوا، يافتن و آوردن مصاديقي است كه نقش داشتن رسانة فيلم را در حيات اخلاقي مخاطبان اثبات مي­كند؛ بنابراين ما اثبات كرديم كه فيلم­ها مي­توانند معرفت گزاره­اي اخلاقيِ مخاطبان و فهم اخلاقي آنان را افزايش دهند و نيز مخاطبان را با تجربه­هاي متعدد اخلاقي مواجه كنند و به تقويتِ مهارت­هاي اخلاقي آنان كمك نمايند. از طرف ديگر با ذكر مثال، اثبات كرديم كه فيلم­ها همچنين مي­توانند به مخاطبان خود جهل گزاره­اي اخلاقي بدهند و منجر به سوء فهم آنان شوند و نيز كاري كنند كه مخاطبان با قهرمانِ ضدّاخلاقي فيلم هم‌ذات‌پنداري نمايند و بدين‌طريق و به‌واسطة فيلم با تجربه­اي ضدّاخلاقي روبه­رو شوند. امّا راجع به مهارت­هاي ضدّاخلاقي با بررسي و دقت بيشتر بدين نتيجه رسيديم كه رسانة فيلم فقط مي­تواند مهارت­هاي ضدّاخلاقيِ بدكاران و شروران را تقويت نمايد نه افرادي كه عزم اخلاقي زيستن دارند و انسان­هايي اخلاق‌مدارند.

ابتدای صفحه