محمدرضا شفیعی سروستانی


عنوان پایان نامه

رهيافتي به فهم ماهيت رسانه در انديشه مارتين هايدگر، با تكيه بر آراء ديويد گونكل و پل تيلور

نام دانشکده

دانشکده دین و رسانه

رشته تحصیلی

کارشناسی ارشد- فلسفه رسانه

استاد راهنما

سیدمحمدمهدی موسوی مهر

استادان داور

عزیزالله سالاری

وحیداله موسوی

استادان مشاور

محسن کرمی

------

تاریخ دفاع

1403-06-25

مکان دفاع

چکیده پایان نامه

چکیده پایان نامه رسانه در عصر حاضر به يكي از مهم‌ترين عناصر زندگي بشر تبديل شده است. تا جايي كه اصلي‌ترين مفاهيم زندگي انسان همچون تعريف ما از زمان و مكان را تحت تاثير قرار داده است. امروزه توجه به مطالعه فلسفي رسانه، حلقه گم شده مطالعات رسانه در كشور ما است كه رشته­ي دانشگاهي فلسفه رسانه اين مهم را بر عهده دارد. توجه به رسانه از منظر فلسفي مي‌تواند در درك رسانه به عوامل سازنده و نيز ساخت آثاري متناسب با ذات رسانه كمك فراواني كند. در اين پژوهش ما به سراغ يكي از مهمترين موضوعات فلسفه­­ي رسانه يعني ماهيت رسانه رفته­ايم و درصدديم با نگاه به آراي مارتين هايدگر، فيلسوف آلماني، رسانه و چيستي آن را از منظر فلسفي مورد مطالعه قرار دهيم كه مي­تواند در رسيدن به يك نظريه­ي مستقل و بومي در مورد رسانه به سازمان صدا و سيما جمهوري اسلامي ايران كمك كند. حال سوال اصلي اين است كه آيا از نظر هايدگر رسانه ماهيت دارد؟ اگر داراي ذات منحصري است، تعريف او از اين ذات چيست؟ براي رسيدن به پاسخ اين پرسش با روش تحليل فلسفي و رجوع به منابع مختلف به خصوص آثار دو فيلسوف رسانه يعني ديويدگونكل و پل‌تيلور آراء هايدگر را بررسي كرده­ايم. از آنجايي كه فهم چيستي رسانه در فلسفه­ي هايدگر جز با نگاه به مهم­ترين موضوعات فلسفه­ي وي همچون زبان، حقيقت و تكنولوژي ممكن نيست، در اين تحقيق با تكيه بر آراء گونكل و تيلور، اين مضامين تحليل شده است تا نسبت هر كدام از اين مفاهيم با رسانه مشخص شود. با كشف نسبت مفاهيم زبان، حقيقت و تكنولوژي با رسانه است كه به پاسخ سوال اصلي يعني چيستي رسانه از منظر هايدگر، نزديك مي‌شويم. با بررسي در مورد نسبت تكنولوژي با رسانه، اين پژوهش روشن مي­كند كه تعريف متعارف تكنولوژي به ابزار و وسيله­اي براي رسيدن به هدفِ انساني، كاملاً صحيح است اما برابر با ذات تكنولوژي نيست. براي كشف نسبت حقيقت و زبان با رسانه، به ادعاي هايدگر مبني بر مفروض گرفته شدن نظريه مطابقت صدق در رسانه­ها پرداخته­ايم و نگاه انتقادي وي به اين نظريه و نيز تعريف هايدگر از حقيقت را مطرح كرده­ايم تا در نهايت نشان دهيم رسانه‌ها و ابزار بازنمايي صرفاً ابزارهاي ارتباطي نيستند كه اطلاعات موجودات را بازگو كنند. بلكه آن­ها مشاركت‌كنندگان مستقيم و فعالي در آشكار كردن وجود آن چيزهايي هستند كه ما قبلاً فكر مي‌كرديم آن ابزارها صرفاً نمايانگر چيزها هستند.

ابتدای صفحه