شناسايي كاربرد هاي هوش مصنوعي در تنظيم گري رسانه هاي كاربر محور در سازمان تنظيم مقررات رسانه هاي صوت و تصوير فراگير (ساترا)
دانشکده ارتباطات و رسانه
کارشناسی ارشد- مدیریت رسانه خدمت عمومی
سیاوش صلواتیان
محمدقلی میناوند
فاطمه عظیمی فرد
محمدمهدی مولایی
-----
1402-12-22
چکیده پایان نامه سازمان تنظيم مقررات رسانههاي صوت و تصوير فراگير يكي از سازمانهاي وابسته به صدا و سيما است كه مسئول تنظيم رسانههاي صوت و تصوير در ايران را برعهده دارد. هدف اصلي از تشكيل اين سازمان، تنظيم و ساماندهي محتواي انتشاريافته در فضاي مجازي در سطح كشور و به دنبال آن، توسعه محتواي ديني و اسلامي با زبان فارسي است. ماموريت اصلي اين سازمان نظارت بر محتوا، صدور مجوز و تنظيمگري اجتماعي است. رسانههاي كاربرمحور به عنوان يكي از رسانههايي است كه وظيفه تنظيمگري آن بر عهده سازمان تنظيم مقررات صوت و تصوير فراگير است. حجم بالاي محتواي توليد شده در شبكههاي اجتماعي بسياري از سازمانهاي رسانهاي از جمله ساترا را براي مديريت اين محتواها با چالشهايي مواجه كرده است. به عنوان مثال، شناسايي محتواهاي بدون مضر در پلتفرمها به صورت دستي، كاري نشدني است هوش مصنوعي اين كاربرد را فراهم ميكند كه تنظيمگران با بهكارگيري مجموعهاي از سختافزارها بهصورت خودكار به بررسي و تعديل محتوا بپردازند. به بيان ديگر هوش مصنوعي بهعنوان يك تسهيلگر و تقويتكننده عملكرد اين رسانهها، به مديريت، كنترل و در مجموع تنظيمگري محتواي رسانههاي كاربرمحور ميپردازد و با استفاده از الگوريتم و برنامههايي كه براي آن تعريف ميشود، زمينه را براي ايجاد فضايي كاربردي و مناسبتر براي مخاطب و همچنين صاحبان اين رسانهها فراهم ميكند. بدون استفاده از هوش مصنوعي، بررسي به صورت گسترده امكانپذير نخواهد بود. باتوجهبه مطالب ذكر شده در بالا، پرسشي كه بايد به دنبال آن بود اين است كه سازمان تنظيم مقررات صوت و تصوير فراگير به عنوان متولي حوزه تنظيمگري آمادگي مواجهه با حجم بالاي دادههاي كاربرپديد را دارد؟ آيا اين سازمان برنامه مشخص و از پيشطراحي شدهاي براي مديريت اين حجم از محتوا در ساختار خود در نظر گرفته است؟. از همين رو اين پژوهش به دنبال شناسايي كاركردهاي هوش مصنوعي در تنظيمگري رسانههاي كاربرمحور توسط رسانههاي صوت و تصوير فراگير در فضاي مجازي است. روش اين پژوهش كيفي و از نوع دلفي است. جامعه آماري اين پژوهش نيز شامل مديران، كارشناسان و تنظيمگران رسانه و هوش مصنوعي است. در دور اول دلفي، اكتشافي و با هدف كشف مؤلفهها در قالب مصاحبه عميق آغاز و با ۱۳ نفر از كارشناسان و خبرگان مصاحبه شد. در اين مرحله ۲۹۰ كد باز و ۸۱ كد محوري به دست آمده و به پرسشنامه تبديل شد. پس از تكميل پرسشنامه، ۶۴ مؤلفه از ۸۱ عنوان با اجماع بالاي ۷۰ درصد تأييد شدند. جامعه آماري اين پژوهش شامل مديران، كارشناسان و تنظيمگران رسانه و هوش مصنوعي است. نتايج حاصل از اين پژوهش در ۵ دسته كلي انواع محتواهاي مضر در رسانههاي كاربرمحور، كاربردهاي هوش مصنوعي در تنظيمگري رسانههاي كاربرمحور، موانع استفاده از هوش مصنوعي براي تنظيمگري رسانههاي كاربرمحور، چالشهاي ايجاد شده به واسطه استفاده از ابزارهاي هوش مصنوعي براي تنظيمگري رسانههاي كاربرمحور و الزامات به كارگيري هوش مصنوعي براي تنظيم اين نوع از رسانهها دستهبندي شده است.