مطالعه ظرفيت هاي دراماتيك داستان هاي عاميانه خراسان جنوبي در توليد نمايشنامه هاي كوتاه راديويي
دانشکده تولید رادیو و تلویزیون
کارشناسی ارشد- رادیو (گرایش سردبیری و تهیهکنندگی)
مجید شریف خدایی
عباس قارونی
امین رهبر
محمد اخگری
-----
1402-12-15
چکیده پایان نامه انسان از ديرباز علاقه خود را به قصه و داستان نشان داده است و اين شوق به قصهپردازي را از نسلي به نسل ديگر منتقل كرده است اما اين سيلان فكري و جوششهاي فراوان كه ما امروزه آن را به عنوان داستانها يا قصههاي عاميانه در ادبيات شفاهي ميشناسيم در طي ساليان و قرون متمادي سينه به سينه و دهان به دهان نقل شدهاند و بخشي از آنها در مكتبخانهها كتابت شده و باقي مانده است. آنچه براي پژوهشگر اهميت داشت ظرفيتهاي درماتيكي است كه در اين قصهها وجود دارد كه البته گاهي اوقات براي فهم ساده مخاطب الگوهاي روايي شبيه به هم ميباشند اما گاهي هم آنچنان ساده و قابل پيشبيني نميباشد. آنچه براي قصهپردازان مهم بوده نه تنها جنبه سرگرمي و فكاهي بوده بلكه در اكثر مواقع در قصهها راه و رسم زندگي و آموزههايي براي زيستن خود نمايي ميكند. اين پژوهش با روش تحقيق كيفي و با شيوه اسنادي- كتابخآنهاي انجام شده است و تلاش محقق در اين رساله براي شناسايي هر چه بيشتر ظرفيتهاي فراموش شده قصههاي عاميانه در ادبيات شفاهي خراسان جنوبي است تا بتوان به وسيلهي آن موقعيتها و ظرفيتهاي تازهاي براي ساخت نمايش راديويي ايجاد كرد. در اين پژوهش ابتدا از ميان آراي فلاسفه و بزرگان باستان، از ارسطو تا به امروزه عناصر درام، پيرنگ، شخصيت، ديالوگ، درونمايه، زمان و مكان، موقعيت، گره افكني و گره گشايي، تعليق و اوج به اندازهاي كه در داستانها وجود دارند مورد بررسي قرار ميگيرند تا ظرفيتهاي اين قصهها براي تبديل شدن به نمايشنامهاي دراماتيك معين و مشخص گردد. نتايج اين بررسي نشان ميدهد كه اين قصهها از سادگي و روان بودن ويژهاي در شرح داستان و روايت برخوردار هستند كه آن را همچون مادهي خامي در اختيار نويسنده قرار ميدهد كه با كمي بسط و قصهپردازي در محتوا و ساختار، به آن قابليت نمايشي دهد.