شناسايي و اولويت بندي موانع توسعه و بكارگيري فناوري هاي هوش مصنوعي توسط كارمندان سازمان صداوسيما
دانشکده ارتباطات و رسانه
کارشناسی ارشد- مدیریت رسانه خدمت عمومی
علی اکبر رزمجو
عباس ناصری طاهری
محمدمهدی رحمتی
محمدقلی میناوند
-------
1404-07-20
--------
پژوهش حاضر با هدف شناسايي و اولويت بندي موانع توسعه و بكارگيري فناوري هاي هوش مصنوعي از ديدگاه كاركنان سازمان صداوسيما انجام شده است. اين پژوهش از نوع كاربردي و با رويكرد تركيبي(كيفي-كمي) طراحي گرديد. در بخش كيفي، با انجام مصاحبه هاي نيمه ساختاريافته با ?? نفر از مديران و كارشناسان و استفاده از روش تحليل مضمون، مجموعه اي از موانع اصلي و فرعي استخراج شد. نتايج اين بخش نشان داد كه موانع در چهار دسته كلي «سازماني»، «فناورانه»، «انساني» و «محيطي» قابل طبقه بندي هستند. در بخش كمي، بر اساس يافته هاي كيفي، پرسشنامه اي مشتمل بر ?? گويه طراحي و ميان ??? نفر از كاركنان سازمان توزيع گرديد. داده ها با استفاده از نرم افزار و به كمك آمار توصيفي، آزمون پايايي و آزمون فريدمن مورد تحليل قرار گرفتند. يافته هاي كمي حاكي از آن بود كه موانع سازماني و فناورانه در اولويت نخست قرار دارند. عواملي همچون نبود راهبرد مشخص، ضعف در حمايت مديريتي، كمبود آموزش هاي تخصصي و كمبود زيرساخت سخت افزاري و شبكه اي، بيشترين تأثير را در محدود كردن پذيرش هوش مصنوعي داشته اند. پس از آن، موانع انساني شامل مقاومت فرهنگي، تمايل به روش هاي سنتي و كمبود مهارت كاركنان در رتبه بعدي قرار گرفتند. در نهايت، موانع محيطي نظير محدوديت هاي قانوني، شرايط اقتصادي و تحريم هاي بين المللي به عنوان عوامل بازدارنده بيروني شناسايي شدند. جمع بندي نهايي پژوهش نشان مي دهد كه توسعه و بكارگيري هوش مصنوعي در سازمان صداوسيما نيازمند رويكردي جامع وهمزمان به ابعاد سازماني، انساني، فناورانه و محيطي است. بر اين اساس، پيشنهاد مي شود سازمان پيش از هر اقدامي، راهبرد روشني براي بهره گيري از هوش مصنوعي تدوين نمايد، برنامه هاي آموزشي هدفمند براي توانمندسازي نيروي انساني ارائه دهد، زيرساخت هاي فني و داده اي خود را تقويت كند و در برابر موانع محيطي نيز راهكارهاي سازگاري و همكاري هاي علمي- فناورانه داخلي را توسعه بخشد.