محمدرضا شیری مشعوف


عنوان پایان نامه

مقايسه سياست گذاري مطلوب و موجود برنامه هاي علم محور در صدا وسيماي جمهوري اسلامي ايران

نام دانشکده

دانشکده ارتباطات و رسانه

رشته تحصیلی

کارشناسی ارشد- مدیریت رسانه خدمت عمومی

استاد راهنما

سیدبشیرحسینی اسفیدواجانی

استادان داور

جهاندار امیری

منصور ساعی

استادان مشاور

محمدقلی میناوند چال

میترا افضلی فاروجی

تاریخ دفاع

1403-12-20

مکان دفاع

-----

چکیده پایان نامه

چکیده پایان نامه «صدا و سيما به‌عنوان يكي از بازيگران كليدي در فرآيند رسانه‌اي‌سازي علم، مسئوليت دارد كه فرهنگ و گفتمان علمي را از طريق پيوند دادن علم با عموم جامعه نهادينه كند. اين پژوهش با هدف بررسي شرايط علي، زمينه‌اي و راهبردهاي موجود و فاكتورهاي تأثيرگذار در سياست‌گذاري رسانه‌اي براي برنامه‌سازي علمي انجام شده است. روش تحقيق بر مبناي نظريه علمي بوده و داده‌ها از طريق مصاحبه‌هاي عميق با ?? نفر از صاحب‌نظران، مروجان علم و مديران دخيل در طراحي و اجراي برنامه‌هاي علمي جمع‌آوري شده است. پژوهش حاضر به تحليل وضعيت موجود و مطلوب سياست‌گذاري‌هاي رسانه‌اي در زمينه ترويج علم در صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران مي‌پردازد. يافته‌هاي اين مطالعه نشان‌دهنده اين است كه سياست‌گذاري‌هاي موجود در زمينه علم به‌صورت غيرمتمركز و مبهم تصويب و اجرا مي‌شوند. بيشتر اخبار و اطلاعات اين حوزه به پيشرفت‌هاي داخلي محدود است و جايگاه ذاتي علم به‌عنوان اولويت اصلي در نظر گرفته نمي‌شود، از طرفي فرآيندهاي توليد و انتشارآثار رسانه‌اي با مضمون علمي نيز دچار چالش‌هايي منجمله تخصيص نيافتن منابع مورد نياز به صورت كامل، كم بودن تعداد متخصصان در حوزه برنامه سازي علمي، فقدان ارتباط موثر صداوسيما با جامعه علمي، و همچنين استفاده نكردن از ظرفيت شبكه‌هاي اجتماعي است، اين مسائل نشان دهنده اين است كه بايد در مسير علم سياست‌هاي قبلي بازنگري شوند. در اين پژوهش‌ سياست‌هاي مطلوب جهت رسانه‌اي سازي علوم نيز مورد توجه قرار گرفته و مواردي همچون مشخص شدن نهاد سياست گذاري علم، ارتقا دانش برنامه سازان و مديران پيرامون مسائل علمي، ايجاد پايگاهي جهت هدايت و برنامه ريزي توليد آثار علمي، بهره‌مندي از دانش روز، تعامل با مخاطبان از طريق شبكه‌هاي اجتماعي، تبادل دانش با ساير كشورها و استفاده از تجربيات موفق گذشته ذكر شده است. براي تقويت ارتباط عموم با علم، رسانه‌ها بايد در تعريف خود از علم بازنگري كرده و رويكردي غيرسياسي مبتني بر انتقاد سازنده و مشاركت عمومي در بازتوليد علم اتخاذ نمايند. اين رويكرد مي‌تواند از طريق ساده‌سازي و جذاب‌سازي علم، زمينه‌ساز ايجاد تفكر علمي، افزايش حس مسئوليت اجتماعي در قبال علم و توسعه فرهنگي حمايتگر آن شود.»

ابتدای صفحه