در شرایط جنگ، با وضعیتی روبهرو هستیم که نیازمند یک مدیریت بحران هوشمندانه و هماهنگ است. رسانهها نیز در چنین فضایی باید براساس سازوکارهای خاص دوران بحران عمل کنند. بنابراین برای بررسی نقش صداوسیما در این دوره، باید این نکته را درنظر داشت که صداوسیما عضوی از یک ساختار بزرگتر به نام ایران و جمهوری اسلامی است و طبیعتاً عملکرد و رفتار آن باید هماهنگ با دیگر اجزای حاکمیت باشد؛ اجزایی که امروز معمولاً از آنها با عنوان میدان، دیپلماسی و مردم یاد میشود.
این هماهنگی، شرط اساسی مدیریت مؤثر شرایط جنگی است. بنابراین اگر بخواهیم به نقش صداوسیما از منظر یک ناظر بیرونی نگاه کنیم، باید گفت رسانه ملی در هماهنگی با میدان، دستگاه دیپلماسی و همچنین آنچه مردم در خیابانها بروز دادند، حرکت کرده است. از اینرو انتظار اینکه در دوران جنگ، رسانهها – نه فقط صداوسیما بلکه تمام رسانههای داخلی – بازتابدهنده دیدگاههای واگرایانه یا کاملاً متنوع باشند، انتظاری غیرواقعی است. چنین امری در هیچ کشور دیگری نیز در شرایط جنگی پذیرفته نشده و معمول نیست. زیرا انتشار اطلاعات در چنین شرایطی باید با برنامهریزی و هماهنگی کامل با ساختارهای امنیتی و مدیریتی صورت گیرد.
اعتبار و آبروی رسانه در گرو صحت خبر است و نمیتوان آن را فدای سرعت کرد. در دوران جنگ نیز طبیعی است که صحتسنجی اطلاعات با تأخیرهای ناگزیر مواجه شود. از سوی دیگر در شرایط جنگی، انتشار اخبار با امنیت ملی گره میخورد و نیازمند هماهنگی با نهادهایی مانند وزارت کشور و ستاد کل نیروهای مسلح است؛ امری که خود باعث افزایش زمان تأیید اطلاعات میشود. درنهایت باید یادآور شد طراحی اطلاعرسانی در دوره جنگ، زیرمجموعه مدیریت بحران است و نمیتوان با همان معیارها و انتظارات دوران آرامش، عملکرد رسانه ملی را سنجید.

نظر شما