گزارش اخیر هاآرتص دربارهی کارزار تبلیغاتی اسرائیل علیه ایران صرفاً بخش کوچکی از کل ماجرا است: فعالیت حدود ۵۰ اکانت طی ۱۲ روز جنگ در هماهنگی کامل با حملات نظامی رژیم صهیونسیتی در راستای تشویق مردم به شورش و آشوب و حمایت از رضا پهلوی. اما مقالهای که حدود دو ماه قبل در نشریهی بوستون ریویو منتشر شد از فعالیت ۲۰۰ هزار اکانت جعلی خبر میداد که در سال ۱۴۰۱ طی یک ماه ۳۳۰ میلیون بار یک هشتگ خاص را بازنشر کردند.
برای آن که ابعاد این کارزار مشخص شود جالب است بدانیم که در آمریکا - کشوری با ۳۴۰ میلیون جمعیت - در پی وقوع حوادث گوناگون قتل سیاهپوستان توسط پلیس که به اعتراضات مختلف در شهرهای متعددی انجامید، طی هشت سال مجموعا ۸۳ میلیون بار هشتگ blacklivesmatter بازنشر شد.بیگمان کمتر ملتی در طول تاریخ در معرض چنین جنگ روانی گسترده و بمباران سنگین تبلیغاتی بیگانگان بوده است. ما با یکی از بیسابقهترین پروژههای «دستکاری افکار عمومی» در تاریخ مواجه بودیم. ایرانیان چگونه در برابر چنین هجمهی وحشتناکی تابآوری نشان دادند و پایداری کردند؟
این استقامت و استواری حکایت از ظرفیتهای قدرتمند فرهنگی و ساختارهای مستحکم اجتماعی در یک ملت میکند که در برابر چندین سال بمباران بیامان رسانهای و جنگ وسیع شناختی و کارزارهای جعل و دروغ مقاومت کرده است. آیا این ظرفیتها و ساختارها ارزش مطالعه و تأمل اجتماعی و فرهنگی ندارد؟جالب این است که پژوهشگران اجتماعی و تحلیلگران فرهنگی که قاعدتاً باید به شناخت و تحلیل چنین ظرفیتها و ساختارهای کمنظیری علاقمند باشند، تقریباً یکسره از آنها رویگردانی کرده و چنان بر آسیبها و گسستها تمرکز کردند که حتی دشمنان ایران هم باورشان شد که فروپاشی قریبالوقوع است.هیچکس با پژوهش در زمینهی آسیبها و گسستها مخالف نیست. چنین مطالعاتی قطعاً لازم و ضروری است. مشکل این است که سوگیریهای ایدئولوژیک و سیاسی مطالعهی نقاط قوت و فرصتهای یک جامعه را به «تابو» و «منطقهی ممنوعه» تبدیل کند. حتی در هنر و سینما بازنمایی «موفقیت» ممنوع شود.منتقدان و مخالفان هر نظام سیاسی و حامیان تغییر و اصلاح اگر درک درستی از ظرفیتها و ساختارهای فرهنگی و اجتماعی جامعه نداشته باشند، راهبردها و سیاستهایی در پیش میگیرند که جز سرخوردگی و افسردگی نتیجهای در بر ندارد. جنگ ۱۲ روزه فرصتی بود برای بازاندیشی دربارهی جامعه ایران.
اما متأسفانه برخی اهالی فکر و تحلیل و سیاست، که قطار تحلیلهای آنها دربارهی حقوق بشر و روابط بینالملل و دموکراسی و نظم دسترسی محدود و فروپاشی اجتماعی، در پی جنگ ۱۲ روزه با سرعت شدید به صخرهی سخت واقعیت تصادف کرد، بجای اینکه در افکار خود تجدیدنظر کنند منادی «تغییر پارادایم» شدند. بجای اینکه از فروپاشی «رؤیای غرب» در ذهن خود سخن بگویند، از لزوم چرخش بیشتر به سوی غرب و کرنش بیشتر در برابر غرب سخن گفتند. وقتی در سخنان برخی از این بزرگواران دقیق میشویم مشخص میشود منظور آنها از «تغییر پارادایم» هم دقیقاً تغییر همان بنیانها و ساختارها و ظرفیتهایی است که اتفاقاً رمز و راز ایستادگی و پایداری تاریخی ملت ایران در آنها نهفته است. به راستی چه عوامل فرهنگی و ساختارهای اجتماعی باعث میشود میلیونها ایرانی چند ساعت پس از بمبارانهای شبانهی رژیم صهیونیستی بدون هراس از مرگ برای نماز جمعه یا راهپیمایی عید غدیر به خیابانها بیایند و یا در تشییع شهدای جنگ ۱۲ روزه آن حماسهی حضور را رقم بزنند؟ کدام باورها و ارزشها و نهادهای اجتماعی میتوانند زمینهساز تشییع تاریخی حاج قاسم سلیمانی در شرایط تحریم و مشکلات اقتصادی شوند؟ آن هم با وجود سالها بمباران تبلیغاتی علیه حضور ایران در سوریه. اگر آنگونه که برخی تحلیلگران اجتماعی میگویند در جامعهی ایران نهادهایی مانند دین، خانواده، آموزش و رسانه تماماً دچار فرسایش و زوال شده و کارکرد خود را به کلی از دست دادهاند، پس منشأ اجتماعی و مبدأ فرهنگی تولید این قدرت ملی کجاست؟ راز تابآوری و ایستادگی این ملت چیست؟
مشکل ما با ذهنیت استعماری و القائات بیگانگان این نیست که به ضعفها و نقصها و آسیبها و گسستها در جامعه ایرانی اشاره میکنند. مشکل این است که توانایی و قابلیت ما برای عبور از این مشکلات را انکار میکنند. مشکل این است که نقاط قوت و فرصتها و ظرفیتها را نفی میکنند و نادیده میگیرند. مشکل این است که هیچ راهی جز تسلیم و هیچ سرنوشتی جز بندگی و بردگی برای ملت ایران قائل نیستند. مشکل این است که ملت ایران را نمیشناسند.این ملت را باید از نو شناخت. ما نیازمند یک «ایرانشناسی» جدید هستیم که مبانی نظری و چارچوبهای مفهومی آن عاری از بینشهای استعماری باشد و ظرفیتهای جدیدی برای شناخت و تحلیل ایران نوین به دست دهد. آنها که دغدغهی اصلاح و تغییر و بهبود شرایط این جامعه را دارند نیز بهتر است از عادات تحلیلی مألوف و سوگیریهای ایدئولوژیک و سیاسی و بینشهای کلیشهای و ارتجاعی فاصله گرفته و چشم بر حقیقت ایران جدید بگشایند

نظر شما