رویانیوز :: سریال Stranger Things تا پایان سال ۲۰۲۵ یکی از پربینندهترین آثار تاریخ نتفلیکس باقی مانده و با بیش از ۱٫۲ میلیارد بازدید کلی (در تمام پنج فصل)، رکوردهایی بالاتر از Wednesday و Squid Game ثبت کرده است (منابع: گزارش رسمی نتفلیکس، گاردین، ورایتی، نیلسن و ددلاین). فصل پنجم این سریال که در سه بخش منتشر شد، در قسمت اول خود ۵۹٫۶ میلیون بازدید در پنج روز اول کسب کرد ـــ بزرگترین پریمیر هفتهای برای یک سریال انگلیسیزبان در تاریخ پلتفرم. بازدیدهای این فصل نسبت به فصل چهارم حدود ۱۷۱ درصد افزایش داشته و بیش از ۱٫۴ میلیارد دلار به اقتصاد آمریکا کمک کرده است.
Stranger Things بهطور هوشمندانه برای چند گروه سنی طراحی شده است؛ بیشترین مخاطبان (حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد) متولدین ۱۹۸۱ تا ۲۰۰۰ (۲۵ تا ۴۴ سالهها) هستند و حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد مخاطبان متولدین ۲۰۱۰ به بعد (نوجوانان امروزی). دلیل اصلی این ترکیب، بارِ نوستالژیک بالای آن است ــ نوستالژیِ دههٔ ۸۰ با ارجاعات واضح به فیلمهای اسپیلبرگ، رمانهای استفن کینگ، E.T.، The Goonies، موسیقی پاپ، بازیهای ویدئویی و فرهنگ آن دوران. این نوستالژی برای بزرگسالانِ ۲۵ تا ۴۴ ساله یک بازگشتِ احساسیِ عمیق به دورانِ کودکیست و همزمان نوجوانان را با تمهایِ دوستی، بلوغ، کشفِ هویت و مقابله با ترس به سریال وصل میکند.
با این حال، سریال فراتر از یک ادای احترام ساده به سینمای دههٔ ۸۰ است. «جهانِ وارونه» نمادی از دشمنِ ناشناخته و تهدیدِ خارجی (شبیه ترسِ آمریکا از شوروی در دوران جنگ سرد) است؛ «آزمایشگاه دولتیِ هاوکینز» نمادِ سوءاستفادهٔ قدرتِ دولت از علم برای اهدافِ نظامی؛ و «مرکز خرید استارکورت» در فصل سوم، نمادی از مصرفگراییِ آمریکاییست که زیر آن فساد و آزمایشهای مخفی پنهان شده. سریال بهطور غیرمستقیم به نابرابریِ اقتصادی (خانوادههایِ فقیر بایرز در مقابلِ خانوادهٔ ثروتمندِ ویلرها) اشاره میکند و نشان میدهد چهگونه رسانه (فیلم، بازی، موسیقی) به بچهها کمک میکند با واقعیتهای سخت (ترس و از دست دادن) کنار بیایند.
در لایهٔ اجتماعی و روانشناختی، سریال بر اهمیتِ «خانوادهٔ انتخابی» و دوستیِ واقعی تأکید دارد؛ گروه بچهها (مایک، ویل، داستین و لوکاس) نمادی از اتحاد در برابرِ تهدید است. شخصیتهایی مانند رابین و ویل به مسائلِ هویت جنسیتی و پذیرشِ اجتماعی میپردازند. همچنین، سریال با نگاهی فرویدی، «جهانِ وارونه» را نمادی از ناخودآگاه و ترسهای سرکوبشده نشان میدهد. پیام مرکزی آن این است: «احساسِ گناه و تروما همه را آسیبپذیر میکند، اما دوستی، عشق و شجاعت میتواند این ضعف را به قدرت تبدیل کند.»
از نظر اهداف سازندگان، برادران دافر، نتفلیکس و آمریکا بهدنبال افزایشِ مخاطبان جهانی، پروپاگاندای نرم و صادرات فرهنگ آمریکایی بودند ـــ و در این زمینه موفق شدند. اما سریال در فصل پنجم دچار تکرارِ الگوهایِ پیشین شده است: تهدید از جهانِ وارونه، اتحادِ گروه، فداکاریِ یک شخصیت، جدایی و پیوستنِ دوباره، مرگهای فرعیْ برای ایجادِ غم، و پیرنگهای موازی. پساز غافلگیریِ بزرگ فصل چهارم (فاش شدنِ هویت وکنا)، تعلیقِ «کشف معمای اصلی» از بین رفت و جای خود را به تعلیقِ «چهگونه شکستش دهیم؟» داد؛ تعلیقی که به اندازهٔ کافی رازآلود و نفسگیر نبود.
قسمت پایانی این سریالِ پربیننده پنجشنبه ۱۱ دی منتشر میشود و سفرِ نهسالهاش را به پایان میرساند. اکنون که تنها چند ساعت تا پخش آخرین قسمت مانده، هنوز زود است که قضاوت نهایی کرد؛ باید دید در این قسمت چه سرنوشتی رقم میخورد و واکنش مخاطبان چهگونه خواهد بود.
امتیاز: ۴ از ۵
نویسنده: زینب آشتیانی

نظر شما