رویانیوز :: سینمای ایران در حالی روزهای پایانی آذرماه را با فروش ۲۶ میلیارد تومانی و پیشتازی کمدیهای نوظهور پشت سر میگذارد که آمارهای سالانه همچنان از افت محسوس مخاطب نسبت به سال گذشته حکایت دارند. این هفته، فضای رسانهای سینما میان دو قطب متفاوت در نوسان بود؛ از سویی اهالی هنر در شبِ بیستوچهارمین جشن «حافظ» گرد هم آمدند تا در فضایی آرام از استقلال سینما و رنجهای صنفی خود بگویند، و از سوی دیگر، انتشار فیلم مستند جنجالی «ترانه» به کارگردانی پگاه آهنگرانی، بحثهای داغی را پیرامون پیوندهای مالی مشکوک، کنشگریهای سازمانیافته و دوقطبیهای کاذب در فضای رسانهای به راه انداخت.
گیشه سینما از ۲۶ میلیارد تومان گذشت؛ «آقای زالو» صدرنشین هفته
فروش سینمای ایران از پنجشنبه ۲۴ آذر تا پنجشنبه ۴ دی، ۲۶ میلیارد و ۸۲۷ میلیون تومان بود. در این مدت ۱۶ هزار و ۳۱۸ سانس برگزار شد و ۳۶۱ هزار و ۵۲۴ نفر به سینما رفتند. سه کمدی «آقای زالو» (۷ میلیارد و ۳۲۴ میلیون)، «کفایت مذاکرات» (۶ میلیارد و ۷۲۹ میلیون) و «طهران ۵۷» (۳ میلیارد) صدرنشین جدول شدند.
پس از آن، «یوز» با ۲ میلیارد و ۷۴۹ میلیون، «دختر برقی» با ۱ میلیارد و ۸۷۰ میلیون و «دو روز دیرتر» با ۱ میلیارد و ۳۵۹ میلیون تومان در رتبههای بعدی قرار گرفتند.
فیلمهای زیر یک میلیارد شامل «قسطنطنیه»، «مجنون»، «بچه مردم»، «غریزه»، «کجپیله»، «گوزنهای اتوبان»، «هایکپی»، «برای رعنا» و «احمد» بودند و ۱۱ فیلم دیگر نیز زیر ۱۰۰ میلیون تومان فروش داشتند.
فروش سینمای ایران از ابتدای فروردین تا چهارم دیماه به ۱ بیلیون و ۵۷۸ میلیارد تومان رسید؛ رقمی که نسبت به سال گذشته با کاهش مخاطب همراه بوده است.
بیستوچهارمین جشن «حافظ» در فضایی آرام و بدون حاشیه برگزار شد
بیستوچهارمین مراسم جشن حافظ با حدود سه ساعت تأخیر و با حضور بازیگران و چهرههای مطرح سینما و تلویزیون، همچنین با اجرای امید معلم، دبیر جشن حافظ، برگزار شد.
امید معلم در آغاز مراسم درباره دلیل برگزاری این جشن گفت: «شاید یکی از دلایلی که زندهیاد علی معلم این مراسم را بنیان گذاشت، همراهی و کنار هم بودن هنرمندان بود. او میدید که این روزها تنهایی سراغ همه ما خواهد آمد.»
وی ادامه داد: «خطاب به هر سیاستمداری در داخل و خارج کشور میگویم؛ ایران سرزمین بزرگی است. مردم را متحد نگه دارید و میان آنها اختلاف نیندازید. ما خواهان حل فقر، خشکسالی و بحرانهای اقتصادی هستیم و هیچکدام از ما در مقابل مردم نیستیم.»
دبیر جشن حافظ افزود: «همه ما و تمام اهالی هنر در کنار مردم هستیم. هر سیاستمداری در داخل یا خارج کشور باید مراقب باشد و هنرمندان را حفظ کند؛ چراکه با حفظ هنرمندان، سرزمین و مملکت حفظ میشود.»
معلم با اشاره به فراز و نشیبهای برگزاری این جشنواره گفت: «اگر جشن حافظ در هر جای دیگری از دنیا برگزار میشد، همکاری بهتری از سوی دولتها صورت میگرفت، اما ما همواره با بداخلاقیهای برخی مسئولان مواجه هستیم. ایران سرزمین بزرگی است و دعا میکنیم روزی از این رنجها رها شود.»
سیدعلی قاسمی، کارگردان فیلم کوتاه «میا» که جایزه بهترین فیلم کوتاه را دریافت کرد، جایزه خود را به فعالان محیط زیست تقدیم کرد و ابراز امیدواری کرد که سرزمین بهتری داشته باشیم.
یاد علی معلم نامیراست
جواد طوسی، عضو هیئت داوران بخش دستاوردهای فنی، گفت: «اگر این جشن تا امروز ادامه پیدا کرده، به دلیل نقش علی معلم است که نامیراست. انتقال این مسیر به امید معلم نیز به ریشه و تبار فرهنگساز علی معلم بازمیگردد.»
امیدوارم سینمای ایران در پناه حافظ بماند
رسول صدرعاملی، برنده جایزه ویژه هیئت داوران در بخش دستاورد فنی، گفت: «علی معلم معتقد بود باید جشنوارهای وجود داشته باشد که اهالی سینما در آن احساس راحتی کنند؛ جشنوارهای مستقل و غیرسفارشی، که سینما در پناه حافظ باشد. خوشحالم این جشن ادامه دارد و امیدوارم سینمای ایران همچنان در پناه حافظ بماند.»
همایون ارشادی و نشان کیارستمی
در این مراسم، هنگام اهدای جایزه عباس کیارستمی، کلیپی از تصاویر زندهیاد همایون ارشادی در فیلمهای این فیلمساز پخش شد. امید معلم یادآور شد که در سالهای گذشته همواره از حضور زندهیاد ارشادی در زمان اهدای این جایزه بهره میبردند.
جای رامبد جوان در تلویزیون است
مجید توکلی که به نمایندگی از علی زرنگار برای دریافت جایزه بهترین فیلمنامه روی صحنه آمد، گفت: «قدر او آنطور که باید دانسته نشده است. او نابغه برنامهسازی در تاریخ تلویزیون است و باید بیش از این از تواناییهایش استفاده شود.»
خواهش میکنم فیلم بسازید
محمود کلاری، برگزیده بخش بهترین فیلمبرداری، گفت: «این تندیس برای من ارزش متفاوتی دارد، چون مزین به نام علی معلم است؛ شخصیتی ادیب و آگاه که درک عمیقی از سینما داشت.»
وی افزود: «این روزها حال سینما خوب نیست و در حال احتضار است. البته این مسئله فقط مختص ایران نیست و جشنوارههایی چون کن، ونیز و برلین نیز کارکرد گذشته خود را از دست دادهاند.»
شوخی امیرحسین قیاسی با جایزهاش
امیرحسین قیاسی، برگزیده بهترین چهره تلویزیونی، با شوخی گفت: «فکر میکردم این کارها تنبیه دارد، نه جایزه!»
او از مادر و همسرش تشکر کرد و گفت این نخستین مهمانی رسمی او در میان هنرمندان است.
علی اوجی که برای اهدای جایزه این هنرمند روی سن آمده بود، از او پرسید که به مهران مدیری چه گفتی که او را راضی به مصاحبه کردی؟ قیاسی اشاره کرد که چون مهران مدیری حضور ندارد، راز او را لو نمیدهم!
علی اوجی نیز با اشاره به جملهای که اخیرا از مدیری در برنامهای با اجرای قیاسی ترند شد، گفت: به درک.
از اهمیت برنامهسازی تا شوخیهای صمیمانه
رامبد جوان، برنده جایزه بهترین برنامه ترکیبی برای «کارناوال»، با اشاره به تلاش گروه سازنده گفت: «بیش از ۴۰۰ نفر در این پروژه حضور داشتند. خوشحالم پدرم پیش از رفتنش این برنامه را دید.»
رفاقت من و مهران را به هم نزن
رضا عطاران، برنده بهترین بازیگر مرد کمدی، خطاب به قیاسی گفت: «رفاقت من و مهران را به هم نزن!»
هر بار آمادگی ندارم
الیکا عبدالرزاقی، برنده بهترین بازیگر زن کمدی، گفت: «چون هر بار فکر میکنم جایزه نمیگیرم، چیزی آماده نکردهام.»
زنده شدن نام آتیلا پسیانی
بابک حمیدیان، برنده بهترین بازیگر مرد درام، با یاد آتیلا پسیانی از مردم خواست با فرهنگ و سینما قهر نکنند.
همه سینماگران برای حذف پروانه ساخت تلاش کنند
اکتای براهنی، برنده بهترین کارگردانی برای «پیر پسر»، گفت: «امیدوارم روزی برسد که دیگر نیازی به پروانه ساخت نباشد.»
ترانه علیدوستی و دمیدن بر خاکستر فتنه ۱۴۰۱
فیلم مستند «ترانه» به کارگردانی پگاه آهنگرانی درباره ترانه علیدوستی، با پرداختن به موضوعاتی چون فمینیسم و حجاب اجباری، فوراً پس از پخش به موضوعی بسیار داغ و پر سروصدا در فضای مجازی و رسانهها تبدیل شد و بازخوردهای گستردهای را در پی داشت. کنشگری سیاسی_اجتماعی ترانه علیدوستی، نه یک خروج ناگهانی از دایره هنر، بلکه تجلی یک پروژه ساختاریافته است که از منابع مالی مشکوک داخلی آغاز شده و با اتصال به لابیهای بینالمللی تقویت شده است. این پدیده، محصول پیوند «ماجراجوییهای رادیکال» و «پولپاشیهای کثیف» است که هدف نهایی آن نه آزادی، بلکه ایجاد گسست اجتماعی پایدار در ایران است.
فمینیسم رادیکال در تقابل با فرهنگ ملی
خانم علیدوستی، به جای پرداختن به سینما، تبدیل به یک بیانیه راهپیمایی شده است. فمینیسمی که او تبلیغ میکند، نه ریشه در درد مشترک جامعه دارد، بلکه نسخهای است که مستقیم از لژهای فکری غرب برای ایجاد گسست در جامعه ایران دیکته شده است. نماد این جدایی فرهنگی، آشکارا بر پیکر او دیده میشود. تتوها، دیگر صرفاً جوهری زیر پوست نیستند، بلکه آنها امضای وفاداری او به یک ایدئولوژی وارداتی هستند که در تضاد کامل با ارزشهای اکثریت مردم ایران قرار دارد. او تلاش میکرد با این نمادگراییهای بصری، خود را به عنوان قربانی معرفی کند، در حالی که در عمل، محصول نهایی یک پروژه سازمانیافته برای تضعیف بنیانهای فرهنگی کشور بود.
شهرزاد، رد پای فساد مالی کلان
آغاز این مسیر، با تناقض اخلاقی منابع مالی گره خورده است. علیدوستی که روزگاری در سایه پروژههایی با منابع مالی شبههانگیز داخلی مانند سریال «شهرزاد» به شهرت و ثروت رسید، امروز ادعای اخلاقگرایی سر میدهد. این تضاد بنیادین، اعتبار هرگونه کنشگری اخلاقی او را نابود میکند. نقطه اتصال این دو فاز، پگاه آهنگرانی است؛ عنصری که مسئولیت اتصال علیدوستی به «پولهای کثیف بینالمللی» را بر عهده داشته است. این شبکهسازی، پروژه را از یک دغدغه شخصی به یک «کالای سیاسی» با پشتوانه مالی خارجی تبدیل میکند.
تظاهر و دستمزد یورویی
این چهره در حالی نسخه «مقاومت» و «مبارزه برای آزادی» میپیچد که خود، با فرش قرمز کن و برلین و دستمزدهای یورویی رسانههای لندنی در امنترین حالت ممکن زندگی میکند. مردم ایران با هوشمندی خود، به خوبی تضاد میان این شعارهای آزادیخواهانه و دریافت دستمزدهای میلیاردی از پروژههای مشکوک داخلی را درک کردهاند. این تضاد آشکار نشان میدهد که آنچه در جریان است، یک «کار سفارشی» برای اغتشاش است و انعکاس دردهای واقعی معیشتی مردم نیست.
در نهایت، پروژه «زن، زندگی، آزادی» به دلیل عدم انطباق با نیازهای معیشتی و اتکای بیش از حد به روایتهای خارجی، نتوانست فراگیر شود. سلبریتیهایی مانند علیدوستی در حال «فرار رو به جلو» هستند تا با استفاده از دوقطبیهای کاذب رسانهای، گذشته مالی و وابستگیهای خود را تطهیر کنند. مستند BBC و سایر خروجیهای رسانههای خارجی، نتیجهی محاسبات نادرست و سوداهای ضد عرفی است که به جای قهرمانسازی، تنها به انزوای هنری و سیاسی این چهرهها انجامیده است.

نظر شما