6 دی 1404 ساعت 17:54
کد خبر: 906
نفر

برچسب‌ها

سرپرست سازمان ملی زمین و مسکن منصوب شد

مارتین اسکورسیزی در نامه‌ای احساسی، از رنج فقدان دوستانش نوشت؛ دردی ماندگار که چاره‌ای جز پذیرش آن نیست.

رویانیوز :: به نقل از ورایتی: راب راینر و همسرش میشل، که به‌ترتیب ۷۸ و ۷۰ ساله بودند، روز ۲۳ آذر در خانه‌شان در منطقه برنت‌وود با ضربات چاقو به قتل رسیدند. پسر ۳۲ ساله آن‌ها، نیک راینر، بازداشت و به دو فقره قتل متهم شده است.

اسکورسیزی در این نامه نوشت:
«من و راب هر دو ریشه‌های شرقی داشتیم. راب راینر فرزند کارل و استل راینر بود؛ خانواده‌ای که طنز نیویورکی را نفس می‌کشیدند. این فضا در هوا بود؛ همان هوایی که من در آن بزرگ شدم.»

او ادامه داد:
«من عاشق وقت‌گذرانی با راب بودم. میان ما یک علاقه طبیعی وجود داشت. او بسیار ساده، گاهی خجالتی و در عین حال خنده‌دار بود، اما هرگز از آن آدم‌هایی نبود که بخواهد مرکز توجه اتاق باشد. راب حسی زیبا و یگانه از آزادی داشت؛ از زندگی در لحظه لذت می‌برد و خنده‌ای بلند و رها داشت. وقتی در لینکلن سنتر از او تقدیر شد، مایکل مک‌کین مشغول خواندن یک سخنرانی رسمی بود که پیش از رسیدن به بخش پایانی، راب آن‌قدر خندید که صدایش در سراسر سالن پیچید.»

اسکورسیزی درباره فیلم مورد علاقه‌اش از راب راینر نوشت:
«فیلم میسری برای من اثری بسیار ویژه است؛ فیلمی که با بازی درخشان کتی بیتس و جیمز کان ساخته شد. این فیلم نمونه‌ای یگانه از خلاقیتی ناب است که در طبقه‌ای خاص از سینما قرار می‌گیرد.»
او افزود که هنگام ساخت فیلم «گرگ وال‌استریت» در سال ۲۰۱۳، بلافاصله راب را برای نقش پدر جردن بلفورت (با بازی لئوناردو دی‌کاپریو) در نظر گرفت.
اسکورسیزی نوشت: «او می‌توانست در کنار بهترین‌ها بدرخشد. استاد کمدی بود و به شکلی زیبا با لئو و دیگران کار می‌کرد. راب پدری دوست‌داشتنی بود که هم به موفقیت پسرش افتخار می‌کرد و هم می‌دانست چگونه او را از سقوط بترساند. صحنه‌ای که در آن به پسرش می‌گوید اگر از شرکتش فاصله بگیرد، ممکن است همه‌چیز را از دست بدهد، یکی از لحظات شگفت‌انگیز فیلم است. نگاه راب، زمانی که تردید لئو را می‌بیند و در نهایت او را متوقف می‌کند، فراموش‌نشدنی است: «تو همه پول دنیا را داری؛ واقعاً به همه‌اش احتیاج داری؟»

او در ادامه افزود:
«من بارها تحت‌تأثیر ظرافت و گشودگی بازی راب قرار گرفتم؛ چه هنگام فیلم‌برداری، چه در اتاق تدوین و چه زمانی که نسخه نهایی را تماشا کردم. حالا قلبم می‌شکند وقتی حتی به نرمی بازی او در این صحنه‌ها فکر می‌کنم.»

اسکورسیزی مقاله‌اش را این‌گونه به پایان رساند:
«آنچه برای راب و میشل رخ داد، فاجعه‌ای محض است. تنها چیزی که به من کمک می‌کند، گذر زمان است. مانند همه خانواده و دوستان‌شان، من هم امیدوارم روزی دوباره آن‌ها را زنده و سرحال در خاطراتم ببینم؛ در شامی یا مهمانی، کنار راب بنشینم، چهره‌اش را ببینم، به داستان‌هایش بخندم و دوباره او را همان دوست دوست‌داشتنی‌ام بدانم.»

کپی شد! ✅

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha