30 آذر 1404 ساعت 16:31
کد خبر: 793
نفر

برچسب‌ها

سرپرست سازمان ملی زمین و مسکن منصوب شد

تری‌یر بعد از پایان سه‌گانه اسلو، به سراغ ساخت شخصی‌ترین اثر خود رفته است. «ارزش عاطفی» همان‌گونه که از نامش پیداست، فیلمی درباره عواطف و احساسات انسان‌ها و رابطه پیچیده آن‌ها با یکدیگر است.

رویانیوز :: «ارزش عاطفی» آخرین اثر فیلمساز نروژی، یواخیم تری‌یر است که در سال ۲۰۲۵ منتشر شد. این فیلم درباره رابطه پرفراز‌ونشیب یک فیلمساز پیر و دخترِ بازیگرش است که با بازگشت پدر به عرصه فیلمسازی، پیچیده‌تر می‌شود.
تری‌یر بعد از پایان سه‌گانه اسلو، به سراغ ساخت شخصی‌ترین اثر خود رفته است. «ارزش عاطفی» همان‌گونه که از نامش پیداست، فیلمی درباره عواطف و احساسات انسان‌ها و رابطه پیچیده آن‌ها با یکدیگر است.
(هشدار اسپویل): فیلم در ابتدا با تصاویری از خانه، اهمیت خانه را در داستان نشان می‌دهد. سپس نورا در فیلم معرفی می‌شود که خاطراتش در آن خانه قدیمی، به صورت گذرا اما کامل نشان داده می‌شود. در همان پنج دقیقه اول، فیلم رابطه پرتنش گوستاو بورگ، پدر نورا و همسر تراپیستش را نشان می‌دهد. رابطه‌ای که بعدها روی نورا تاثیر گذاشته است و نورا هنگام اجرا روی صحنه تئاتر بعضا دچار مشکل می‌شود. سپس متوجه می‌شویم که پدر نورا، بعد از اتفاقاتی همسر خود را طلاق می‌دهد و دو فرزندش را را ترک می‌کند. این اتفاق، سبب دوری او از نورا و خواهرش اگنس و دلگیری آن‌ها از پدرشان می‌شود.
حالا، مادر نورا و اگنس فوت کرده و گوستاو به دیدار دو دخترش می‌آید. بعد از مراسم، گوستاو به نورا می‌گوید که می‌خواهد با او صحبت کند. نورا و گوستاو در یک کافه با یکدیگر دیدار می‌کنند و گوستاو، پیشنهاد بازیگری در نقش یک مادر را به نورا در فیلم جدیدش می‌دهد. این سکانس یک نقطه عطف در فیلم است، چرا که از اینجا به بعد، هدف اصلی «ارزش عاطفی» به تصویر کشیدن کش‌و‌قوس‌های گوستاو برای تولید فیلمش می‌شود. در همین حین، کندوکاو در راستای درونیات نورا نیز مورد توجه است. نورا عمیقا با تنهایی دست‌وپنجه نرم می‌کند و این تنهایی، ریشه در رابطه او با پدرش دارد، رابطه‌ای که هیچگاه صمیمی نبوده و همواره شکلی ناقص به خود داشته است. فقدان حضور پدر در زندگی نورا، به عنوان یک حامی، سایه بر زندگی او انداخته است، به گونه‌ای که نورا حالا نیز به نوعی به دنبال یک حامی است، اما نمی‌تواند شریکی برای زندگی خود پیدا کند و دست رد به سینه‌اش می‌خورد. گوستاو با پیشنهاد دادن بازیگری به نورا، صرفا به دنبال ساخت یک فیلم نیست و در واقع مسأله اصلی او، ترمیم رابطه ناقص و شکننده‌اش با نورا است. فیلمنامه او، در ابتدا به نظر می‌رسد که با الهام از مادرش نوشته شده است. مادر گوستاو در زمان جوانی‌اش عضو گروهک‌های انقلابی بوده و به این واسطه شکنجه‌های بسیاری را متحمل می‌شود و به واسطه آن شکنجه‌ها، در هنگام کودکی گوستاو خود را در خانه دار می‌زند. صحنه دار زدن، بسیار کلیدی و مهم است، چرا که در ابتدا به نظر می‌رسید که صحنه دار زدن، در واقع برگرفته از تجربه گوستاو از خودکشی مادرش است، اما در اواخر فیلم متوجه می‌شویم که خود نورا نیز سابقه خودکشی داشته است و پدرش به نحوی از خودکشی ناموفق او مطلع شده است. به این شکل، فیلم گوستاو، اثری درباره نورا است و به همین ترتیب، تبدیل به حلقه اتصال دوباره بین نورا و پدرش می‌شود.
یکی از نقاط قوت این فیلم و البته سایر فیلم‌های تری‌یر، اجرای قدرتمند بازیگران است. در این فیلم نیز مانند «اسلو 31 اگوست» و «بدترین آدم دنیا» تری‌یر با رناته رینسوه، بازیگر نروژی همکاری کرده است. اجرای دیدنی رناته رینسوه، پیچیدگی‌های شخصیتی کاراکتر نورا را به خوبی درمی‌آورد و احساسات او را به اندازه بروز می‌دهد. از جهات بسیاری، نورا شبیه کاراکتر جولی در اثر قبلی تری‌یر یعنی «بدترین آدم دنیا» است. جولی نیز کاراکتری پیچیده بود و رینسوه توانسته بود به خوبی از پس اجرای آن بربیاید. نوع اکتینگ او و نزدیک بودن سینمای نروژ و سوئد، او را بسیار به بازیگران آثار برگمان مانند لیو اولمان و بیبی اندرشون نزدیک می‌کند. فارغ از اکتینگ بازیگران و به طور کلی فارغ از این فیلم، تمامی سینماگران حوزه اسکاندیناوی به نوعی از برگمان تاثیر گرفته‌اند و تحلیل آثار این بخش از سینمای اروپا بدون توجه به برگمان، قطعا تحلیل کاملی نیست.
بقیه بازیگران نیز به جذابیت اثر می‌افزایند. استلان اسکاشگورد همواره نقش‌ها را با پختگی خاصی بازی کرده و در این فیلم نیز، انگار که کاراکتر گوستاو بورگ _ یک فیلمساز کهنه‌کار الکلی که رابطه‌ نه چندان خوبی با فرزندانش دارد _ برای او نوشته شده است. حضور ال فانینگ هم به نوبه خود جالب توجه است. او همانند دنیای واقعی، در فیلم نقش یک بازیگر معروف هالیوودی را بازی می‌کند که که پس از رد پیشنهاد گوستاو به نورا، جانشین او می‌شود. قرار گرفتن یک بازیگر آمریکایی در مقابل دوربین یک سینماگر قدرتمند اروپایی، همواره جذاب و دیدنی بوده است.
نکته مهمی در فیلم وجود دارد که بسیار حائز اهمیت است. داستان پدر و فرزندی که رابطه خوبی با یکدیگر ندارند، از آن داستان‌های تکراری است که به وفور در تاریخ سینما یافت می‌شود. فیلم «ارزش عاطفی» مانند بسیاری از آثار مهم دیگر ثابت می‌کند که قدرت یک فیلم سینمایی نه به چیستی داستان بلکه به چگونگی روایت داستان است. به بیان ساده‌تر، سوژه عشق را در نظر بگیرید. عشق در سینما، احتمالا پرتکرارترین سوژه بوده است و کم‌وبیش همه فیلمسازان، مستقیم یا غیرمستقیم به سراغش رفته‌اند و در داستانشان یا در لابه‌لای آن، عاشق و معشوقی را به تصویر کشیده‌اند. اما چه می‌شود که مثلا «کازابلانکا» در تاریخ سینما ماندگار می‌شود و بسیاری از فیلم‌های دیگر با همین مضمون، به دست فراموشی سپرده می‌شوند؟ پاسخ در همان چگونگی روایت است، اینکه عشق در نگاه فیلمساز چگونه است و نحوه شکل گرفتنش در یک اثر سینمایی به چه صورت است. به همین ترتیب، می‌توان گفت که تری‌یر از آن کلیشه‌های همیشگیِ این‌گونه داستان‌ها فاصله گرفته و سعی کرده که رابطه پدر و دختر را به روش خودش به تصویر بکشد. اگرچه که پایان فیلم، یک هپی اندینگ است که مخاطب را به یاد آثار کم‌مایه هالیوودی می‌اندازد، اما کلیت فیلم همان رویکرد آرتیستیکی را به همراه دارد که از سینماگران اروپایی می‌شناسیم.
در پایان، باید گفت که «ارزش عاطفی» از بهترین آثار سال ۲۰۲۵ است. این فیلم در فستیوال کن امسال، برنده گرندپری شد که بعد از نخل طلا، باارزش‌ترین جایزه این جشنواره است.
امتیاز: ۳ از ۵
 

کپی شد! ✅

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha