در ابتدا مسعود جلیلوند خسروی، محوریت سخنرانی خود را بر شناسایی دقیق مولفههای محتوایی تربیتی در پویانماییها قرار داد و تصریح کرد که هدف، طرح پرسشهای بنیادین است نه ارائه الگوهای عام. تمرکز وی پژوهش بر گروههای سنی کودک (به ویژه دوره ۷ تا ۱۲ سال) بود، زیرا این دوره سنّی استقلال نسبی را تجربه میکند.
وی در تحلیل تفکیکهای تربیتی، دو اصل مهم را برجسته ساخت: در مورد خردسالان (۳ تا ۶ سال)، نمایش شر مطلقاً ممنوع است و مفاهیم الهی باید غیرمستقیم و با حفظ جایگاه محوری خانواده معرفی شوند. در مورد کودکان (۷ تا ۱۲ سال)، این گروه نیازمند حق انتخاب، اشتباه کردن و اصلاح هستند و موفقیت قهرمان باید همواره همراه با تلاش ترسیم شود.
جلیلوند خسروی دلیل عدم استقبال از برخی آثار را عدم رعایت این ظرافتهای تربیتی دانست و بر لزوم اتصال پژوهش نظری به صنعت تولید برای موفقیت تأکید ورزید.
در ادمه، مریم وطن خواه در رویکردی تطبیقی به بررسی تفاوتهای میان سینمای دفاع مقدس و سینمای جنگ جهان پرداخت. او خرده روایتها را بر اساس آرای لوتیر به عنوان میدان مقاومت در برابر کلان روایتها یا همان روایتهای مسلط فکری تعریف کرد که کارکرد آن منطقشکنی علیه تمامیتگرایی است.
وطن خواه با برشمردن تفاوت این دو سینما، تفاوت بنیادین دفاع مقدس را در غلبه فضاهای معنوی، مانند عبادت و دعا، بر مادیات دانست. در این روایت، مرگ همراه با شهادت و رستگاری (انتخاب آگاهانه) ترسیم میشود، و روابط متأثر از تکلیف الهی است، امری که ساختار فرماندهی را در بحرانها حفظ میکند.
سمانه کریمی نیز در ارائه خود، بر لزوم احتیاط در اعمال تقسیمبندیهای تاریخی غربی (سنت، مدرن، پستمدرن) بر غرب آسیا تأکید کرد. وی ویژگیهای جهان سنت (پیش از صنعتی شدن) را در محوریت بقا و ساختار قبیلهای تعریف کرد. در مقابل، جهان مدرن پس از انقلاب صنعتی را مبتنی بر اومانیسم، تلاش برای لذتگرایی و گرایش به ماتریالیسم دانست که پیامد فناورانه آن، شکلگیری فردیت مستقل و آسیب به محیط زیست بوده است.
در پایان نیز، محمد حسین آزادی سیر تحول مخاطب را از دوران خطی رسانههای سنتی تا عصر هوش مصنوعی ترسیم کرد. وی بیان کرد چالش اصلی کنونی رسانهها، جلب توجه مخاطب در میان انبوه داده هاست.
وی با توضیح زیرشاخههای کلیدی هوش مصنوعی مولد همچون یادگیری ماشینی، ادراک و تولید زبان طبیعی، بینایی کامپیوتری، سیستمهای توصیهگر و... نقش این ویژگیها در کارکردهای هوش مصنوعی تبیین کرد. وی همچنین آینده را در چارچوب تعامل انسان و ماشین دید، سیستمی که در آن مرز میان تولیدکننده و مصرفکننده از میان برداشته شده و مخاطب به عنوان یک همآفرین در خلق محتوا نقش ایفا خواهد کرد. در پایان نیز به مهمترین چالشهای ناشی از هوش مصنوعی پرداخته شد.

نظر شما