رویانیوز :: در این نوشتار برآن هستیم تا چهار فیلم مستند حاضر در نوزدهمین دورهٔ جشنوارهٔ فیلم مستند ایرانِ «سینماحقیقت» را با نگاهی تحلیلگر و بعضاً نقادانه مختصر بررسی کنیم.
خاک زخمی؛ دانش بهمثابهٔ سلاح علیه جنگطلبان
کارگردان و تهیهکننده: مصطفی شوقی
امتیاز: ۲/۵
نویسنده: محمدمهدی صفری تنها
اثر فراتر از یک پرترهٔ علمی، مانیفستیست در بابِ مسئولیت اجتماعیِ نهادِ علم. فیلم، مبارزات دکتر مژگان صوابی را به تصویر میکشد؛ دانشمندی که اگرچه در ساختارِ آکادمیک غرب بالیده، اما اکنون با چرخشی دیالکتیکی، همان ابزار شناخت را علیه سیاستهای توسعهطلبانه و امپریالیستی به کار گرفته است.«خاک زخمی» کنکاشی پژوهشی در جنایاتِ زیستمحیطی است؛ افشاگریِ صریحی علیه ماشینِ جنگیِ ایالات متحده و اسرائیل که ردپایِ سمی و آلایندههای مرگبارشان، اکوسیستمِ خاورمیانه را به گروگان گرفته است. این فیلم مستند نشان میدهد که چگونه میتوان علم را از انحصارِ برجعاجنشینان خارج کرد و آن را بهمثابهٔ سلاحی کارآمد در خدمتِ عدالت و علیه هژمونیِ ویرانگرِ سرمایهداریِ نظامی قرار داد.
روزی روزگاری در تابستان؛ جنگ از پس نگاه کودکان
کارگردان: حسان آجورلو
تهیهکننده: مجتبی آرشنیا
امتیاز: ۳/۵
نویسنده: ایراندخت ابراهیمی
روزی روزگاری در تابستان روایتی است از برخورد دو جهان متضاد؛ گرمای معصوم و صادق دنیای کودکی در برابر سرمای خشن و بیرحم جنگ. فیلم با نگاهی انسانی و شاعرانه، جنگی را توصیف میکند که برای این نسل، به گرانی مرگ پدرشان تموم شد. کارگردان در کنکاش استخراج غمی بزرگ از لابهلای خندههای کودکان بود. طنزمایه در تضاد با پایان تلخ فیلم ترکیب خوبی توانسته بود باشد. باید در اینجا اشاره کنم به قسمتی که اثر توانسته هم در ابتدا لبخند بر لب تماشاگر بنشاند هم در پایان اشک را از چشماناش جاری سازد. «اگه بابات اون روز نمیرفت سرکار چی؟!» حتی اگه خواب شهادتاش را هم دیده باشی رفتنی، رفتنی است. دایرهای از توهمات دور سر پسرک بیپناه میچرخید. به راستی چه میتوانست بگوید. سکوت قانعکنندهاش سرشار از درد بود.
کابوک؛ روایتی متفاوت از مواجهٔ شاعرانهٔ انسان و طبیعت
کارگردان و تهیهکننده: جعفر صادقی
امتیاز: ۴/۵
نویسنده: امینمهدی قاسمی
داستانی بکر و مینیمال، در تضاد با موضوعات شناخته شدهٔ دنیای مستند که از حیث موضوع، بسیار قابل تامل است. روایتی که گاه به سمت شاعرانگی و پیچش داستانی، و گاه به سمت توضیح مشکل بنیادینی که شخصیت را گرفتار کرده می رود. موضوعاتی که فیلمساز، آنها را به درستی بر پیکرهٔ فیلم مینشاند و با کمک تدوین موثر، داستانی منسجم و درگیرکننده خلق میکند. نمای آغازین فیلم مردی را بهتزده نشان میدهد که وارد باغ میشود. مقدمهای تصویری که بهظاهر ساده است، اما از همان ابتدا نوعی تعلیق شاعرانه ایجاد میکند.
عبای سوخته؛ مظلوم بهشتی
کارگردان: مهدی فارسی
تهیهکننده: اباذر صالحیان
امتیاز: ۱
نویسنده: امیررضا سلیمی
سازمان اوج چه در آثار داستانی و چه در آثار مستند، تبحر خاصی در نگهداشتن مخاطبش دارد. اما عبای سوخته استثناست. انتظار مخاطب دیدن سیدمحمد بهشتیای است که تا به حال ندیده و بهخاطر نام او وارد سالن سینما میشود اما فیلم از همان ابتدا ناامیدش میکند و بیشتر از آنکه فیلم، فیلم شهید بهشتی باشد معرفی افراد و سازمانهایی چون بنیصدر، بازرگان و مجاهدین و احزاب چپ است و شهید بهشتی تنها در میان نامهای دیگر سهمی بیشتر از ارجاعاتی که به صدا و نامش داده میشود، ندارد. شاید تنها نکتهای که باعث جذابیت نسبی در لحظاتی از فیلم شود، آرشیوهای تازه و مرتبط با گفتارمتن باشد که تا حدودی فیلم را قابل دیدن میکند. اما عبای سوخته آن بهشتیای را که مورد انتظار است را نمایش نمیدهد و در پایان باید همچنان گفت: مظلوم بهشتی.

نظر شما