18 آذر 1404 ساعت 19:55
کد خبر: 656
نفر

برچسب‌ها

سرپرست سازمان ملی زمین و مسکن منصوب شد

در وهله اول، باید لینکلیتر را تحسین کرد که جرئت کرده به سمت یکی از مهم‌ترین و جریان‌سازترین جنبش‌های تاریخ سینما برود و سوژه‌اش را از میان فیلمسازان آن دوره انتخاب کند.

رویانیوز :: «موج نو» آخرین اثر ریچارد لینکلیتر، فیلمساز معروف آمریکایی‌ست که در سال ۲۰۲۵ منتشر شد. این فیلم، داستان ژان_لوک گدار، یکی از مهم‌ترین فیلمسازان تاریخ سینما را روایت می‌کند که در پی ساخت اولین فیلم بلندش یعنی «از نفس افتاده» است.

در وهله اول، باید لینکلیتر را تحسین کرد که جرئت کرده به سمت یکی از مهم‌ترین و جریان‌سازترین جنبش‌های تاریخ سینما برود و سوژه‌اش را از میان فیلمسازان آن دوره انتخاب کند. لینکلیتر با جسارت و شجاعت تمام، دوربینش را به سمت گدار، فیلمساز مولف سوئیسی‌ــ‌‌فرانسوی می‌گیرد، کسی که به عقیده بسیاری از اهالی سینما، به عنوان بهترین و مهم‌ترین فیلمساز تاریخ شناخته می‌شود؛ در کنار گدار، بسیاری از چهره‌های مهم موج نوی سینمای فرانسه یا تاثیرگذار بر آن نیز در فیلم حضور دارند، ولو اندک و بدون دیالوگ. تروفو، واردا، شابرول، رومر، ریوت، روسلینی، ملویل، برسون، کوکتو و... همگی توسط دوربین لینکلیتر به تصویر کشیده می‌شوند و به آن‌ها ادای احترام می‌شود؛ در واقع «موج نو» همان‌طور که از نامش پیداست، ادای احترامی‌ست به موج نوی سینمای فرانسه و آدم‌هایش، آدم‌هایی که روشنفکرند، خلاق‌اند و البته دیوانه‌وار عاشق سینما هستند.

فیلم از جایی شروع می‌شود که گدار جوان، منتقد مجله کایه‌دوسینماست و در تلاش است تا نخستین فیلم بلند خود را بسازد. گدار با هماهنگی ژرژ دوبورگار، تهیه‌کننده معروف آن دوران، بازیگران و عوامل فیلمش را دور هم جمع کرده و بیست روز فرصت دارد تا فیلمش را تولید کند. ادامه داستان با تمرکز بر پشت صحنه فیلم «از نفس افتاده» و نحوه کارگردانی نامتعارف و جدید گدار است. نکته جالب آن است که فیلم، دقیقا گدار را از شروع تقلایش برای ساخت «از نفس افتاده» تا پایان و اکرانش نشان می‌دهد. با توجه به اینکه یک بازه مشخص و معنی‌دار از سوی لینکلیتر انتخاب شده، می‌توان گفت که فیلم کاملا خود را از یک فیلم بیوگرافی جدا می‌کند. از طرفی، اثر به لحاظ تکنیکی، وام‌دار تکنیک‌های بدیع آثار موج نویی است. لینکلیتر در فیلمش از دوربین روی دست استفاده می‌کند و اثرش را به لحاظ بصری با آثار موج نو یکی می‌کند. فیلمسازان موج نوی سینمای فرانسه در واکنش فیلمسازی استودیویی، آثارشان را در خارج از استودیو و با دوربین روی دست ضبط می‌کردند تا بتوانند فیلم‌هایشان را به واقعیت نزدیک کنند. 

چند نکته مهم راجع به فیلم وجود دارد؛ اول باید این را بدانیم که «موج نو» فیلم مشکل‌فهمی است، زیرا اگر مخاطب، شناخت چندانی از موج نوی سینمای فرانسه، شخص گدار و سایر اشخاص مهم آن دوره نداشته باشد، فیلم برایش نامفهوم خواهد بود و جذابیتی نخواهد داشت. برای مثال در جایی از فیلم، گدار از صندوق کایه‌دو‌سینما پول می‌دزدد؛ اگر کسی بیوگرافی گدار را نخوانده باشد، متوجه چرایی این موضوع نخواهد شد و از طرفی خود فیلم نیز خواهان پاسخ به این سوال نیست. از جهت دیگر، طرفداران گدار و موج نو، یا حداقل کسانی که لزوما علاقه‌ای به گدار ندارند اما شناخت و تسلط بالایی روی نگاه او به سینما و شخصیت پیشرویش دارند نیز ممکن است از فیلم خوششان نیاید. واقعیت این است که شاید همه‌چیز در فیلم، اعم از کاراکترها، فضاسازی و حتی نحوه بازسازی پشت صحنه «از نفس افتاده» بیش از حد تروتمیز باشد. مشخص است که لینکلیتر وسواس زیادی به خرج داده تا همه‌چیز در فیلمش شبیه آن دوران باشد، اما بعضی از چیزها از دستش دررفته است.

یکی از مهم‌ترین نقدهایی که می‌توان به فیلم وارد کرد این است که گدارِ جوانِ فیلم، شبیه گدار واقعی نیست. در واقع با نسخه‌ای نسبتاً بامزه از گدار طرف هستیم که حتی لجبازی‌ها و یک‌دنده بودنش هم بامزه است. گدار واقعی، شخصیتی پیچیده و بسیار آوانگارد بود که تن به هیچ چهارچوبی نمی‌داد و هربار تلاش می‌کرد که خودش و فیلم‌هایش را به چالش بکشد. یا بقیه کاراکترها مانند واردا، شابرول، رومر و... صرفاً مجسمه هستند و کمکی به پیشبرد قصه نمی‌کنند. البته ممکن است که این نکته تعمدی بوده باشد و قصد لینکلیتر صرفا ادای احترام به آن‌ها بوده و هدفش بازنمایی تمام و کمال با توجه به ویژگی‌های شخصیتی آن‌ها نبوده است، اما همین نکته شاید علاقه‌مندان به سینمای فرانسه را ناامید بکند. اگرچه که فیلم در خود فرانسه بسیار محبوب بوده است. «موج نو» زمانی که در فستیوال کن اکران می‌شد، میانگین امتیازات نسبتا بالایی از منتقدان کایه‌دوسینما دریافت کرد و مارکوس اوزل، سردبیر مجله، به فیلم ۳/۵ ستاره از ۵ ستاره داد و ریویوی مثبتی درباره فیلم نوشت و موفقیت لینکلیتر در اثر را ناشی از نگاه سرشار از عشق او دانست. اخیراً نیز این فیلم در رتبه هشتم از ده فیلم برتر سال ۲۰۲۵ از نگاه منتقدان کایه‌دوسینما قرار گرفت.

اما سوالی که پیش می‌آید این است که اصلاً چرا لینکلیتر به سراغ چنین بازسازی حساسی رفته و چرا گدار را به عنوان سوژه اصلی انتخاب کرده است؟ لینکلیتر در جایی از «چهارصد ضربه» تروفو به عنوان یکی از فیلم‌های مورد علاقه‌اش یاد می‌کند، این یعنی آثار موج نویی تاثیر بالایی بر او و فیلم‌هایش داشته‌اند. واقعیت این است که احتمالاً لینکلیتر می‌خواسته پیامی مخفی به مخاطبش بدهد: یک سینمای جدید. ژان_لوک گدار احتمالا اولین شخصی‌ست که وقتی بحث تولد سینمایی جدید می‌شود، به او برمی‌خوریم. همان‌طور که در فیلم نشان داده می‌شود، گدار خواهان تولید فیلمی جدید بود، فیلمی که تا قبل از آن ساخته نشده بود، فیلمی که ظرفیت‌هایی جدید از مدیوم سینما را عیان می‌کرد. لینکلیتر با به تصویر کشیدن گدار، فارغ از ادای احترام به او و همکارانش، می‌گوید که مانند گدار، به دنبال فیلمی جدید باشید؛ فیلمی که تا قبل از اینکه شما آن را بسازید، کسی مانندش را ندیده است. او گدار را به مثابه یک انقلابی می‌بیند و تاکید می‌کند که سینما نیز در اوضاع کنونی نیازمند یک انقلاب و دگرگونی است.

در پایان، باید گفت که فیلم، تجمیع ویژگی‌هایی است که «موج نو» را به اثری متفاوت از ریچارد لینکلیتر تبدیل می‌کنند، ویژگی‌هایی که قطعاً مخاطبان علاقه‌مندان سینمای فرانسه و حتی علاقه‌مندان به آثار لینکلیتر را دچار چالش خواهد کرد. اما به طور کلی، با فیلمی طرف هستیم که عشق به سینما و آدم‌هایش در آن جریان دارد. لینکلیتر به ما اجازه می‌دهد که به تماشای گدار و رفقایش بنشینیم و حضور در پشت صحنه یکی از مهم‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما را تجربه کنیم.

امتیاز: ۳/۵ از ۵

 

کپی شد! ✅

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha