ناتوردشت به کارگردانی سیدمحمدرضا خردمندان اثری است براساس واقعهای که چندی پیشاز تولید فیلم به وقوع پیوسته است. داستان یکخطی آن نیز کلیشهای است که بارها با آن روبهرو شدهایم و در اخبار و رسانه سینما و تلویزیون نیز امری است آشنا برای چشمان مخاطب. اما چه عنصری منجر به این میشود که این فیلم مخاطب را تا به انتها با خود همراه کند و در نهایت نیز با اوجی پرتعلیق و پایانبندیای درخور، مخاطبش را از سالن سینما بدرقه کند؟
نخستین نکته، اثر حد و اندازه میداند و پرتکلف و گزافهگو نمیشود. مواجههاش با امر واقع نیز مغلوبانه نیست و آن را از آنِ خویش میکند و با بهرهگیری از عناصر سینمایی، بدان عمق میبخشد و اثری سینمایی تحویل مخاطب میدهد. بیشاز آنکه به دنبال معمابافی باشد، در تلاش برای دراماتیزهکردن داستان با تمرکز بر شخصیتهایش است و پدیدارکردن وجوه شخصیتی ایشان در بستر درام. قهرمان و ضدقهرمانش به هیچ وجه آرمانی نبوده و با دادن اطلاعاتی قطرهای ابعاد مختلف و ویژگیهای مثبت و منفی طرفین را برای مخاطب نشان میدهد؛ شخصیتهایش برخاسته از بستر تاریخی ـ اجتماعی اکنونمان هستند و رفتارهایشان را میتوان بهمثابه معلولهایی نسبت به شرایط اقتصادی ـ اجتماعی ایران معاصر دانست. امری که منجر به شکلگیری سمپاتی و همذاتپنداری مخاطب با شخصیتهایش و حتی ضدقهرمان داستان، با بازی خوب میرسعید مولویان میشود.
ناتوردشت فیلمی است دیدنی و قابل تامل در باب پرداخت خلاقانه واقعیت؛ شخصیت میسازد و داستان تعریف میکند. کارگردان رسانه و حدودش را میشناسند و با توجه به آن تصویر ذهنیاش را به تصویر میکشد. بازیها خوب هستند و انتخاب بازیگران چهره برای پرسوناژهای فرعی نیز انتخاب خوبی بودهاند. سایر مولفههای فیلمیک نیز ـ بهخصوص موسیقی ـ دست به دست یکدیگر دادهاند تا منجر به خلق تجربهای زیباشناختی و سینمایی برای مخاطب شوند.
امتیاز: ۳ از ۵


نظر شما