18 تیر 1404 ساعت 08:08
کد خبر: 186
نفر

برچسب‌ها

سرپرست سازمان ملی زمین و مسکن منصوب شد

شهاب اسفندیاری در گفت‌وگو با اقتصاددان برجسته آمریکایی: آیا روابط اقتصادی با آمریکا می‌توانست مانع وقوع جنگ شود؟

در آستانه گفت‌وگویی اختصاصی با جفری ساکس، اقتصاددان جهانی و منتقد سیاست‌های جنگ‌طلبانه ایالات متحده، شهاب اسفندیاری در برنامه «خرمشهر» به تحلیل برخی گمانه‌زنی‌های اقتصادی پیرامون جنگ اخیر پرداخت؛ تحلیلی که نگاه منتقدانه‌ای به نقش سرمایه‌گذاری‌های احتمالی آمریکا در ایران دارد و این پرسش را مطرح می‌کند که آیا چنین روابطی می‌توانست مانع از درگیری نظامی شود.
اسفندیاری، با اشاره به تحلیل‌های متعدد پیرامون جنگ اخیر رژیم صهیونیستی و ایالات متحده علیه ایران تأکید کرد: «یکی از محورهای مهم تحلیل این جنگ، ابعاد اقتصادی آن بوده است. برخی معتقد بودند اگر ایران در گذشته در روابط اقتصادی با ایالات متحده امتیازهایی می‌داد، شاید چنین جنگی رخ نمی‌داد.»
وی افزود: «حتی در هفته‌های منتهی به آغاز جنگ، برخی تحلیلگران داخلی بر این باور بودند که فرصت‌هایی یک تا دو تریلیون دلاری برای سرمایه‌گذاری آمریکا در ایران وجود دارد. بر اساس این دیدگاه، گشودن این باب می‌توانست به تضمین امنیت ایران منجر شود، چرا که سرمایه‌گذاری عظیم آمریکا مانع از ورود به جنگ می‌شد.»
اسفندیاری در ادامه طرح این پرسش کلیدی گفت: «پیوست این برداشت‌ها تا چه حد بر اساس واقعیت و تجربه روابط ایالات متحده با سایر کشورهاست؟ چقدر می‌توان به این نوع تحلیل‌ها باور داشت.»
او خاطرنشان کرد: بررسی چنین ادعاهایی نیازمند گفت‌وگو با چهره‌هایی است که هم تجربه عمیق در حوزه سیاست‌های بین‌الملل دارند و هم شناختی دقیق از نظام اقتصادی آمریکا و عملکرد آن در قبال کشورهای در حال توسعه.
اسفندیاری برای واکاوی ابعاد این موضوع، میزبان یکی از برجسته‌ترین اقتصاددان‌های جهان بود؛ پروفسور جفری ساکس، استاد دانشگاه کلمبیا و مدیر مرکز توسعه پایدار این دانشگاه.
او با معرفی مهمان ویژه برنامه گفت: «پروفسور ساکس نه‌تنها یکی از صاحب‌نظران اصلی در حوزه توسعه پایدار است، بلکه در سال‌های اخیر به یکی از صریح‌ترین منتقدان سیاست خارجی ایالات متحده بدل شده است؛ به‌ویژه در زمینه جنگ‌های متوالی آمریکا در جهان، از جمله در غرب آسیا، که به تبعیت از رژیم صهیونیستی و نخست‌وزیر آن بنیامین نتانیاهو رخ داده‌اند.» ساکس، به عنوان نویسنده کتاب‌های پرفروش نیویورک تایمز از جمله پایان فقر و قیمت تمدن، سال‌هاست که در زمینه مقابله با فقر، تغییرات اقلیمی، بحران‌های مالی و بیماری‌های همه‌گیر فعال است. او مشاور پیشین سه دبیرکل سازمان ملل و رئیس شبکه راه‌حل‌های توسعه پایدار این سازمان بوده است. جوایزی همچون جایزه سیاره آبی (2015) و جایزه توسعه پایدار (2022) از جمله افتخارات او به شمار می‌روند. جفری ساکس تاکنون 42 دکترای افتخاری از دانشگاه‌های مختلف جهان دریافت کرده و دوبار در فهرست صد چهره تأثیرگذار جهان به انتخاب مجله تایم قرار گرفته است.
در سال‌های اخیر، ساکس با صراحت کم‌نظیری به انتقاد از سیاست‌های جنگ‌افروزانه آمریکا، به‌ویژه در بحران‌هایی چون اوکراین و غرب آسیا پرداخته است. او بارها در مصاحبه‌های خود به نفوذ و سلطه رژیم صهیونیستی بر سیاست خارجی واشنگتن اشاره کرده و آن را یکی از ریشه‌های تنش‌آفرینی در منطقه دانسته است.
در نخستین بخش گفت‌وگوی ویژه با جفری ساکس ابعاد سیاسی و پشت‌پرده جنگ اخیر میان آمریکا و ایران مورد واکاوی قرار گرفت. ساکس با انتقاد از عملکرد ترامپ، تأکید کرد که این جنگ حاصل نفوذ لابی صهیونیستی و تلاش نتانیاهو برای نابودی مذاکرات ایران و آمریکا بوده است.
اسفندیاری در آغاز گفت‌وگو با اشاره به سابقه مواضع ضد جنگ جفری ساکس گفت: «شما یکی از اقتصاددان‌های مطرح دنیا هستید که ما همواره سیاست‌های ضدجنگ‌تان را دنبال کرده‌ایم. شما پیش‌تر هشدار داده بودید که آمریکا برای هفتمین‌بار در تله نتانیاهو می‌افتد؛ مسئله‌ای که نه به نفع آمریکا است و نه به نفع اقتصاد آن.»
او با اشاره به جنگ اخیر افزود: «اگرچه این جنگ تنها ۱۲ روز به طول انجامید و نمی‌توان آن را جنگی طولانی دانست، اما واقعیت این است که آمریکا وارد جنگ شد و در نهایت، ترامپ درخواست آتش‌بس کرد. تحلیل شما از این آتش‌بس چیست؟ و آینده را چطور می‌بینید؟».
در پاسخ ساکس گفت: «فکر می‌کنم دونالد ترامپ متوجه شد که مردم آمریکا این جنگ را نمی‌خواهند. هر اتفاقی که امروز در خاورمیانه می‌افتد، ریشه‌ای سیاسی دارد. مخالفان جدی جنگ در آمریکا وجود دارند و ترامپ از نظر سیاسی نیاز داشت که این جنگ را متوقف کند. او نگران بود که این جنگ پایه‌های قدرتش در کاخ سفید را تضعیف کند.»
وی ادامه داد: «نکته مهم دیگر این است که این درگیری در میانه گفت‌وگوهای ایران و آمریکا رخ داد. همان‌طور که می‌دانید، نتانیاهو همواره به دنبال تخریب این مذاکرات بوده و تلاش کرده تا گفت‌وگوها را نابود کند.»
ساکس در تحلیل ریشه‌های جنگ، به نقش لابی صهیونیستی در آمریکا اشاره کرد و گفت: «به نظر من، حتی همین جنگ دوازده ‌روزه هم نباید اتفاق می‌افتاد اگر ترامپ واقعا باهوش بود. اما او در تله لابی قدرتمند آیپک افتاد. این لابی که نماینده قدرت صهیونیست‌ها در آمریکاست، نقش مستقیمی در سوق دادن دولت آمریکا به سمت جنگ ایفا کرده است.»
پروفسور ساکس همچنین مقاومت مردم ایران و جمهوری اسلامی را از عوامل تأثیرگذار در عقب‌نشینی ترامپ دانست و گفت: «آنچه در ایران دیدیم، چه در میان مردم و چه در سطح حکومت، نشان از مقاومتی داشت که برای ترامپ آزاردهنده بود. این مقاومت، بخشی از دلیل فشار سیاسی بر دولت آمریکا برای پایان دادن به جنگ بود».
در ادامه ساکس ایده‌هایی همچون گشودن بازار ایران به روی شرکت‌های آمریکایی برای جلوگیری از جنگ را «فرضیاتی غیرواقع‌بینانه» دانست و تأکید کرد تا زمانی که سیاست‌های تجاوزکارانه اسرائیل مهار نشوند، هیچ صلح پایداری در منطقه برقرار نخواهد شد.
اسفندیاری در این بخش از گفت‌وگو، به برخی تحلیل‌های داخلی و خارجی اشاره کرد که مدعی بودند اگر ایران در برابر خواسته‌های آمریکا انعطاف بیشتری نشان می‌داد و به‌ویژه پس از توییت مشهور ترامپ مبنی بر «مذاکره بدون پیش‌شرط» چراغ سبز نشان می‌داد، امکان ورود سرمایه‌گذاری‌های کلان آمریکایی به ایران فراهم می‌شد.
بر اساس این تحلیل‌ها، عقب‌نشینی ایران در حوزه‌هایی چون بازرسی‌های آژانس، محدودسازی غنی‌سازی صلح‌آمیز، یا دادن امتیازهای اقتصادی می‌توانست به ایجاد فضای اعتماد بین‌المللی و در نهایت جلوگیری از درگیری نظامی منجر شود.
ساکس با رد این دیدگاه گفت: «اینکه اگر ایران به آمریکا چراغ سبز نشان دهد، آمریکایی‌ها کارخانه تأسیس می‌کنند و صلح برقرار می‌شود، صرفاً در حد یک ایده یا تز دانشگاهی است. این‌ها هیچ‌کدام بازدارنده واقعی برای جنگ نیستند.»
او ادامه داد: «آمریکا در حال حاضر میلیاردها دلار در کشورهای منطقه مثل عربستان و امارات سرمایه‌گذاری می‌کند؛ نه برای صلح، بلکه برای ایجاد جو ایران‌هراسی. این سرمایه‌گذاری‌ها بیشتر در راستای راهبردهای تقابل است تا همکاری.»
ساکس با تأکید بر اینکه کارخانه‌های آمریکایی صلح نمی‌آورند، گفت: «اگر قرار بود حضور اقتصادی آمریکا در منطقه صلح ایجاد کند، امروز شاهد این‌همه بحران و تنش در خاورمیانه نبودیم.»
او خاطرنشان کرد: «ما با یک ماهیت سیاسی به نام اسرائیل مواجهیم که هیچ خط قرمزی نمی‌شناسد. کشوری که در فاصله چهار هزار کیلومتری از تهران، به دنبال بی‌ثباتی در منطقه است. اسرائیل همواره برنامه‌های بلندمدت، میان‌مدت و کوتاه‌مدت برای حمله به کشورهای خاورمیانه داشته و دارد».
به اعتقاد ساکس، بدون حل بحران فلسطین نمی‌توان درباره صلح واقعی سخن گفت. وی افزود: «اسرائیلی‌ها حتی به تشکیل کشور فلسطین هم اعتقادی ندارند. آنها خواهان کل سرزمین هستند و به هیچ اصل بین‌المللی و سازمان مللی پایبند نیستند.»
ساکس همچنین گفت: «بخش بزرگی از درگیری‌ها، از جمله جنگ اخیر علیه ایران، به‌واسطه تلاش اسرائیل برای تضعیف جمهوری اسلامی و تغییر رژیم در ایران صورت گرفته است. اسرائیل نه‌تنها صلح نمی‌خواهد، بلکه توسعه مرزها و اشغال بیشتر فلسطین را در سر دارد.»
در ادامه این گفت‌وگو، ساکس پیشنهاد کرد که صلح منطقه‌ای باید بر پایه همکاری واقعی میان کشورهای خاورمیانه بنا شود. او گفت: «برای رسیدن به صلح پایدار، باید بین کشورهای منطقه مانند ایران، کشورهای خلیج فارس، چین و روسیه یک همکاری منسجم و منافع مشترک اقتصادی شکل بگیرد. ایران یک قدرت مهم اقتصادی است و می‌تواند نقشی کلیدی در ثبات منطقه ایفا کند».
در ادامه این گفت‌وگو شد تا ابعاد کلان‌تری از جنگ دوازده‌روزه اخیر میان ایران و رژیم صهیونیستی بررسی شود. ساکس در این گفت‌وگو تاکید کرد که این درگیری‌ها صرفاً نقطه‌ای و محدود نیستند، بلکه بخشی از یک راهبرد بزرگ‌تر برای مدیریت رقابت اقتصادی آمریکا با چین از سوی اسرائیل هستند.
اسفندیاری با اشاره به تحلیل برخی ناظران که جنگ اخیر را بخشی از یک تنش بزرگ‌تر میان قدرت‌های جهانی می‌دانند، از جفری ساکس پرسید: «آیا این جنگ می‌تواند در آینده بر روابط اقتصادی آمریکا و چین تأثیر بگذارد؟ به‌ویژه با در نظر گرفتن استقلال اقتصادی چین از منابع خاورمیانه و احتمال کشاندن آمریکا به درگیری‌های گسترده‌تر؟».
ساکس در پاسخ، جنگ اخیر را یک «جنگ احمقانه» توصیف کرد و گفت: «جنگی که میان ایران و اسرائیل درگرفت، واقعاً یک جنگ بیهوده و تحریک‌آمیز بود که نتانیاهو آن را به راه انداخت. خود اسرائیلی‌ها هم گفته‌اند که از بیست سال پیش در حال تدارک چنین حمله‌ای بودند.» او تأکید کرد که این جنگ را نمی‌توان صرفاً در قالب درگیری میان دو کشور دید، بلکه باید آن را در چارچوب راهبردی پیچیده‌تری در نظر گرفت که اهدافی فراتر از منطقه دارد.
ساکس با نگاهی کلان‌تر به روابط چین و آمریکا افزود: «اگرچه آمریکا و چین در حوزه اقتصادی با یکدیگر رقابت دارند، اما هر دو کشور تلاش می‌کنند که نگذارند تنش‌ها در خاورمیانه بر روابط دوجانبه‌شان سایه بیندازد. با این حال، اسرائیل از دهه ۹۰ میلادی به‌ویژه از سال ۱۹۹۶، تلاش کرد تا نفوذ خود را در واشنگتن افزایش دهد و منافع اقتصادی و سیاسی‌اش را در جهت مهار رقبا، از جمله چین، پیش ببرد.»
به گفته ساکس، از زمان تأسیس رژیم صهیونیستی، ابتدا با حمایت انگلیس و سپس آمریکا، سیاستگذاران تل‌آویو به‌دنبال تبدیل ایالات متحده به حامی دائمی خود بوده‌اند. او گفت: «آمریکا در دهه‌های اخیر نقش جانشین بریتانیا را در پروژه حمایت از اسرائیل ایفا کرده و این حمایت موجب مداخلات پی‌درپی در کشورهای مختلف از جمله لیبی، سوریه، سودان، سومالی و ایران شده است.»
ساکس تأکید کرد که آنچه در ایران طی دو هفته اخیر رخ داد نیز بخشی از همین نقشه تنش‌آفرینی و بی‌ثبات‌سازی بوده است: «ایران در حال حاضر در پایین‌ترین بخش فهرست اهداف قرار دارد، اما همچنان مورد هدف پروژه‌های تحریک‌آمیز اسرائیلی‌هاست».
در ادامه، جفری ساکس خاطرنشان کرد که آمریکا علاقه‌ای به کشیده شدن بحران به شرق آسیا ندارد و از منظر اقتصادی، ترجیح می‌دهد تنش‌ها را در خاورمیانه مدیریت کند. او گفت: «آمریکایی‌ها نمی‌خواهند بحران به شرق آسیا برسد. این یکی از دلایلی بود که موجب شد جنگ دوازده‌روزه پایان یابد. برای ایالات متحده، کنترل هزینه‌های سیاسی و اقتصادی چنین درگیری‌هایی از اولویت‌هاست».
در ادامه ساکس با نگاهی انتقادی به وضعیت اقتصادی آمریکا و سیاست‌های پرهزینه آن در خاورمیانه، تأکید کرد که ادامه حمایت بی‌قید و شرط از اسرائیل، یکی از دلایل بحران‌های مالی، سیاسی و اجتماعی در داخل ایالات متحده است.
اسفندیاری در این بخش از گفت‌وگو، با اشاره به وضعیت بودجه‌ای ایالات متحده گفت: «آمریکا با بدهی ۳۶ تریلیون دلاری مواجه است. امروز نیز لایحه‌ای تحت عنوان لایحه زیبا در سنای آمریکا تصویب شد که با انتقاد گسترده‌ای، حتی از سوی دموکرات‌ها روبه‌رو شد، چراکه برآورد شده طی ده سال آینده فشار اقتصادی سنگینی به کشور وارد خواهد کرد. در چنین شرایطی چرا آمریکا خود را وارد تنش‌های خاورمیانه می‌کند؟».
در پاسخ، جفری ساکس ضمن تأکید بر مزمن بودن بحران کسری بودجه در آمریکا گفت: «ما در ایالات متحده بیش از ۲۵ سال است که با کسری بودجه روبه‌رو هستیم. این مشکل متعلق به امروز و دیروز نیست. همواره تنش میان احزاب درباره مالیات‌ها، هزینه‌ها و بودجه‌های نظامی وجود داشته است. هر حزبی که در قدرت باشد، با حزب دیگر بر سر نحوه خرج‌کرد و تأمین درآمد درگیر است.» او ادامه داد: «در چنین وضعیتی، مردم عادی آمریکا احساس می‌کنند که سیستم سیاسی کشور شکسته و ناکارآمد شده است. آنها می‌پرسند: اگر آمریکا این‌قدر ثروتمند است، چرا چنین بی‌ثباتی اقتصادی در کشور وجود دارد؟ چرا قراردادهای کاری ناپایدار شده‌اند و افق اقتصادی نامشخص است؟»
ساکس ضمن انتقاد از هم‌زمانی درگیری‌های سیاسی و نظامی آمریکا با وضعیت وخیم اقتصادی گفت: «حتی بسیاری از طرفداران سنتی سیاست‌های نظامی در آمریکا معتقدند که جنگ شرایط اقتصادی را بدتر می‌کند. رفتن به جنگ اقتصادی با چین، جنگ سرد با روسیه، و احتمال درگیری‌های اتمی، نشانه‌هایی از تصمیمات نادرست استراتژیک است».
او با اشاره به وعده‌های ترامپ برای رهایی آمریکا از بحران گفت: «ترامپ ادعا می‌کرد که می‌خواهد آمریکا را از باتلاق بیرون بکشد، اما در عمل، بحران‌ها تشدید شدند. حالا وقتی موضوع اسرائیل را هم به این بحران‌ها اضافه کنیم، می‌بینیم که وضعیت چقدر وخیم‌تر شده است.»
ساکس با صراحت گفت: «واقعیت این است که سیاست خارجی آمریکا به‌ویژه در منطقه، برای دهه‌ها تحت سلطه حمایت بی‌قید و شرط از اسرائیل بوده است. از نظر من، این سیاست نه به نفع مردم آمریکا است و نه به نفع مردم خاورمیانه». او افزود: «این تنها دیدگاه من نیست. بسیاری از اقتصاددانان، تحلیلگران و حتی سیاستمداران آمریکایی سال‌هاست که می‌گویند ادامه این حمایت بی‌منطق از اسرائیل، هزینه‌های سنگینی برای اقتصاد و اعتبار جهانی آمریکا داشته است. آنچه امروز شاهدش هستیم، حاصل همین انتخاب‌های اشتباه طی دهه‌هاست.»
در پایان، ساکس تأکید کرد که این سخنان تنها نظرات یک روشنفکر منتقد نیست: «در داخل خود آمریکا، گروه‌های زیادی با این رویکرد مخالفت می‌کنند. ایده‌های اصلاحی فراوانی وجود دارد. اما متأسفانه ساختار فعلی سیاست خارجی ایالات متحده به گونه‌ای است که همواره در مسیر پشتیبانی از افرادی مانند نتانیاهو عمل کرده است، نه در راستای منافع مردم».
در ادامه جفری ساکس تأکید کرد که ادامه نخست‌وزیری بنیامین نتانیاهو نه‌تنها به زیان منطقه بلکه تهدیدی برای صلح جهانی است. وی خواستار فشار سازمان‌های بین‌المللی و کشورهای تأثیرگذار منطقه برای تحقق راه‌حل دو کشوری و پایان اشغالگری اسرائیل شد.
در این بخش اسفندیاری از جفری ساکس پرسید که آیا تصور می‌کند بنیامین نتانیاهو در قدرت باقی خواهد ماند یا نه؟ ساکس در پاسخ گفت: «نمی‌دانم، ولی اگر نتانیاهو از نخست‌وزیری کنار برود، شاید روزنه‌هایی از امید در منطقه باز شود. زیرا اکنون با ایدئولوژی و سیاست‌هایی مواجهیم که صلح را غیرممکن کرده‌اند».
ساکس با اشاره به بحران فلسطین، تأکید کرد: «موجودیت کشور فلسطین یک مسئله اساسی است. حداقل، باید به شرایطی بازگردیم که در سال ۱۹۶۷ وجود داشت. اسرائیل باید از مناطق اشغالی عقب‌نشینی کند و به منشور و قطعنامه‌های سازمان ملل احترام بگذارد». او افزود: «جهان به نهادی نیاز دارد که با صراحت به اسرائیل بگوید: شما اشغالگر هستید و باید به مرزهای قانونی برگردید. اما متأسفانه هرگاه قطعنامه‌ای علیه اسرائیل به شورای امنیت می‌رود، ایالات متحده آن را وتو می‌کند. این یعنی ما با یک آشفتگی سیستماتیک روبه‌رو هستیم».
ساکس با بیان اینکه بقای نتانیاهو وضعیت را وخیم‌تر خواهد کرد، گفت: «تا زمانی که نتانیاهو یا تفکر مشابهش در قدرت باشد و راه‌حل دو کشوری را رد کند، مردم خاورمیانه نمی‌توانند نفسی به آرامی بکشند. اسرائیل امروز رادیکال‌تر شده، منزوی‌تر خواهد شد، اما هنوز به‌طور خطرناکی بر سیاست خارجی آمریکا تأثیر دارد.»
او ادامه داد: «نتانیاهو به‌طور گسترده به ترامپ و لابی قدرتمند آیپک متکی است. آیپک همچنان در سیاست داخلی و خارجی آمریکا نقش دارد و مانعی برای تغییر واقعی است.»
جفری ساکس با تأکید بر ضرورت فعال شدن کشورهای تأثیرگذار خاورمیانه گفت: «اگر کشورهایی مانند ایران، ترکیه، عربستان سعودی، مصر و حتی روسیه، به صورت متحد و با موضعی شفاف در سازمان ملل ظاهر شوند و بر اجرای راه‌حل دو کشوری فشار بیاورند، ممکن است تحولی رخ دهد». او افزود: «ایران بارها اعلام کرده که انرژی هسته‌ای‌اش صلح‌آمیز است و باید این حق به رسمیت شناخته شود. همچنین اگر کشورهای منطقه در سیاست‌گذاری‌های بین‌المللی متحد شوند، می‌توانند روند اجرای راه‌حل دو کشوری را شتاب دهند».
ساکس خاطرنشان کرد: «اگر این قدرت‌های منطقه‌ای بتوانند سازمان‌های بین‌المللی مانند سازمان ملل را وادار کنند که بر اسرائیل برای پذیرش راه‌حل دو کشوری فشار بیاورند، شاید بتوان آینده‌ای صلح‌آمیزتر را برای منطقه متصور شد. اما تا آن زمان، ائتلاف واشنگتن و تل‌آویو همچنان مانعی بزرگ بر سر راه صلح باقی خواهد ماند.»
در واکنش به اظهارات ضدایرانی ترامپ در خلیج فارس، اقتصاددان جهانی تأکید کرد: ایران یک شاهراه تمدنی با ظرفیت‌های گسترده است. در بخش پایانی گفت‌وگوی جفری ساکس، استاد اقتصاد دانشگاه کلمبیا و مشاور برجسته سازمان‌های بین‌المللی، با برنامه «خرمشهر»، او به‌صراحت اظهارات اخیر دونالد ترامپ علیه ایران در سفرش به عربستان سعودی و امارات را رد کرد و آن‌ها را تحریف واقعیت دانست. ساکس با اشاره به پیشرفت‌های ایران، تحریم‌های آمریکا را «غیرقانونی» و عامل تضعیف فرصت‌های توسعه دانست.
شهاب اسفندیاری با اشاره به سفر اخیر دونالد ترامپ به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، از جمله عربستان و امارات گفت: «ترامپ در ریاض سخنان عجیبی علیه ایران بیان کرد. از یک سو ایران را متهم به عدم پایبندی به معاهدات بین‌المللی کرد و از سوی دیگر به شکل اغراق‌آمیزی از اقتصاد کشورهای عربی تمجید نمود. شما به‌عنوان یک مشاور توسعه پایدار، این سخنان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟».
جفری ساکس در پاسخ، ضمن محکومیت سخنان ترامپ گفت: «درست است که اقتصاد ایران تحت تحریم‌های آمریکا تحت فشار قرار گرفته، اما این تحریم‌ها خود برخلاف اصول حقوق بین‌الملل بوده‌اند. در سال ۲۰۱۶ ایران با حسن نیت وارد توافق برجام شد، به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی همکاری کامل داشت و طبق توافق، حق داشت از مزایای اقتصادی برجام بهره‌مند شود».
او ادامه داد: «اما همین ترامپ، تحت فشار لابی آیپک و اسرائیلی‌ها، برجام را به‌طور یک‌جانبه پاره کرد و اساساً اعتبار توافق را نابود ساخت. تحریم‌ها نه‌تنها کمکی به صلح نکردند، بلکه مسیر همکاری را نیز مسدود کردند».
ساکس در ادامه تأکید کرد که ایران هرگز کشوری نبوده که آمریکا یا اسرائیل بتوانند آن را به‌دلخواه کنترل کنند. او گفت: «ایران با همکاری راهبردی با کشورهایی مانند چین، روسیه و هند، و از طریق سازمان‌های بین‌المللی، همواره تلاش کرده هژمونی خود را در منطقه حفظ کند و تحریم‌ها را تا حد زیادی بی‌اثر سازد.»
او همچنین اضافه کرد: «اقتصاد ایران نه‌فقط در حوزه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای، بلکه در زمینه‌هایی مثل فناوری دیجیتال پیشرفت‌های زیادی داشته است. ظرفیت‌های داخلی ایران بسیار گسترده‌اند و این کشور از نظر تاریخی و جغرافیایی در مسیر تمدن، تجارت و صلح جهانی قرار دارد».
ساکس با اشاره به ادعاهای ترامپ درباره فروپاشی اقتصاد ایران گفت: «ادعاهایی از این دست که ایران نابود شده، به‌وضوح از واقعیت فاصله دارند. ایرانی‌ها ملتی باهوش، توانمند و مقاوم‌اند. همان‌طور که ترامپ خودش اعتراف کرده بود، مذاکره‌کنندگان قدرتمندی هم هستند».
او تأکید کرد: «ترامپ به دلایل سیاسی و برای رضایت کشورهای عربی این مواضع را اتخاذ کرده است، اما این سخنان واقعیت اقتصاد ایران را تغییر نمی‌دهد. ما در منطقه‌ای زندگی می‌کنیم که بیش از هر زمان دیگری به صلح نیاز دارد، نه تحریک و تفرقه».
 

کپی شد! ✅

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha