شهاب اسفندیاری، استاد دانشگاه و رئیس دانشگاه صداوسیما در میز بینالملل برنامه «خرمشهر» شبکه افق، با اشاره به نقش مؤثر رسانهها در شکلدهی افکار عمومی پیش و پس از نبردها، تأکید کرد که در دوران حاضر، پیروزیها در عرصه روایت و تصویر رقم میخورند، نه صرفاً در میدان نبرد نظامی.
اسفندیاری ادامه داد: «در عصری زندگی میکنیم که نتیجه نبردهای راهبردی را پیش از ابزارهای نظامی، دستگاههای رسانهای رقم میزنند. نقش رسانهها، سینما و دستگاههای هنری در آمادهسازی ذهنها و قلبها برای جنگ، و در قانع کردن افکار عمومی نسبت به نتایج نبردها، از ابزارهای نظامی پیشی گرفته است.»
وی با اشاره به ساختارهای تبلیغاتی ایالات متحده افزود: «همگان شنیدهاند که هالیوود با پشتیبانی نهادهای حکومتی آمریکا از جمله پنتاگون و سیا، فیلمهایی تولید میکند که تصویری مقتدر و فاتح از ارتش آمریکا ترسیم میکنند. اما شنیدن این واقعیتها از زبان پژوهشگری که بهصورت میدانی و با اسناد دقیق در این زمینه تحقیق کرده، معنای دیگری دارد.»
این استاد دانشگاه در ادامه از مهمان ویژه این قسمت از برنامه خرمشهر سخن گفت: «امشب با یک هنرمند، نویسنده، مستندساز و پژوهشگر گفتوگو خواهیم کرد که بهطور ویژه روی رابطه هالیوود و نهادهای حکومتی آمریکا کار کرده است.»
وی ادامه داد: «متیو آلفورد، نویسنده، مجری و تهیهکننده بریتانیایی است که پایاننامه دکتری خود را درباره مدل تبلیغاتی چامسکی در سینمای هالیوود نوشته است. او در مستند تحسینشده «تئاترهای جنگ» (۲۰۲۲) نفوذ پنتاگون و سیا در فیلمهای هالیوودی را افشا کرده است.»
اسفندیاری درباره فعالیتهای آلفورد گفت: «نخستین فیلم او با عنوان «نویسندهای بدون دست» در سال ۲۰۱۴ درباره ناپدیدشدن گری دودور ساخته شد که جایزه بهترین مستند را از آن خود کرد. او همچنین نویسنده کتاب «سینمای امنیت ملی» است، در سازمان ملل درباره جولیان آسانژ سخنرانی کرده و آثارش به زبانهای فارسی، چینی و فرانسوی ترجمه شده است. آلفورد همچنین سخنران تدکس و عضو آکادمی آموزش عالی است.»
متیو آلفورد، نویسنده و مستندساز بریتانیایی، در گفتوگو با برنامه «خرمشهر»، با اشاره به یافتههای پایاننامه دکترای خود درباره رابطه هالیوود با ساختارهای حکومتی آمریکا، تأکید کرد بسیاری از فیلمهای نظامی هالیوود در همکاری مستقیم با پنتاگون تولید میشوند و حاوی پیامهای تبلیغاتی به نفع سیاستهای جنگطلبانه ایالات متحده هستند.
آلفورد در ابتدای صحبت خود گفت: «وقتی که رساله دکترایم را مینوشتم، در جستوجوی یک مدل پروپاگاندا بودم، چون تا آنجایی که من اطلاع داشتم، روند رسانهای در آمریکا عجیب و پیچیده است. باید برای هالیوود مدلهای تحلیلی مشخصی تعریف کرد که توضیح دهد چه نوع فیلمهایی تولید میشود، چه چالشهایی را برمیانگیزد و در سیاست خارجی آمریکا چه اهدافی را دنبال میکند.»
او افزود: «سؤال من این بود که آیا استثنائاتی وجود دارد؟ و اگر هست، ملاحظات پشت این سیاست رسانهای چیست؟ پاسخ من در بررسی دقیقتر این بود که بسیاری از فیلمهای تولیدشده در هالیوود، فیلمهایی نظامی یا حتی نظامیزده هستند که به سفارش وزارت دفاع ایالات متحده ساخته میشوند.»
آلفورد با انتقاد از محتوای تبلیغاتی سینمای جریان اصلی آمریکا گفت: «در این فیلمها، تبلیغاتی هوشمندانه صورت میگیرد که تلاش میکند ارتش آمریکا را به عنوان ارتشی نیرومند، قانونمدار و بلامنازع در سطح جهان معرفی کند. هالیوود نشان میدهد که ارتش آمریکا میتواند به هر نقطهای حمله کند، هر کاری خواست انجام دهد، و هیچ محدودیتی در برابر آن وجود ندارد.»
او اضافه کرد: «از چند سال اخیر، نمونههای روشنتری از این همکاری را میبینیم. مثلاً اگر فیلمهایی را که تام کروز در آن بازی کرده بررسی کنید، بهوضوح ردپای سفارشات پنتاگون در آنها وجود دارد. در آخرین فیلم او، بدون آنکه نام کشوری برده شود، نابودی یک تأسیسات هستهای نمایش داده میشود که گویا در میان کوهها واقع شده است. این عملیات با چند جنگنده صورت میگیرد و کاملاً رنگ و بوی عملیات واقعی نظامی دارد.»
آلفورد خاطرنشان کرد: «آنچه از بیرون به عنوان سرگرمی دیده میشود، در واقع نوعی سیاستگذاری رسانهای است. هالیوود اغلب به جای ایفای رسالت هنری، مأموریت رسانهای پنتاگون را اجرا میکند. این یک روند نهادینهشده و منسجم است که باید مورد مطالعه و افشاگری جدی قرار گیرد.»
این پژوهشگر رسانه و مستندساز بریتانیایی، در ادامه گفتوگوی خود با برنامه «خرمشهر»، با اشاره به نفوذ گسترده نهادهای امنیتی آمریکا در تولیدات سینمایی و تلویزیونی، تأکید کرد که این نهادها نه تنها در ساخت فیلمهای جنگی و جاسوسی در هالیوود نقش دارند، بلکه حتی در تولید برنامههای تلویزیونی، مستندها و گیمشوها نیز مستقیماً مشارکت میکنند تا روایتهای امنیتمحور را طبیعی جلوه دهند.
آلفورد در پاسخ به پرسش اسفندیاری مبنی بر تأثیر مشارکت پنتاگون و سیا در فیلمنامههای جنگی و جاسوسی گفت: «درست است که این آثار قالب سرگرمی دارند، اما پروپاگاندای نهفته در آنها چیزی فراتر از یک داستان سرگرمکننده است. این فقط یک ماجرای تخیلی نیست؛ بلکه ترکیبی آگاهانه از تبلیغات امنیتی و فرم سرگرمی است که ذهن مخاطب را شکل میدهد.»
او با اشاره به برخی نمونهها اظهار کرد: «فیلمهایی که رابرت دنیرو در آنها نقش دارد یا دیگر آثار امنیتمحور که با محوریت سیا ساخته شدهاند، آشکارا از این الگو پیروی میکنند. همکاری نهادهای امنیتی آمریکا با تهیهکنندگان این آثار، صرفاً محدود به سینما نیست بلکه به تلویزیون، برنامههای مستند و حتی گیمشوهای آمریکایی هم گسترش یافته است.»
آلفورد با لحنی انتقادی ادامه داد: «برای من عجیب بود که ارتش و سیا حتی در تولید گیمشوهای تلویزیونی هم مشارکت میکنند. گویی هدف آنها فقط نشان دادن یک تصویر خوشآبورنگ از قدرت و ضرورت نهادهای امنیتی است. این مشارکت، نه تنها در لایههای تولید، بلکه در محتوای برنامهها نیز خود را نشان میدهد.»
او افزود: «هدف اصلی این نهادها ایجاد نوعی ذائقه رسانهای جدید است. مثل آشپزی که مواد لازم را فراهم میکند تا غذایی خاص به خورد مخاطب بدهد. در اینجا هم همه چیز بهگونهای چیده شده تا به مخاطب القا شود که بدون سیا، افبیآی و دیگر ساختارهای امنیتی، هیچ کاری پیش نمیرود. این بازنمایی هدفمند، در واقع تلاشی برای طبیعی جلوه دادن مداخلات امنیتی در زندگی اجتماعی و سیاسی مردم است.»
آلفورد در ادامه گفتوگوی خود با اسفندیاری با اشاره به تجربه های میدانی خود از سفر به شهرهای مختلف آمریکا، تأکید کرد که سینمای مستند امروز نقشی مهمتر از سینمای داستانی در بیان حقیقت و ثبت واقعیتهای تاریخی ایفا میکند. وی گفت که برخی فیلمهای سینمایی بزرگ در انتقال پیام شکست خوردهاند؛ در حالی که مستندها قدرت بالاتری در روایتگری دارند.
آلفورد در پاسخ به پرسشی درباره تجربیات میدانیاش، گفت: «بله، من از لسآنجلس تا واشنگتندیسی به شهرهای مختلف آمریکا سفر کردم، دیدن کردم و فعالیتهای مستندسازی متعددی انجام دادم. هدفم این بود که مجموعهای از مستندها گردآوری کنم که واقعاً ارزشمند و کاربردی باشند و بتوانند درکی عمیقتر از ساختارهای رسانهای و امنیتی آمریکا ارائه دهند.»
این پژوهشگر رسانه با اشاره به نقش بیبدیل مستند در جهان امروز افزود: «در قرنی که در آن زندگی میکنیم، اگر مورخی بخواهد حقیقت را روایت کند، شاید ابزار مستند بسیار مؤثرتر از سینمای داستانی باشد. بسیاری از فیلمهای سینمایی مشهور نتوانستند پیام دقیق و صریحی منتقل کنند، اما مستندها این ظرفیت را دارند که به درستی و با قدرت، زوایای پنهان واقعیت را آشکار سازند.»
آلفورد تأکید کرد: «از دهه ۱۹۷۰ به بعد، جریان مستندسازی در غرب اهمیت فزایندهای یافته و به نظر میرسد که امروز بیش از هر زمان دیگری، مخاطبان به دنبال حقیقتی هستند که فراتر از داستانپردازیهای هالیوودی باشد. این رسالت را باید مستندها بر دوش بکشند.»
اين مستندساز انگليسی با اشاره به تجربههای ميدانی خود تأكيد كرد كه بسياری از مستندها و فيلمهای داستانی در آمريكا با پشتيبانی و سفارش نهادهای امنيتی همچون پنتاگون و سیا ساخته میشوند تا روايتی خاص از قدرت و برتری ارتش آمريكا را القا كنند.
آلفـورد در ادامه گفتوگوی خود با اسفندياری، با اشاره به ساختار مستندهای نظامی در آمريكا، از تعامل تنگاتنگ ميان هاليوود و پنتاگون پرده برداشت. او تصريح كرد كه بسياری از آثار نمايشی و مستند آمريكايی، بهویژه در ژانرهای نظامی، امنيتی و جاسوسی، در چارچوب سفارشهای مستقيم نهادهای امنيتی ساخته میشوند.
آلفورد در اين گفتوگو تصريح كرد كه حتی در توليد مستندها نيز نوعی الگوبرداری مستقيم از روايت رسمی دولت آمريكا ديده میشود. او گفت: «پنتاگون با كارگردان يا تهيهكننده قرارداد میبندد، داستان را تعيين میكند و جهتگيری اثر را مشخص میسازد. نتيجه آن، آثاری است كه گويی برای تبرئه و تجليل از ارتش آمريكا ساخته شدهاند.»
او همچنين اشاره كرد كه در همکاری خود با افراد فعال در لسآنجلس شاهد بوده كه «داستان» پيشاپيش تعيين و سپس با بهرهگيری از تكنيكهای مستندپردازی به خورد مخاطب داده میشود.
متيـو آلفـورد با اشاره به نمونه مشخصی از اين روند، فيلم «تاپ گان؛ مارویک» را مثال زد و گفت: «در اين فيلم از ايران نامی برده نمیشود، اما همه چيز به وضوح اشاره به يك كشور خاص دارد. پنتاگون با هاليوود هماهنگ است تا با روايتهای سينمايی، افكار عمومی را آمادهی پذيرش رفتارهای تهاجمی دولت آمريكا كند.»
او ادامه داد: «در اين فيلمها، ارتش آمريكا شكست نمیخورد، هميشه در نقش قهرمان ظاهر میشود و دشمن هميشه از نژاد يا منطقه خاصی است. اين يك نژادگرايی پنهان و يك تيغ تيز تبليغات جنگی است.»
آلفورد تأكيد كرد كه حتی سریالهای نمايشی و شوهای تلويزيونی در آمريكا، از پشتيبانی مستقيم نهادهای نظامی و امنيتی برخوردارند. به گفته او، سریالهایی مانند ۲۴ و جگ رایان نيز با اهداف خاصی توليد میشوند: «اين آثار ضمن سرگرم كردن مخاطب، روايت امنيتی خاصی را نهادينه میكنند كه در آن آمريكا نيروی برتر، و ديگران تهديدی بالقوه هستند.»
اين مستندساز با اشاره به تداوم همكاری نهادهای نظامی با صنعت فيلمسازی هاليوود، خواستار توجه بيشتر منتقدان و مستندسازان مستقل به اين پديده شد. او تأكيد كرد كه تماشاگر امروزی نبايد آنچه را كه در قالب سرگرمی ارائه میشود، بیچونوچرا بپذيرد؛ چرا كه بسياری از اين محصولات، نه بازتاب واقعيت، بلكه بيانگر منافع ژئوپليتيكی قدرتهای بزرگ هستند.


نظر شما