25 مرداد 1405 ساعت 22:15
کد خبر: 1821
نفر

برچسب‌ها

سرپرست سازمان ملی زمین و مسکن منصوب شد

«پدر مادر خواهر برادر» برنده جایزه شیر طلایی ونیز و آخرین اثر جیم جارموش، فیلمساز مولف و مستقل آمریکایی‌ست که در سال ۲۰۲۵ منتشر شد. فیلم، بازگشتِ دیدنی جارموش به جهان‌بینیِ آثار اولیه‌اش است.

رویانیوز :: این را می‌دانیم که جیم جارموش، از سردمداران سینمای مستقل آمریکاست که نامش از اوایل دهه ۸۰ میلادی همواره بر سر زبان‌ها بوده است؛ جارموش از همان اولین فیلم بلندش _ تعطیلات همیشگی _ خود را به عنوان فیلمسازی مولف و صاحب سبک متمایز کرد. آثار وی ویژگی‌هایی مشترک دارند: روایت‌های مینیمال و ضددرام، تاکید بر شخصیت و گسترش آن از طریق دیالوگ، هجو ژانر و التقاط ژانریک، استفاده از خرده‌روایت‌ها و غیره. در آخرین اثرش «پدر مادر خواهر برادر» نیز با ویژگی‌هایی طرف هستیم که پیش از این در آثار او دیده بودیم. با فیلمی اپیزودیک مواجهیم که متشکل از سه اپیزود مستقل از یکدیگر است، البته اپیزودهایی که تشابهات روایی، تکنیکی و داستانی دارند و بعضی از عناصر نیز در هر سه بخش تکرار می‌شوند.

هر سه اپیزود متمرکز بر اشخاص یک خانواده است که می‌خواهند پس از زمانی نسبتا طولانی، دوباره با یکدیگر ملاقات کنند. نکته قابل توجه آن است که انگار هر بخش، از میانه راه شروع می‌شود و فیلمساز، تعمدا گذشته کاراکترهایش را نادیده گرفته و مخاطب، بدون اینکه شناختی نسبت به انسان‌های جهانِ فیلم داشته باشد، با آن‌ها همراه می‌شود. هر اپیزود، از درون یک ماشین در حال حرکت شروع می‌شود و کاراکترها در جاده، گرم صحبت کردن هستند.

تلفیق و التقاط ژانریک یکی از ویژگی‌های برجسته در اثر است. «پدر مادر خواهر برادر» مدام از فیلمی جاده‌ای به سمت فیلمی خانوادگی _ با آمیزه‌ای از کمدی _ در حرکت است. با این وجود، بازنمایی خانواده در اثر _ یعنی خانواده‌هایی از هم پاشیده، مانند اپیزود اول و دوم، و خانواده‌ای با فقدان وجود پدر و مادر در اپیزود سوم _ باعث می‌شود که فیلم را هجو ژانر خانوادگی بدانیم، بیش از آن که در چهارچوب این ژانر قرارش دهیم. آثار دیگر جارموش نیز ویژگی‌های مشابهی دارند؛ «مرد مرده» هجو ژانر وسترن و «گوست داگ: سلوک سامورایی» هجو ژانر گانگستری‌ست.

با این حال، شاید مهم‌ترین ویژگی اثر، همان ساختار اپیزودیکش باشد. جارموش پیش از این، چهار فیلم اپیزودیک ساخته است: عجیب‌تر از بهشت (۱۹۸۴)، قطار مرموز (۱۹۸۹)، شب روی زمین (۱۹۹۱) و قهوه و سیگارها (۲۰۰۳). او در آثار اپیزودیکش رویکردی ثابت و البته منحصربه‌فرد دارد، به گونه‌ای که هر فیلم، متشکل از خرده‌روایت‌هایی‌ست که مشابه یکدیگرند، سیر روایی یکسانی دارند و آدم‌های هر قصه، شبیه به هم هستند؛ با دغدغه‌های نسبتا یکسان و دیالوگ‌های مشابه. جارموش هربار با تکرار روزمرگی انسان‌های قصه‌اش، از هر گونه ایجاد معنا می‌گریزد.

برای مثال، قهوه و سیگارها را به یاد آورید. فیلم از یازده اپیزود تشکیل شده که در هر یک، کاراکترها در حال کشیدن سیگار و نوشیدن قهوه هستند _ دو عنصر داستانی که در تمام اپیزودها وجود دارند و تبدیل به نخ رابط بین اپیزودها می‌شوند _ و درباره چیزهای کم‌اهمیت صحبت می‌کنند. جارموش، کاراکترهایش را در حین روزمرگی تصویر می‌کند، بدون شخصیت اصلی و طبیعتا، بدون هیچ‌گونه ماجرایی. روایت این فیلم و عمده آثار او، مینیمال است و فیلم‌هایش خلوت و به دور از پیچیدگی‌های روایی، داستانی و حتی تکنیکی هستند. فیلم‌های او، در مسیر درام‌زدایی حرکت می‌کنند و تعمدا تلاش می‌کنند تا حوصله تماشاگر را سر ببرند. این ویژگی‌ها در آخرین اثرش نیز نمود دارد. در «پدر مادر خواهر برادر» به جای یک خط داستانی مشخص و واحد، با سه خرده‌روایت طرف هستیم که که به واسطه دیالوگ‌های مشابه و عناصر یکسانِ تکرارشونده، به یکدیگر مرتبط می‌شوند.

فقدان یک خط داستانی واحد و ترجیح خرده‌داستان‌ها، که از ویژگی‌های سینمای پست‌مدرنیستی‌ست و جارموش نیز به آن علاقه دارد، در این فیلم برجسته است. به زبان فرانسوا لیوتار _ فیلسوف فرانسوی و یکی از تئوریسین‌هایی که من‌باب پست‌مدرنیسم نظریه‌پردازی کرده است _ پست‌مدرنیست‌ها به واسطه سرخوردگی از دوران مدرن، از کلان‌روایت‌ها دوری می‌کنند و رو به خرده‌روایت‌ها می‌آورند، دقیقا مشابه آثار اپیزودیک جیم جارموش؛ این ویژگی، ناشی از شکافی روایی‌ست که متعلق به هنر پست‌مدرن _ بخوانید سینمای پست‌مدرن _ است و هم از هنر کلاسیک و هنر مدرن متمایز است.

اگرچه که پیش از این، درباره مولفه‌های پست‌مدرنیستی آثار جارموش صحبت شده است، با این حال، تطبیق اثر آخر جارموش با مولفه‌های سینمای پست‌مدرن، به‌واسطه حداقل‌گراییِ او در تمام ابعاد فیلم، و البته انعطاف و سیالیت سینمای پست‌مدرن، همچنان چالش‌برانگیز است؛ اگرچه که برجسته‌ترین ویژگیِ فیلمِ پست‌مدرن، هنگام تماشای اثر در ذهن تداعی می‌شود: عدم قطعیت. «پدر مادر خواهر برادر» درنهایت تا حد امکان، خود را از گفتمان‌های مرسوم دور نگه می‌دارد تا تماشاگرش را با سوالاتی بسیار و شبهه‌های گوناگون درباره متن، هدف و معنای فیلم تنها بگذارد. واقعیت این است که بعد از پایان اپیزود دوم فیلم، چیزی که باقی می‌ماند، تجربه‌ای حسی از همراهی با کاراکترهایی‌ست که کاریکاتوروار، مهربانند، یا پنهان‌کارند و یا ساده‌دل‌اند؛ آن‌ها تهی از انسانیت‌اند و رفتار و کردارشان براساس کلیشه‌های اخلاقی و رفتاری شکل گرفته است. نتیجتا، انسانی که جارموش بازنمایی می‌کند، فاقد فعلیت می‌شود و مرکزیت خود را از دست می‌دهد، که منجر به مهم‌ترین ویژگی جهانِ پسامدرنِ ما می‌شود: سقوط انسان. شاید به همین دلیل است که دوربینِ جارموش، بعضا بیش از اینکه سوژه‌اش کاراکترهای فیلم باشد، بر اشیا متمرکز می‌شود؛ مانند کاراکتر مادر در اپیزود دوم فیلم که به واسطه یک گلدان، ماسکه می‌شود. اما اپیزود سوم، با فقدان حضور پدر و مادر _ که وجودشان برای تشکیل یک خانواده ضروری‌ست _ شروع می‌شود. خواهر و برادر، دلتنگ گذشته‌اند و نگاهی نوستالژیک دارند، بدون اینکه نوستالژی در کنار هجو قرار بگیرد؛ جارموش در اپیزود سوم، این بار دو خرده‌روایت قبلی خودش را هجو می‌کند و حتی فیلم خودش را نیز دستمایه شوخی قرار می‌دهد. بدین‌ترتیب «پدر مادر خواهر برادر» در جایی می‌ایستد که اگرچه همچنان پوچی و بی‌معناییِ هنر پست‌مدرن را دارد، اما انسان درنظرش هنوز منحط نشده است؛ هنوز چیزهایی برای حس کردن و تجربه کردن وجود دارد و انسان، همچنان در حال زیستن است.

امتیاز:  ۳/۵ از ۵

 

کپی شد! ✅

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha