29 خرداد 1405 ساعت 10:56
کد خبر: 1749
نفر

برچسب‌ها

سرپرست سازمان ملی زمین و مسکن منصوب شد

محمد اخگری، عضو هیئت علمی دانشگاه صداوسیما، با تشریح مفاهیم «ترورآمپیسم» و «ترور آگاهی» در کتاب «صدایی که خاموش نشد»، حمله به ساختمان صداوسیما در جریان جنگ ۱۲ روزه را بخشی از یک روند هدفمند برای حذف راویان و مهندسی سکوت دانست.

محمد اخگری در نشست علمی با حضور مولفان کتاب «صدایی که خاموش نشد» با اشاره به اتفاقات جنگ ۱۲ روزه و حمله به ساختمان صداوسیما، گفت: واژه «ترورامپیسم» را از ترکیب ترور و نام ترامپ ساخته‌ام؛ مفهومی که در آن، ترور به شاخصه اصلی کنشگری سیاسی تبدیل می‌شود.

وی توضیح داد: پیش از این، در دوره نخست زمامداری ترامپ نیز درباره ویژگی‌های «ترامپیسم» بحث می‌شد، اما آنچه من با نگاه حوزه مشرق‌زمین مطرح کرده‌ام، نوعی ترامپیسم است که ترور را به عنوان ویژگی اصلی خود تعریف می‌کند؛ در حالی که پیش‌تر سیاستمداران آمریکایی تلاش می‌کردند با شعارهایی مانند حقوق بشر و دموکراسی، اقدامات خود را پنهان کنند، اما با روی کار آمدن ترامپ، این پوشش‌ها کنار رفت و ماهیت واقعی سیاست غرب و استعمار فرانو آشکار شد.

اخگری با بیان اینکه برای «ترورامپیسم» چند مؤلفه در نظر گرفته است، گفت: یکی از این مؤلفه‌ها «ترور خرد» یا «ترور عقل» است؛ مفهومی که می‌توان آن را از منظر قرآن، بحث ابلیس و شیطان و از منظر غربی، داستان فاوست و فروش روح انسان مدرن به شیطان تحلیل کرد.

این استاد دانشگاه ادامه داد: در کتاب «ترورامپیسم» به ترور زبان، ترور قانون، ترور اخلاق، ترور راوی و ترور روایت پرداخته می‌شود، اما آنچه من در این مقاله بر آن تمرکز کرده‌ام، «ترور راوی» است.

اخگری با اشاره به مبانی نظری این بحث گفت: در این زمینه از کتابی استفاده کردم که در سال ۲۰۰۸ توسط دو پژوهشگر منتشر شده و عنوان آن «آگناتولوژی» است؛ من آن را «بی‌معرفت‌شناسی» ترجمه کرده‌ام. بر اساس این نظریه، نادانی انواع مختلفی دارد؛ بخشی از آن طبیعی است و انسان ذاتاً نسبت به برخی امور آگاهی ندارد، اما بخشی از نادانی ساخته می‌شود.

وی افزود: یکی از روش‌های تولید نادانی، ترور راوی است؛ یعنی راویان و کسانی که روایت تولید می‌کنند، حذف می‌شوند. در مقاله‌ای با عنوان «دانش‌های حذف‌شده» نیز یکی از شکل‌های نادانی، به رسمیت نشناختن و حذف راویان معرفی شده است. در نهایت، این روند می‌تواند به «مهندسی سکوت» بینجامد؛ مهندسی‌ای که از طریق حذف سیستماتیک راویان، تضعیف زیرساخت‌های روایت و اشباع فضای عمومی از روایت‌های جایگزین شکل می‌گیرد.

این پژوهشگر رسانه ادامه داد: «ترور راوی» شکل‌های مختلفی دارد و یکی از آن‌ها حذف راوی و قتل آگاهی در لحظه تولد است. استبداد تصویر و انحصار روایت، نخستین دستاوردی است که با از بین بردن راوی اتفاق می‌افتد.

وی با اشاره به نقش رسانه ملی و رسانه‌های حوزه مقاومت گفت: صداوسیما و رسانه‌های مقاومت یا حتی رسانه‌های جایگزین، روایتی متفاوت از روایت جهان سلطه ارائه می‌دادند و طبیعتاً یکی از اقداماتی که در برابر آن صورت می‌گیرد، ترور همین راویان است.

اخگری تأکید کرد: ترور آگاهی یا ترور راوی، پدیده‌ای تصادفی نیست، بلکه پدیده‌ای سازمان‌یافته است و فقط هم به صداوسیما محدود نمی‌شود. به گفته وی، حمله به ساختمان شیشه‌ای صداوسیما نمادی برجسته در این حوزه است، اما پیش از آن نیز خبرنگاران بسیاری در جنگ‌های مختلف، از جمله غزه، فلسطین و لبنان، به دلیل روایتگری جنگ کشته شده‌اند.

وی  یادآور شد: در حوزه ژورنالیسم، مبحثی با عنوان ایمنی روزنامه‌نگاری مطرح است، اما در بسیاری از جنگ‌ها، خبرنگاران زیادی که روایتگر وقایع بوده‌اند، جان خود را از دست داده‌اند و ایستگاه‌های رادیویی و تلویزیونی متعددی نیز نابود شده اند.

محمد اخگری با تشریح اشکال مختلف «ترور راوی» در راستای مفهوم «ترورآمپیسم»، حملات فیزیکی، تخریب اعتبار دیجیتال و تحریم‌های قانونی را از جمله شیوه‌های حذف صدای حقیقت برشمرد.

وی با اشاره به نابودی ایستگاه‌های رادیویی محلی در غزه، حمله به ساختمان صداوسیما را نمادی برجسته از یک «ترور راوی» دانست و بر اهمیت مستندسازی و توزیع گسترده این کتاب تأکید کرد تا این واقعه به فراموشی سپرده نشود.

وی افزود: «ترور فیزیکی و حذف مستقیم راویان» تنها یکی از اشکال ترور راوی است. شکل دیگر آن «حذف اخلاقی، حذف شخصیت و حذف اعتبار» از طریق تخریب دیجیتال رسانه است که با برچسب‌زنی، توهین، ساده‌سازی و استفاده از واژگانی چون «اخبار جعلی» یا «دشمن مردم» صورت می‌گیرد.

اخگری با ذکر مثال‌هایی از رویکرد ترامپ نسبت به رسانه‌ها، توضیح داد: ترامپ بارها رسانه‌های خود را «اخبار جعلی» خوانده و آن‌ها را «دشمن مردم» یا «عامل خارجی» خطاب کرده است. حتی اگر نتواند یک رسانه را از لحاظ فیزیکی حذف کند، با برچسب‌زنی و تخریب شخصیت، سعی در حذف اعتبار آن دارد.

وی افزود: استفاده از ربات‌ها، اتاق‌های فکر و شبکه‌های آنلاین سازمان‌یافته برای تولید انبوه محتواهای تخریبی علیه خبرنگاران خاص، اتهامات اخلاقی به آن‌ها و انحراف ذهن مخاطب، همگی در راستای «ترور شخصیت خبری»، «ترور راوی» و «ترور اخلاقی راوی» صورت می‌گیرد.

این پژوهشگر رسانه ادامه داد: یکی دیگر از شیوه‌های حمله به منابع خبری، تخریب خود منبع خبر و زیر سوال بردن اعتبار آن است. این کار باعث می‌شود تا اعتبار آن منبع خبری خدشه‌دار شود و این خود نمونه‌ای از ترور راوی است.

اخگری به شکل دیگری از ترور راوی که در سال‌های اخیر با آن برخورد کرده است، اشاره کرد: «رسانه‌زدایی قانونی»؛ یعنی تحریم یک رسانه در دادگاه‌های بین‌المللی یا مناسبت‌های خاص. وی با اشاره به اینکه این اتفاق سال‌هاست در مورد رسانه‌های برون‌مرزی صداوسیما رخ می‌دهد، گفت: قانون‌گذاری برای این منظور و استفاده از آن برای شکایت علیه رسانه‌ها، مدلی دیگر از ترور راوی محسوب می‌شود.

وی با تأکید بر پیوند این بحث با مبانی نظری اندیشمندان حوزه ارتباطات و جامعه‌شناسی، اظهار داشت: در این مقاله، یکی از ابعاد «ترورآمپیسم»، «ترور راوی» و متعاقب آن «ترور روایت» مورد بررسی قرار گرفته است. در «ترور روایت» نیز مدل‌های مختلفی وجود دارد که قابل بحث و بررسی است.

اخگری در پایان خاطرنشان کرد: آنچه پس از حمله به ساختمان صداوسیما رخ داد، جلوه‌ای بسیار روشن و واضح از «ترور راوی» در گفتمانی به نام «ترورآمپیسم» بود که نشان می‌دهد چگونه در دنیای امروز، ابزارهای مختلفی برای حذف حقیقت و راویان آن به کار گرفته می‌شود.

کپی شد! ✅

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha