علیاکبر رزمجو، عضو هیئت علمی دانشگاه صداوسیما، در نشستی با موضوع تبیین محورهای کتاب «صدایی که خاموش نشد» که به واکاوی حمله به ساختمان مرکزی سازمان صداوسیما در جریان جنگ ۱۲ روزه میپردازد، اظهار داشت: مباحث مطرح شده در این اثر در چارچوب «پارادایمهای نوین ارتباطی» تنظیم شده است؛ چرا که معتقدم حمله به سازمان صداوسیما، فراتر از یک رویداد امنیتی یا نظامی، یک «بحران ارتباطی مرکب» محسوب میشود.
رزمجو با تأکید بر اینکه نباید نگاه را تنها به خسارات فیزیکی محدود کرد، تصریح کرد: حمله به ساختمان شیشهای سازمان صداوسیما، هدف قرار دادن قلب تپنده جریان اطلاعاتی کشور است. صداوسیما در نظام جمهوری اسلامی صرفاً یک نهاد خدماتی نیست، بلکه مسئولیت تبیین روایت حاکمیتی را بر عهده دارد و به مثابه مخزن معرفتی نظام عمل میکند؛ بنابراین، آسیب به این نهاد، تأثیرات راهبردی عمیقی به همراه دارد.
این استاد دانشگاه، تهاجم به سازمان صداوسیما را تلاشی برای ایجاد «گسست معنایی» در نظم ارتباطی جامعه توصیف کرد و افزود: هدف مهاجمان، فلج کردن نظام معنابخشی جامعه بود که اگر محقق میشد، پیوستگی اجتماعی را با اختلال مواجه میکرد.
وی با اشاره به پیامدهای این اقدام، گفت: هدف قرار دادن مرجع خبری کشور، به دنبال ایجاد «آنومی اطلاعاتی» (هرجومرج اطلاعاتی) است؛ وضعیتی که در آن مرز میان «واقعیت» و «بازنمایی» مخدوش شده و بستر را برای کنشگری مخرب جریان رقیب فراهم میسازد.
رزمجو در ادامه تحلیل خود، سازمان صداوسیما را یک نهاد مقتدر و ثباتبخش در سیستم ساختاری نظام دانست و بیان کرد: حمله به این سازمان با هدف آسیبپذیر و منفعل نشان دادن ساختار نظام انجام شد تا از این طریق، اذهان عمومی دچار بحران شده و «بحران مشروعیت» کلید بخورد. همچنین، ایجاد خلاء خبری، ناپایداری در محیط اطلاعاتی و لکنت در امر اطلاعرسانی، از دیگر اهداف این تهاجم بود که در نهایت با هدف ایجاد هراس و خدشه در هنجارهای اساسی نظام دنبال میشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه صداوسیما در بخش بعدی سخنان خود، به رویکرد پژوهشی کتاب «صدایی که خاموش نشد» اشاره کرد و گفت: مقاله من در این اثر با عنوان «راهبردهای ارتباطات بحران در بازنمایی حمله به ساختمان صداوسیما»، از «نظریه بحران موقعیتی» (SCCT) به عنوان یکی از معتبرترین نظریهها در حوزه ارتباطات بحران استفاده شده است.
وی اظهار داشت: این اثر نشان میدهد سازمان صداوسیما در این رخداد، نه صرفاً قربانی یک بحران طبیعی، بلکه هدف یک «بحران مضاعف» با منشأ نظامی و امنیتی بود که باید با نگاهی مبتنی بر پارادایمهای ارتباطی واکاوی شود.
رزمجو با اشاره به جایگیری این حادثه در «خوشه قربانی» نظریه بحران موقعیتی (SCCT)، از کشف الگوی بومی «قربانی-فاتح» در این پژوهش خبر داد و گفت: رفتارهای راهبردی سازمان در دو قاب متناقض قابل ارزیابی است؛ نخست «قاب قربانی» که به انتصاب مسئولیت حمله میپردازد و دوم «قاب فاتح» که بر نمایش اقتدار و تابآوری تمرکز دارد. این کتاب به خوبی نشان میدهد که چگونه سازمان صداوسیما با تبدیل تهدیدهای مادی به «فرصت نمادین»، توانست در بحرانیترین لحظات، روایتی منسجم در سطوح داخلی و بینالمللی ایجاد کند.
این استاد دانشگاه با تأکید بر نوآوریهای علمی این اثر تصریح کرد: در این پژوهش، مؤلفه «اقدام اصلاحی» در نظریه SCCT که به طور معمول تنها به «پذیرش مسئولیت» محدود میشود، در بافتار ایرانی بازتعریف شد. ما این مؤلفه را به «نمایش فعال بازسازی» و «تداوم پخش» ارتقا دادیم تا کارکردی اقتدارآفرین داشته باشد، نه عذرخواهانه.
وی افزود: در تحلیل مضمون انجام شده بر روی ۱۲ واحد خبری و ۱۹ منبع رسمی، علاوه بر «مضامین مشهود»، بر «مضامین مکنون» نیز تأکید شد. برای نمونه، «تداوم پخش بدون وقفه» در لایه مکنون، نمادی از شکستناپذیری سازمان تفسیر شده است.
رزمجو با بیان اینکه مفاهیم نوینی همچون «بحران جدید» و «خشم اخلاقی» از دل این پژوهش استخراج شده است، خاطرنشان کرد: تجربه به دست آمده از این بحران، قابلیت الگوبرداری برای کشورهای همپیمان استراتژیک ما را نیز دارد.
وی در پایان پیشنهاد داد: با توجه به یافتههای این پژوهش، سازمان صداوسیما میتواند به جای اکتفا به ستادهای موقت، یک «واحد دائمی مدیریت روایت بحران» ایجاد کند. این واحد نه تنها وظیفه مدیریت روایت در زمان بحران را بر عهده دارد، بلکه با ایجاد «نظام پایش روایت رقیب»، میتواند ابزاری راهبردی برای صیانت از مرزهای معنایی کشور باشد.

نظر شما