7 خرداد 1405 ساعت 18:22
کد خبر: 1602
نفر

برچسب‌ها

سرپرست سازمان ملی زمین و مسکن منصوب شد

پایان این جنگ، هر زمان و به هر صورتی که رخ دهد، با پیروزی مردم ایران همراه خواهد بود. این جنگ می‌تواند پایان یک نبرد بزرگ و فتح قدس باشد، یا مرحله‌ای میانی از یک رویارویی گسترده‌تر. اما مسئله اصلی، نه زمان پایان جنگ است و نه شکل ظاهری آن، بلکه تحولی است که در متن این مواجهه در مردم ایران پدید آمده؛ تحولی که بیش از هر چیز ماهیتی شناختی دارد.
آنچه امروز در جامعه ایران دیده می‌شود، صرفاً پایداری عاطفی یا ایستادگی سیاسی نیست، بلکه نوعی بلوغ شناختی و ارتقای چشمگیر در قدرت فهم، تحلیل، تمییز و تشخیص اجتماعی است. مردم ایران در این ایام فقط تحت فشار قرار نگرفته‌اند، بلکه در دل همین فشار، به سطح تازه‌ای از ادراک میدان، فهم روایت‌ها و شناسایی سازوکارهای تحریف و فریب رسیده‌اند.
در این یادداشت، به نسبت امام و امت و مسئله مبعوث شدن مردم در این ساختار نمی‌پردازیم، بلکه تمرکز را بر تغییر ساختار مردم ایران می‌گذاریم؛ تغییری که در لایه‌های ذهنی، ادراکی و تحلیلی آنان رخ داده و آنان را از جامعه‌ای تحت فشار، به جامعه‌ای با قدرت تشخیص بالاتر تبدیل کرده است.
مردم ایران در نزدیک به پنج دهه گذشته در معرض سهمگین‌ترین حملات شناختی بوده‌اند. این حملات صرفاً تبلیغاتی یا رسانه‌ای نبوده، بلکه تلاشی گسترده برای دستکاری ادراک جمعی، تضعیف اعتماد به خود، اختلال در نظام تشخیص و فرسایش قدرت تحلیل اجتماعی بوده است. این هجمه‌ها هم از سوی دشمن خارجی آنگلوساکسون، هم دشمن خارجی فارسی‌زبان و هم دولتمردان شیفته خادم غرب اعمال شده است.
از تحقیر ملی در قالب القای ناتوانی در خودکفایی، تا ایجاد فقر، کاهش توان اقتصادی و تخریب عزت‌نفس مردم، همه در جهت تغییر تصویر ذهنی جامعه از خودش عمل کرده‌اند. همچنین هجمه به آیین‌ها و سنن ایرانی ـ اسلامی (مانند حجاب، خانواده، نشاط اجتماعی و امید) صرفاً تعرض فرهنگی نبوده، بلکه حمله به ارکان ادراکی و هویتی جامعه ایرانی بوده است.
با این حال، جامعه ایرانی از دل همین فشار، نه فقط جان به در برده، بلکه در سطح شناختی ارتقا یافته است. این جامعه در تجربه‌ای عینی، توان خود را در مدیریت صنعتی و عمرانی دیده و همین مشاهده، به بازسازی تصویر ذهنی ملت از خویش انجامیده است. جامعه‌ای که سال‌ها به او القا شده بود که «نمی‌تواند»، اکنون توانایی خود را به چشم دیده است. در برابر شایعه‌سازی، اختلاف‌افکنی و عملیات تردیدافکنی نیز جامعه ایرانی دیگر هر سخنی را بی‌واسطه نمی‌پذیرد؛ اکنون سابقه گوینده را می‌سنجد، زمینه سخن را بررسی می‌کند، به حواشی توجه می‌کند و می‌کوشد از ظاهر امور عبور کند.
این وضعیت نشانه جامعه‌ای است که از مصرف‌کننده روایت، به بازیگر صحنه فهم و تفسیر تبدیل شده است. البته این مسیر خالی از افراط و تفریط نیست، اما این نیز بخشی از فرایند طبیعی رشد شناختی جامعه است. آنچه اهمیت دارد این است که جامعه ایرانی، با اتکای همزمان به قلب متصل به ولی حق و ذکاوت و هوشمندی میدانی، از سطح واکنش صرف عبور کرده و به کنشگری رسیده است.
از این منظر، پیروزی مردم ایران در پایان جنگ تحمیلی سوم، فقط پیروزی در یک نبرد نظامی نیست، بلکه تثبیت یک رشد تاریخی در ساحت فهم، تشخیص و کنشگری است. جامعه‌ای که در میانه سنگین‌ترین حملات شناختی توانسته است نظام تشخیص خود را بازسازی کند، پیشا‌پیش در سطحی عمیق‌تر پیروز شده است.

 

قدیسه پائینی - مدرس دانشگاه

 

این یاد‌داشت در شماره سوم ویژه‌نامه «فتح‌گفتار» منتشر شده است.

کپی شد! ✅

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha