7 اردیبهشت 1405 ساعت 18:38
کد خبر: 1492
نفر

برچسب‌ها

سرپرست سازمان ملی زمین و مسکن منصوب شد

پس از گذشت ۴۰ روز از جنگ رمضان، شبی که دشمن شدیدترین و بی‌سابقه‌ترین تهدیدها را علیه ملت ایران وعده داده و همگان در انتظار حملاتی سخت و پاسخ کوبنده رزمندگان میهن هستند، ناگاه ورق برمی‌گردد و نیمه‌شب اعلام می‌شود ترامپ شروط ده‌گانۀ ایران را پذیرفته و آتش‌بسِ دو هفته‌ای برای انجام توافق بر سر این شرایط برقرار گردیده است.

صرف‌نظر از اینکه دوست و دشمن تا اینجای کار به پیروزی و دست برتر ایران اشاره کرده‌اند که موفق شده دشمن غدار را وادار به پذیرش شرایط خود نماید، اما دقیقاً در همین نقطه مردم به چند دسته تقسیم شدند. موضوعی که درون آحادِ مردم اتفاق افتاد این بود که بلافاصله پس از این ماجرا بازار حدس و گمان و تردید و اختلاف و بی‌اعتمادی و… بالا گرفت.

۱) عده‌ای که به کل ماجرا مشکوک‌اند و آن را حربۀ فریب از سوی دشمن می‌انگارند.

۲) گروهی دیگر به‌شدت دلخورند که چرا مسئولان مردم را محرم ندانسته و آنان را دیر مطلع کرده‌اند و در تمام مدت جنگ که توییت می‌کرده‌اند مذاکره در کار نخواهد بود، در حالِ دروغ‌گویی و فریب مردم بوده‌اند.

۳) عده‌ای دیگر که کاملاً موضوع را پذیرفته‌اند و به مسئولان اعتماد دارند.

۴) گروهی دیگر اما معترض‌اند و سر به خیابان می‌گذارند و اعلام می‌کنند تا وقتی رهبری برای ما پیامی نفرستند، این توافق را قبول نداریم، گویی که بدون اطلاع یا موافقت رهبری این امر اتفاق افتاده و یا عده‌ای رهبری را وادار به پذیرش این امر نموده‌اند.

همۀ گروه‌های مذکور، کسانی هستند که در این مدت به‌شدت از نظام در مقابل دشمنان حمایت کرده و با حضور در خیابان‌ها و تجمعات، این را اعلام کرده‌اند و در این مدت کاملاً اتحادی وصف‌ناشدنی زیر پرچم ایران نشان داده‌اند. در حالی که به جز این گروه‌ها، دسته‌ی دیگری هم هستند که به‌کلی موافقتی با نظام و آرمان‌هایش ندارند و دل در گرو حملۀ آمریکا به ایران بسته بودند.

نگاهی به این گروه‌بندی جدید یا به‌قول نوربرت الیاس آرایش مردم در گروه‌های مختلف و اختلاف‌نظرها در مواجهه با خبر آتش‌بس، حاکی از آن است که در حال حاضر حلقۀ مفقودۀ جامعۀ ما «سرمایۀ اجتماعی» و از مهم‌ترین مؤلفه‌های آن «اعتماد اجتماعی» است. فقدان یا کمبود این فاکتور مهم آن‌قدر خطرناک است که بیش از هر دشمن خارجی یا هر جنگ نظامی می‌تواند جامعه را به لبه‌ی پرتگاه بکشاند. متأسفانه این بی‌اعتمادیِ عمیق که به‌ویژه در یکی‌دو دهۀ اخیر در این جامعه ریشه دوانده ناشی از عوامل متعددی است. مردم تصور می‌کنند مسئولان با آن‌ها شفاف نیستند. همچنین احساس می‌کنند مسئولان از مردم فاصله دارند. اخبار مربوط به رانت‌ها و فسادها و عدم برخوردِ مورد انتظار مردم با عواملِ فساد نیز از جمله عوامل است. در این میان اما از جمله عوامل مهم، رسانه است. از یک طرف رسانه‌های فارسی‌زبانِ معاند که به‌شدت جنگ شناختی تمام‌عیاری راه انداخته‌اند و آن گروهی که نسبت به نظام بدبین یا مخالف شده‌اند بیشتر تحت‌تأثیر این رسانه‌ها بوده‌اند و از طرف دیگر ضعف و کم‌کاری نظام حکمرانی و دولتیِ ما در ارائۀ تصویری درست از خود نیز بسیار مؤثر بوده است. (ضمن آن‌که باید اشاره شود در هر ماجرایی اقناع‌سازیِ مناسبی برای افکار عمومی توسط رسانه‌ها صورت نمی‌گیرد که خود بحثی جداگانه می‌طلبد.)

در همین ماجرای مربوط به آتش‌بس، شاهد نقض آتش‌بس توسط رژیم صهیونیستی و حملات شدید آن به لبنان بودیم. در این میان شورای عالی امنیت ملی، سپاه پاسداران، دولت و… اعلام موضع کردند اما هر یک از این مواضع با دیگری تفاوت‌هایی داشت. یک مورد بر پاسخ نظامی تأکید کرده و دیگری بر پاسخ در صورت تکرار حملات، آن دیگری فقط محکوم کرده و… . تقریباً در اکثر موارد مشابه همین اتفاق می‌افتد و گاه مواضع و نظرات ضدونقیض از مسئولان درج می‌شود و یک روایت واحد و ابرروایت توسط مسئولان منعکس نمی‌شود و نمود بیرونی آن در نظر مردم، اختلاف بین مسئولین و حتی خیانت در بعضی مسئولین و یا کم‌کاری یا همکاری با دشمن تعبیر می‌شود. به این ترتیب چه‌بسا مسئولانی که از زندگی، آبرو، خانواده و چیزهای زیادی گذشته و در حال خدمتِ صادقانه‌اند، متهم می‌شوند به خیانت و بخش زیادی از اعتماد اجتماعی هم در این میانه قربانی می‌شود. یک راه‌کار برای این موضوع آن است که به‌جای آن‌که هر دستگاهی یک سخنگو داشته باشد و مواضعی ضدونقیض یا متفاوت از دستگاه‌ها در رسانه‌ها انعکاس یابد، یک سخنگوی واحد یک صدای واحد را به گوش مردم برساند. مثلاً سخنگوی قرارگاه خاتم‌الانبیاء (ص) صدای واحدِ کلیۀ نیروهای مسلح باشد و نیروهای زمینی و هوایی و ارتش و سپاه و… هر یک جداگانه اعلام خبر و موضع نکنند و همین ترتیب در مورد دستگاه‌های فرهنگی و اجراییِ کشور نیز رعایت شود تا تشتت و چندگانگی را در ذهن مردم بازنمایی نکنند و بهانه برای خبرسازی و موج‌سواری به دست رسانه‌های دشمن هم ندهند.

بنابراین به نظر می‌رسد آنچه در وهلۀ اول باید برای درمان آن اقدام عاجلی صورت گیرد، ترمیمِ اعتمادِ اجتماعی میان مردم و مسئولان است. البته در همین تجمع‌های پرشور و میهن‌پرستانۀ مردم شاهد وفاق و اتحاد کم‌نظیری هستیم و افرادی با اندیشه‌ها و عقاید متفاوت حول محور وطن و زیر پرچم مقدس جمهوری اسلامی گردهم آمده‌اند و تابلوهای زیبایی از اتحاد مقدس شکل داده‌اند. انتظار می‌رود این اتحاد همچنان در پساجنگ حفظ شود و افراد به دلیل تفاوت در عقاید و نوع پوشش به حاشیه رانده نشوند. ایران کشورِ همۀ ایرانیانِ میهن‌دوست با عقاید و دیدگاه‌های متفاوت است و بهتر است در آیندۀ این سرزمینِ پُرگهر بتوانیم همۀ اقوام و گروه‌های این سرزمین را با عقاید مختلف در کنار یکدیگر داشته باشیم. به این ترتیب هم اعتماد اجتماعی افزایش می‌یابد و هم شکاف‌های اجتماعی میان مردم ترمیم خواهد شد.

پروین سوادیان ـ جامعه‌شناس و عضو هیئت‌علمی دانشگاه آزاد اسلامی

این یادداشت در شماره نخست ویژه‌نامه «فتح‌ گفتار» منتشر شده است.

کپی شد! ✅

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha