رویانیوز :: سیدجواد میرهاشمی، پژوهشگر، فیلمساز مستند و استاد دانشگاه صداوسیما درباره حمله وحشیانه دشمن به خاک ایران در یادداشتی نوشت:
قلم از توصیف خشونتهای اخیر قاصر و زبانم الکن است؛ نه از آن رو که واژهای در اختیار ندارد، بلکه از آن جهت که عمق فاجعه، نسبت مستقیمی با ناتوانی زبان در بازنمایی آن یافته است. رنج هر گوشه از این سرزمین، رنج من است؛ چرا که «همه شهر ایران سرای منست»
تجاوز نظامی ایالات متحده آمریکا، اسرائیل و متحدان آنان به قلمرو ایران، صرفاً تعرضی به مرزهای جغرافیایی یک کشور نیست؛ بلکه نقض آشکار حریم زیست غیرنظامی است _ از مراکز درمانی و آموزشی گرفته تا فضاهای مسکونی، فرهنگی، علمی و میراث تاریخی، و نیز زیرساختهای اقتصادی که بنیانهای زیست جمعی را شکل میدهند. این رخداد، در سطحی عمیقتر، تعرض به افقهای امید و امکان در ذهن و زندگی کودکان این سرزمین است؛ گویی آینده، پیش از آنکه مجال تحقق یابد، به تعلیق درآمده و آینده کودکان را به گروگان گرفته است.
آنچه هدف قرار گرفته، صرفاً تأسیسات فیزیکی نیست، بلکه شبکهای از معنا، دانش، و زیستجهان ایرانی است؛ همان نیرویی که در لحظات نمادینِ حیات جمعی _ چون نوروز _ در قالب شور و همبستگی بروز مییابد. لحظات سال تحویل نیز ایرانمان از حمله دژخیمان در امان نبود. اما «زندگی باید کرد ،گاه با یک گل سرخ، گاه با یک دل تنگ، گاه باید رویید در پس این باران، گاه باید خندید بر غمی بیپایان.»
ایران سرو سبزی است که در برابر هیچ طوفانی سر خم نمیکند. در چنین شرایطی، امید به پایان هرچه سریعتر این وضعیت، نه صرفاً تمنایی عاطفی، بلکه ضرورتی مبتنی بر مصالح ملی و جبران خسارات وارده است؛ ضرورتی برای بازگشت به پویایی و بالندگی ایران، تداوم آموزش، و بازسازی ظرفیتهایی که آینده ایران بر آنها استوار است. باری «دوباره میسازمت وطن.»
با وجود تکثر قومی، زبانی و فرهنگی، هویت ایرانی در تجربهای مشترک از تاریخ و سرنوشت جمعی شکل گرفته است. این هویت، نه در نفی تفاوتها، بلکه در همنشینی آنها معنا مییابد: از کرد و لر و ترک تا عرب و بلوچ، از گیلک و مازندرانی تا ترکمن و خراسانی. این کثرت، صورتهای گوناگون یک کلیت تاریخی است که در گسترهای از البرز تا خلیج فارس امتداد دارد.
هر آسیبی که بر هر گوشه از این خاک وارد میشود، گویی بر جانمان فرود آمده است؛ چرا که ایران، در تمامی گسترهاش، یگانه سرایمان و بنیاد هویتمان است.
بایستی هم کلام دکتر محمّدعلی اسلامینُدوشن بشویم و بخوانیم «ایران را از یاد نبریم» استاد در کتابش چه خوش ایران را به قُقنوس تشبیه میکند: «بین افسانه «قُقنوس» و سرگذشت ایران، تشابهی میتوان دید. ایران نیز چون آن مرغِ شگفتِ بیهمتا، بارها در آتشِ خود سوخته است و باز از خاکسترِ خویش زاییده شده. در این چند سال، همواره من این احساس را داشتهام که ایران بارِ دیگر یکی از آن دورانهای «زایندگی در مرگ» را میگذراند و در میانِ درد، میشکفد.»
در نهایت، آنچه باقی میماند، نوعی تعلق است که نه بهسادگی با واژهها تقلیل مییابد و نه با بحرانها زایل میشود؛ تعلقی که میتوان آن را، فارغ از نامگذاریهای ارزشی، به اختصار چنین بیان کرد: «موضع من، ایران است.»
سیدجواد میرهاشمی
تهران، فروردین ۱۴۰۵

نظر شما