رویانیوز :: مسعود فراستی در گفتوگویی با محمدرضا شهیدیفر در برنامه «من ایرانم»، نظراتش را درباره اتفاقات اخیر اینطور مطرح کرد:
من در این جنگ، اول از همه خودم را پاک کردم و این پاکسازی آگاهانه نبود. من در انقلاب از مردم جدا شدم. توده عظیم مردم برای من فقط یک تئوری بود. شب چهارشنبهسوری به میدان تجریش آمدم و مردم واقعی را دیدم. اتفاق عجیبی در من رخ داد؛ نگاه از بالا به پایینی که به مردم داشتم، همسطح مردم شد. فهمیدم اگر با مردم نباشی، هیچ هستی؛ تمام نقد و تمام دانش، باد هواست.
من همیشه مردم همه جهان را میشناختم، ولی این مردمی که دیدم، مردم واقعی بودند. هیچ کشوری، هیچ مردمی را به این شکل به یاد نمیآورد. مردم ما پشت جبهه نیستند، در خط مقدم جبهه هستند.
این جنگ نعمتی است؛ حداقل برای من چنین بوده است. میدانها برای روشنفکرانی چون من جایی برای پاکسازی است تا بفهمند هرچه بلدند باید اینجا استفاده شود و هرچه به درد اینجا نمیخورد، بیفایده است.
در انقلاب ۵۷ دیدم بعضیها با دین جلو میآیند. آن موقع میگفتم من که دینی نیستم. الان فهمیدم دین سلاح است؛ وقتی کسی الله اکبر میگوید، با سلاح پیش میرود. کارل مارکس جملهای دارد که دین، افیون تودههاست؛ ولی من میگویم مارکس درباره این کشور و این ملت اشتباه میکند. اینجا دین، محرک تودههاست.
هیچ آدم سالمی پیدا نمیکنی که جیرهخوار موساد و آمریکا نباشد و از ایران دفاع نکند. ایران محبوبترین کشور جهان است و جنگش دوستداشتنیترین جنگ تاریخ. ما تنها در برابر یک نظام هژمونیست جهانی ایستادهایم که هیمنه داشت و هیمنهای که دست و پا کرده بود، نابود شد و ما هژمون منطقه خواهیم شد.
آدمهایی که فکر میکنند روشنفکرند، لطف کنند یک شب به یکی از میدانها بیایند؛ چون درک آدم از خودش را بالا میبرد. آدمها ناخالصی دارند و روشنفکران ناخالصی بیشتری؛ و اگر به این درک نرسند، مانع بزرگی برای دیدشان خواهد بود. من میگویم مرگ بر روشنفکری که طرف مردم را نگیرد.
برخی از این سلبریتیها که بعد از ۲۰ روز یادشان افتاده میناب هم وجود داشته، خیلی لیبرال قلابی هستند و رفع تکلیف میکنند. هر روز باید با مردم تجربه شود و از این موضع میگویم که دوست ندارم جنگ به این زودی تمام شود.
خون رهبری پیروز شد و همینطور جریان دارد و آقا سیدمجتبی دمش گرم؛ چون موضعی همسطح مردم دارد و گاهی پایینتر از مردم و گاهی کنار مردم در تاکسی است.
دو فیلم در حال اکران است به اسم «احمد» و «مجنون» که هر دو فیلمهای خوبی هستند و به درد این شرایط میخورند. یک کتاب هم معرفی میکنم به اسم «انقلاب مجارستان، مقاومت مردمی علیه توتالیتاریسم» از هانا آرنت.
در این جنگ، همهچیز برایم معنا پیدا کرد؛ از پرچم تا شربت کوچکی که در میدانها میدهند، تا آن آدمی که داوطلبانه به ایست بازرسی میرود. مردم برایم معنا شدند.
سیدعلی خامنهای عزیز جملهای گفت که درکش بهشدت سخت است: «خداوند ملت ایران را مبعوث کرد.»
من به آینده بسیار خوشبینم.
خبرنگار: مصطفی واهبی

نظر شما