رویانیوز :: چهلوچهارمین جشنواره ملی فیلم فجر عرصهای از تضادها بود؛ از آثاری که با روایت منسجم، کاشتهای دقیق و پرداخت استاندارد توانستند مخاطب را با خود همراه کنند تا فیلمهایی که با وجود سوژههای حساس و پرظرفیت، در اجرا به دام شعارزدگی، آشفتگی روایی و ضعف ساختاری افتادند. در میان فیلمهای این دوره، هم نمونههایی از درامهای معمایی خوشساخت و شخصیتمحور دیده میشود و هم آثاری که ایده اولیهشان زیر سایه ضعف فرم، تدوین و انسجام داستانی رنگ باخته است. مروری بر این چند اثر نشان میدهد فاصله میان ایده و تحقق سینمایی آن، همچنان مهمترین چالش بخشی از تولیدات جشنواره است؛ چالشی که گاه به خلق تجربهای قابلدفاع انجامیده و گاه نتیجهای کمتر از انتظار بر جای گذاشته است.
سرزمین فرشتهها؛ بیشتر از یک داستان
کارگردان: بابک خواجهپاشا
تهیهکننده: منوچهر محمدی
امتیاز: ۴/۵ از ۵
منتقد: امیرعلی الماسی
فیلم سرزمین فرشتهها فیلمی دربارهی جنگ است، اما این فیلم با اغلب فیلمهایی که با این موضوع ساخته میشوند تفاوت دارد. در سرزمین فرشتهها، مخاطب جنگ را با حال و هوایی کودکانه و از نگاه کودکان میبیند؛ حال و هوایی شاد و در عین حال غمگین. این فیلم تلاقی اشک و لبخند، تلاقی هیجان و آرامش است.
سرزمین فرشتهها جنگ غزه را به شکلی متفاوت تصویر میکند. نه خشونت مسئلهی اصلی است و نه تیر و تفنگ. مسئلهی فیلم، کودکان و زیست آنهاست؛ رنجی که بر آنها تحمیل میشود و راههایی که برای گذراندن این رنجها دارند. راههایی کودکانه و ساده که شاید از توان آدمبزرگها هم خارج باشد.
در این فیلم، فیلمساز بیشتر از آنکه قصه بگوید، خلق اتمسفری میکند که به واسطهی آن مخاطب غرق دریایی از احساسات میشود؛ احساساتی که منتج به تفکر میشوند. همآمیزی این دو، آدمی را از سکون خارج کرده و به حرکت درمیآورد.
نقش اول فیلم زنی به نام ضخی است؛ زنی رنجکشیده اما امیدوار. او در گذشته معلم بوده و با کودکان زیادی مواجه شده است. در این فیلم، خانم معلم وارد کلاس درس جدیدی میشود؛ کلاس درسی سخت و در شرایطی دشوار که مقاومت او را میطلبد.
خانم معلم در شروع فیلم و در موقعیتهای متفاوت، شاگردان خود را میشناسد و با آنها همراه میشود. او در این کلاس از شاگردانش امتحان نمیگیرد و در کنار آنها امتحان میدهد.
غبار میمون؛ فیلم سینمایی یا تیزر فرهنگی؟
کارگردان: آرش معیریان
تهیهکننده: سعید مرادی
امتیاز: ۱ از ۵
منتقد: محمدطاها سلیمانی
اثر «غبار میمون» به کارگردانی آرش معیریان و تهیهکنندگی سعید مرادی در چهلوچهارمین جشنواره فجر حضور پیدا کرد. اثری که شاید با حضور در جشنواره در کنار فیلمهای دیگر، با اغماض بتوان نام «فیلم» بر آن گذاشت. با توجه به حساسیت احتمالی کارفرما و عوامل آن، در نهایت با اثری بینهایت ضعیف و ناقص در زمینه ساختار، فرم، تدوین، تداوم روایت و مشکلات متعدد دیگر مواجه هستیم که «متأسفانه» آنچه از کلیت آن مشخص است، تخصیص بودجه عظیم بدون پشتوانه فکری و حرفهای است.
علاوه بر مشکلات متعدد، جدی و ناشیانه در قاببندیها، اصول مونتاژ و شخصیتپردازی، ساخت و پرداخت دیالوگهای «شعاری» نهتنها مُهر تأییدی است بر ذهن مخاطب، بلکه موجب تثبیت بسیاری از مضامین دیگر، علیرغم صحت ماهیت موضوع، در قالب شعار میشود.
در نهایت میتوان گفت با اجماع نیاز کارفرما بر ساخت اثر و سپس تولید ضعیف عوامل، نتیجه چیزی فراتر از فاجعه نبوده است.
امید است با وجود چنین آثاری در یک جشنواره رسمی، تجربهای شود برای عوامل تولید آثار اینچنین خامدستانه تا برای انتشار آثارشان شتابزده عمل نکنند و در جهت تولید آثار شاخصتر همت بگمارند.
حاشیه؛ یک درام معمایی استاندارد
کارگردان: محمد علیزادهفرد
تهیهکننده: یوسف منصوری
امتیاز: ۴ از ۵
منتقد: ماهان بختیاری
از همان دقیقه اول مخاطب با شخصیتها همراه میشود و وارد بحران بهوجودآمده میشویم. کاشتهای دقیق و هوشمندانه در فیلم، کدهایی را برای حل معمای مطرحشده در فیلم به مخاطب میدهد تا مخاطب همراه با شخصیتهای فیلم به کشف معما برسد.
محمد علیزادهفرد با توجه به تجربههایی که در سینمای کوتاه دارد، میداند چگونه لحظههای دراماتیک کوتاه اما بسیار تأثیرگذار بسازد که در «حاشیه» نیز از این لحظات کوتاه اثرگذار میبینیم.
یک ویژگی دیگر که باعث میشود مخاطب سینما را با حس خوبی ترک کند، پایان امیدوارانه فیلم است که بسیار اندازه و درست به آن پرداخته شده و از شعاریشدن و مفهومزدگی فاصله گرفته است. در نهایت باید گفت با یک فیلماولی بسیار باتجربه روبهرو هستیم.
سقف؛ طنز اجتماعی، اما سردرگم!
کارگردان: ابراهیم امینی
تهیهکننده: سعید خانی
امتیاز: ۳ از ۵
منتقد: محمدطاها سلیمانی
اثر «سقف» به کارگردانی ابراهیم امینی و تهیهکنندگی سعید خانی در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر حضور پیدا کرد.
در این فیلم، شاهد سفر خانوادهای تهرانی برای دوری از شرایط جنگی به دماوند و ویلای یکی از اقوام ثروتمندشان هستیم که در ادامه با چالشهای مختلف در آنجا روبهرو میشوند. این اثر با تکنیک نسبتاً قابلقبول حضور پیدا کرد؛ اما در بخش پرداخت روایت با مشکلاتی روبهرو شد. از جمله این چالشها، تبدیلشدن موضوع اصلی فیلم یعنی جنگ ۱۲روزه و اتفاقات پیرامون آن، به بدنه فرعی اثر است. چالشی که باعث شد در بخشهای مختلف فیلم، به دلیل وجود ساختار نسبتاً ضعیف در روایت، اثر به داستانکهای بدون پشتوانه قوی متوسل شود و چندان برای مخاطب اقناعکننده نباشد. این در حالی است که در بخشهای مختلف فیلم، کارگردان در قالب رویدادها و حوادث فیلم که شاید بتوان جزو لایههای پنهان این اثر محسوب کرد، مضامین و مفاهیم متعددی را منتقل کرده است.
در نهایت، میتوان این اثر را با اغماض، یک فیلم طنز و صرفاً بهظاهر سرگرمکننده دانست؛ کمااینکه اگر پرداخت قویتری در بخشهای آن صورت میگرفت، میتوانست شرایط دریافت امتیاز بالاتری را از دیدگاه مخاطبان به خود اختصاص دهد.
دختر پریخانم؛ با روایتی سردرگم!
کارگردان و تهیهکننده: علیرضا معتمدی
امتیاز: ۲ از ۵
منتقد: محمدطاها سلیمانی
اثر «دختر پریخانم» به کارگردانی و تهیهکنندگی علیرضا معتمدی در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر حضور پیدا کرد.
در نگاه نخستین، فیلم گویا ماجرای تلاش فرزندی را حکایت میکند که سعی دارد شرایط محیط را برای مادر بیمار خود در دوران پاندمی کرونا طبیعی و عادی مدیریت کند؛ اما در ادامه، با ورود دخترانی به خانه و زندگی پسر، داستان به بیراهه برده میشود، تا حدی که در انتهای فیلم چیزی از اهداف روایی ابتدای فیلم دیده نمیشود. در قدم اول، میتوان به نقص روایت در پوشش مضامین بهاصطلاح «فیلمفارسی» اشاره کرد. داستانی که در ابتدا مخاطب را همراه خود میکشاند، از نیمههای فیلم به بعد عملاً تغییر داده شده و علت و معلولهای بیانشده در فیلم از دیدگاه مخاطب اقناعکننده به نظر نمیرسد. این فقدان روایت صحیح در کنار بازیگران تماماً زن و تنها بازیگر مرد آن یعنی علیرضا معتمدی، باعث میشود مخاطب نهتنها با شخصیتهای داستان همزادپنداری نکند، بلکه میزانسنهای تئاتری استفادهشده نیز جای خالی آن را پر نکند و بهمرور، حوصله و انگیزه مخاطب برای تماشای این فیلم کاسته شود.
تقاطع نهایی؛ روایتی کشدار و تقطیعشده
کارگردان: سعید جلیلی
تهیهکننده: مهدی مددکار
امتیاز: ۳ از ۵
منتقد: محمدطاها سلیمانی
اثر «تقاطع نهایی» به کارگردانی سعید جلیلی و تهیهکنندگی مهدی مددکار در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر حضور پیدا کرد.
اثری که سعی دارد با لوکیشن و شخصیتهای محدود، درامی نسبتاً جنایی از تلاش ۳ زن برای خلاصشدن از جنازه یک مرد نمایش دهد. داستان در یک ساختمان روی میدهد و پیشبرد آن بهوسیله چالشهای حقوقی و عاطفی میان شخصیتهاست. اگرچه کارگردان سعی داشته در این فیلم، مخاطب را با انواع مشکلات و چالشهای زندگی زنان در برابر جامعه مواجه کند، اما انسجام رواییای که از ابتدا مخاطب انتظار دارد، در ادامه به دلیل پیشبرد آهستهتر داستان و در پایان عمیقاً باز آن، دچار آسیب میشود و مخاطب را با سؤالات متعددی تنها میگذارد.
خیابان جمهوری؛ امرار معاش در یک خیاطخانه
کارگردان و تهیهکننده: منوچهر هادی
امتیاز: ۴ از ۵
منتقد: محمدطاها سلیمانی
اثر «خیابان جمهوری» به کارگردانی و تهیهکنندگی منوچهر هادی در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر حضور پیدا کرد.
اثری که در پی انتقال چالشها و موانع اجتماعی از دیدگاه یک زن خیاط است و مخاطب با داستان زندگی او در یک خیاطخانه در خیابان جمهوری همراه میشود. شخصیت زن فیلم که بهخوبی در نقش خود فرورفته است، دغدغهها و اهداف خود را در حیطه اجتماعی و زندگی شخصیاش به نمایش میگذارد؛ دغدغههایی که باید با ایجاد تعادل میان آنها، در میان سختیها و مشکلاتی که دارد، روی پاهای خود بایستد. وجود شخصیتهای متعدد دیگر همچون همکاران و دوستان آیلار، برادر و صاحبکار وی، در کنار لهجه شیرین ترکیاش و خردهروایتهایی که حاصل روابط افراد است، پیشبرد روایت را بهخوبی انجام میدهد. در نهایت، با وجود همزادپنداری مخاطب با شخصیتها، اگر به بخشهای حساس و نسبتاً غیراخلاقی اثر طور دیگری پرداخته میشد، موجب سیر صعودی بار احساسی و افزایش تقریب رابطه مخاطب با شخصیتها میشد.

نظر شما