27 بهمن 1404 ساعت 18:02
کد خبر: 1175
نفر

برچسب‌ها

سرپرست سازمان ملی زمین و مسکن منصوب شد

جشنواره فجر امسال هر چند کارگردانان نام‌ آشنایی را در دل خود جای داده اما برای دوست‌داران انیمیشن بی‌رونق است. بر خلاف سال گذشته که انیمیشن‌های سینمایی در بخش‌های مختلف برای سیمرغ رقابت می‌کردند، امسال تنها یک انیمیشن برای نمایش وجود داشت و آن هم در بخش غیررقابتی.

رویانیوز :: جشنواره فجر امسال هر چند کارگردانان نام‌ آشنایی را در دل خود جای داده اما برای دوست‌داران انیمیشن بی‌رونق است. بر خلاف سال گذشته که انیمیشن‌های سینمایی در بخش‌های مختلف برای سیمرغ رقابت می‌کردند، امسال تنها یک انیمیشن برای نمایش وجود داشت و آن هم در بخش غیررقابتی.

با اینحال باید پذیرفت سینمای انیمیشن هنوز اتفاقی نوپا و جوان در ایران محسوب می‌شود. 

«نگهبانان خورشید» (که نامش هیچ ارتباطی با داستانش ندارد) کاری‌است از سازندگان «افسانه سپهر» و «شمشیر و اندوه». اثری تولید شده در مهوا، که بیشتر از هرچیز توان رندر و گرافیک خود را به نمایش می‌گذارد.

در ادامه برای بررسی این اثر ممکن است بخشی از داستان برای شما لو برود.

داستان سعی دارد از فرهنگ و تاریخ ایران وام بگیرد اما در همین ادا و اصول هم ناتوان است. تمام قصه سوار بر افسانه نبرد خشایار و اژدهای سه‌سر(!) است. گذشته از اینکه اژدها کیلومترها از فرهنگ ایرانی دور است، درام داستان نه حول خشایار، نه حول اژدها بلکه حول شمشیر جادویی خشایار می‌گردد. شمشیری که بجز چند رعد و برق بی‌اثر چیزی از قدرتش نمی‌بینیم... 

داستان سعی دارد به کودکان بگوید به‌جای امیدوار بودن به قدرت‌های غیرواقعی و نادرست، روی کمک دوستان حساب کنیم و در مسیر درست و پهلوانی قدم برداریم. در حالی که ما نه قدرت غیرواقعی را می‌بینیم و نه قدرت دوستی را.

بجز اینکه برای ایجاد طنز بعضی از شخصیت‌ها لهجه شمالی و قمی دارند تقریبا هیچ اتفاق ایرانی‌ای در اثر وجود ندارد. شخصیت اصلی پدر و مادرش را از دست داده و شخصیت مکمل هم با عمه‌اش زندگی می‌کند. احتمالا یک انیمیشن آمریکایی در اسکار بیشتر از این به خانواده اهمیت خواهد داد تا یک انیمیشن ایرانی، در قلب جشنواره فجر...

در کل برای دریافت پیام اثر باید هزاران هزار مؤلفه را نادیده بگیرید و خیرخواهانه‌ترین نگاه را نسبت به سازندگان داشته باشید.

از غیرایرانی بودن اثر هر چقدر بگوییم کم گفته‌ایم. برای جلوگیری از خسته‌کنندگی روند داستان، در طول اثر با دو موسیقی مواجه می‌شویم که هر دو کاورهایی از موزیک‌های ترند اینستاگرامی هستند. برای مثال یکی از آن‌ها آهنگ "Apt" از خواننده مشهور کُره‌ای‌ست.

شخصیت‌های اثر گِل‌های خامی هستند که هیچ قدرتی در القای پیام ندارند. حتی اگر همه را شخصیت‌های خاکستری در نظر بگیریم باز هم یک جای کار می‌لنگد. شخصیت اصلی، بهرام که همیشه مردد و شکاک است و انگار خودش هم نمی‌داند چه می‌کند. شخصیت منفی هم (مثلا) اختلال دو قطبی دارد و برای شهرت حاضر است شمشیر جادویی را به دست بیاورد. «خشایار» افسانه‌ای هم که تبدیل به بز شده نه آن خوی پهلوانی‌اش را حفظ کرده و نه حتی خودش می‌داند چه باید بکند. در این میان شخصیت «جانو» که دوست بهرام است از بقیه بهتر عمل می‌کند و به‌عنوان یک «سایدکیک» همان‌طور است که باید باشد.

اگر عینک هنری خود را روی چشم بگذاریم خواهیم دید که این انیمیشن، شالوده‌ای از چند «آرت استایل» است که کنار هم کاملا بی‌ربط به نظر می‌رسند. انگار برای طراحی هر شخصیت، بخواهیم دوباره از ابتدا استایل جدیدی وارد کار کنیم. و برای همین هر چقدر رندر قوی‌تر باشد قاب عجیب‌تری را به مخاطب ارائه می‌کند. طراحی شخصیت‌های زن به غایت دوست‌نداشتنی و غیرایرانی‌ست. می‌شود گفت حتی اگر به این اثر به‌عنوان کاری خارجی هم نگاه کنیم باز در اصول زیبایی‌شناسی لَنگ می‌زند. حالا اینکه سنخیتی با فرهنگ ایرانی داشته باشد پیشکش...

فارغ از تمام باگ‌ها و ایرادات داستانی و فرهنگی در بعضی از نماهای به‌خصوص ویژگی‌های سینمایی را می‌شود مشاهده کرد. با اینکه گاهی اوقات بعضی از جزئیات تصویر رعایت نشده و نور‌پردازی ایراد دارد می‌شود گفت مهوا در انجام این یک کار عملکرد نسبتا خوبی داشته‌است.

نمره: ۱/۵ از ۵

کپی شد! ✅

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha