رویانیوز :: به نقل از خبرگزاری مهر: در این نشست بابک خواجهپاشا نویسنده و کارگردان، منوچهر محمدی تهیهکننده، اهورا لطفی بازیگر، پیام سوری طراح صحنه و بهزاد آقابیگی طراح لباس حضور داشتند. اجرای این نشست را سونیا پوریامین برعهده داشت.
کارگردان فیلم در ابتدای نشست، درگذشت جانباختگان وقایع اخیر و جنگ ۱۲روزه را تسلیت گفت.
وی در پاسخ به پرسشی درباره بازتاب شاعرانه خشونت موجود در نوار غزه گفت: «طی دو سال گذشته، پروسهای که تازه آغاز شده بود، تأثیر بسزایی بر روان من گذاشت. دور از مسائل سیاسی، موضوع و هدف من کودکان هستند. ۲۰ هزار کودک چرا باید بمیرند؟ پس از گفتوگو با آقای محمدی و افتخار همکاری با ایشان، وارد فرایند پژوهشی فیلم شدم؛ سفرهایی داشتم و با فلسطینیهای مختلف به گفتوگو نشستم، کتابهایی خواندم و در نهایت این مسیر به نگارش فیلمنامه ختم شد.»
خواجهپاشا ادامه داد: «هدف من این بود که غم را به شکلی بازتاب دهیم که مخاطب آزار نبیند. بسیاری از فیلمها هنگام بیان درد، به روح و روان مخاطب آسیب میزنند. در جهان شخصی من کودکان نمیمیرند، زیرا مرگ کودک بسیار تلخ است.»
محمدی در ادامه درباره فرایند پذیرش و تولید این پروژه تصریح کرد: «زمانی که با روایت این فیلم مواجه شدم، احساس کردم با اثری سهل و ممتنع روبهرو هستم، زیرا تعداد کاراکترها زیاد نبود. در نظر داشتیم بخش عمدهای از فیلم را در حلب، حمص و حماه فیلمبرداری کنیم، اما پس از تماس با دوستان، به این نتیجه رسیدیم که تولید فیلم سینمایی در این شهرها امکانپذیر نیست. شهر رقه نیز مدنظر بود که آن هم شدنی نشد. در نهایت به ایران رسیدیم.»
وی افزود: «بخش عظیمی از صحنههای غزه ویران در فرودگاه امام خمینی (ره) فیلمبرداری شد و بخش دیگری که مربوط به دوران سلامت شهر غزه بود، در هشتگرد ضبط شد. طراحی صحنه آقای سوری واقعاً قابل تحسین است. در فرایند تولید، یکی از چالشهای اصلی ما اجرای انفجارها در فرودگاه امام خمینی (ره) بود که با همکاری برج مراقبت و عوامل فرودگاه محقق شد.»
محمدی درباره برنامه پخش بینالمللی فیلم گفت: «از همان روز اول که بحث تولید این فیلم مطرح شد، گفتم این اثر را فقط برای ایران نمیسازم. این کشتار بیرحمانه توسط جانیترین جنایتکاران جهان، موضوعی جهانی است. برخی مدیران ما بهدرد جرز لای دیوار میخورند، چون میز خود را بیش از فرهنگ دوست دارند و حمایتی از هنر نمیکنند؛ البته در میان آنها مدیران دلسوز فرهنگ و هنر هم وجود دارند.»
این تهیهکننده سینما اظهار کرد: «درباره جشنوارههای جهانی، صحبت درباره اسکار بسیار زود است و باید در زمان مناسب درباره آن تصمیم گرفت. فراتر از همه اینها، مسئله ماندگاری اثر مطرح است؛ موضوعی که تنها تاریخ قادر به قضاوت درباره آن خواهد بود.»
در ادامه، خواجهپاشا درباره شیوه بازیگردانی بازیگران کودک توضیح داد: «بهدلیل ساخت آثار کوتاه متعدد درباره کودکان و نوجوانان، به تجربیات ارزشمندی دست یافتهام. «بازی گرفتن» از کودکان شاید تعبیر درستی نباشد؛ در واقع این کودکان هستند که ما را به بازی میگیرند. در بسیاری از آثار چنین تصور میشود که کودکان وقایع اطراف خود را درک نمیکنند، در حالی که این برداشت کاملاً نادرست است. کودکان این نسل، کودکانی عمیق با درکی بالا هستند. با توجه به نبود زبان مشترک، مترجمان توانمندی در کنار ما حضور داشتند که دقیقاً مفاهیم مدنظر من را منتقل میکردند.»
وی یادآور شد: «یکی از دلایلی که برخی فیلمها از نظر ایده اصطلاحاً «گلدرشت» میشوند، دخالت ارگانهای سرمایهگذار است و همین مسئله باعث شده یک کرور فیلمساز دروغگو تربیت شود! حوزه هنری و دیگر عوامل این فیلم هیچ دخالتی در تفکر من نداشتند، چرا که دخالت در جهانبینی کارگردان، به اثر آسیب میزند.»
اهورا لطفی نیز درباره تجربه ایفای نقش یک شخصیت ناشنوا گفت: «قطعاً با کمک آقای خواجهپاشا، گروه کارگردانی و کل عوامل تولید، به اجرای درخور و قابل قبولی از این نقش رسیدم.»
خواجهپاشا درباره چرایی انتخاب نکردن سوژهای درونمرزی مطرح کرد: «ما مشکلاتی داریم که حتماً باید درباره آنها فیلم بسازیم. به دوستانی که سینما را تحریم میکنند گفتهام اگر بهدنبال جامعه مدنی هستید، باید اعتراض مدنی داشته باشیم. تا زمانی که تئاتر و سینما وجود دارد، چرا پرتاب سنگ؟ مسائلی مانند معیشت مردم حتماً باید مورد توجه سینما قرار بگیرد.»
وی افزود: «در جامعه ما بهدلیل شرایط اقتصادی، مردم دچار بحران هستند و باید درباره این مسائل فیلم ساخت. من هم دغدغه دارم و در این کشور زندگی میکنم و قطعاً باید برای رفع این مشکلات تلاش کنیم. خیانت به کشور و پرچم را کسانی انجام میدهند که جامعه را دوقطبی میکنند. نباید فریب وعدهها و القائات شبکههای ماهوارهای را خورد که جنگ رسانهای به راه انداختهاند. بازیگرانی داریم که برخی به نشستها میآیند و برخی بیانیه میدهند و میگویند کار نمیکنند؛ این هنرمندان حیف هستند. برای مثال، دو «الناز» سینمای ما در روزهای اخیر که یکی در اینجا حاضر شد و توهین شنید و دیگری از دنیای بازیگری خداحافظی کرد.»
این کارگردان سینما در پایان بیان کرد: «در جنگها، نخستین حمله به فرهنگ یک کشور صورت میگیرد؛ همانگونه که اسکندر و مغول به کتابخانهها حمله کردند. وظیفه اصلی دشمن در گام نخست، نابودی فرهنگ است. درست است که در صادرات بسیاری از کالاها موفق نبودهایم، اما هنر و فرهنگ ما همواره از مرزها عبور کرده است. قاتل جوانان ما کسی است که بدون شناخت سیاسی، از گوشهای از دنیا با احساسات جوانان بازی میکند.»

نظر شما