شهاب اسفندیاری رئیس دانشگاه صداوسیما با حضور در برنامه گفتگوی زنده شبکه خبر در خصوص ابعاد رسانه ای عملیات وعده صادق ۳ و تهاجم رژیم صهیونیستی علیه کشورمان به گفتگو پرداخت. متن این گفتگو را در ادامه می خوانید:
مجری: برخی معتقدند در جنگها تنها ۳۰ تا ۴۰ درصد از ماجرا در میدان نبرد رخ میدهد و ۶۰ تا ۷۰ درصد آن در عرصه رسانه رقم میخورد؛ یعنی رسانهها با روایتسازی، شایعهپراکنی و مدیریت افکار عمومی، جریان اصلی نبرد را پیش میبرند. شما وضعیت رسانهای این مخاصمه را از منظر دو سوی میدان—رسانههای آنسوی میدان و رسانههای اینسوی میدان—چگونه ارزیابی میکنید؟
اسفندیاری: همانطور که اشاره کردید، چند دهه است که در نبردهای نظامی، نقش رسانهها از ابزارآلات و سازوبرگهای جنگی نیز مؤثرتر شده است. طراحیها و برنامهریزیهای رسانهای اگر نگوییم همزمان، دستکم همسنگ با عملیات نظامی است و هیچگاه کماهمیتتر از آن نبوده است. در این معرکه نیز دقیقاً شاهد چنین واقعیتی هستیم.
به نظر من، آنچه این روزها بسیار قابل توجه است، واکنش کاربران شبکههای اجتماعی در ایران و حتی ایرانیان خارج از کشور به این رخدادهاست؛ برخلاف پیشبینی دشمنان که تصور میکردند بهخاطر برخی نارضایتیها، گلایهها و مشکلات اقتصادی، در صورت وقوع چنین درگیریای، شاهد موجی از همراهی با حمله به ایران خواهیم بود. اما دیدیم که چنین نشد. در این روزها مرزبندیهای تازهای شکل گرفته است. بسیاری از کسانی که پیشتر در شبکههای اجتماعی بهعنوان منتقد، معترض یا حتی مخالف وضعیت موجود شناخته میشدند—و برخی انتظار داشتند که در صورت جنگ، مدافع دشمن باشند—امروز با صدای بلند در برابر این تجاوز ایستادهاند.
دلیل این امر روشن است: آنها فهمیدهاند که این ماجرا صرفاً دعوایی با یک حکومت نیست، بلکه مسئله، نبرد بر سر بقای ایران و آینده آن است. در فضای مجازی دیدهام که برخی نوشتهاند: «در فلان حادثه سیاسی با من برخورد شد»، «مشکلات و گرفتاریهایی داشتم»، اما در ادامه تأکید میکنند که «اینجا جای مرزبندی با دشمن است، جای دفاع از وطن است.» این واکنشها مرا به یاد جمله معروف شهید چمران انداخت: «وقتی شیپور جنگ نواخته میشود، مرد از نامرد شناخته میشود.» میتوان آن را چنین ادامه داد: وطندوست از وطنفروش، خادم از خائن.
در این میدان، شاهد آن هستیم که حتی کسانی که انتظار همراهیشان را نداشتیم، امروز در کنار مدافعان وطن ایستادهاند. آنها نشان دادند که نیروهای نظامی ما در خط مقدم تنها نیستند؛ کنشگران رسانهای، فعالان سیاسی و چهرههای اجتماعی نیز با آنها همصدا شدهاند. این همان نکتهای است که رهبر معظم انقلاب هم در پیام ویدئوییشان به آن اشاره کردند: وحدتی در پیامهای گروهها و چهرههای سیاسی دیده میشود که بسیار ارزشمند است. در عین حال، عدهای نیز در این مقطع رسوا شدند و ننگی ابدی بر پیشانیشان نشست؛ چراکه همنوا با دشمن شدند. همین شناخت، بهخودیخود برای ملت ایران نوعی رشد و بلوغ فکری محسوب میشود.
مجری: در این مخاصمه، مرزبندیهایی هم در سطح رسانهای شکل گرفته است. اگر بخواهیم رسانهها را دستهبندی و تحلیل کنیم، به چند دسته میرسیم و هر دسته چه رویکردی داشتهاند؟
اسفندیاری: رسانههای وابسته به دشمن و جریان اصلی رسانهای غرب، در همان لحظات ابتدایی حادثه، سعی کردند روایتی را جا بیندازند مبنی بر اینکه توان رزم و دفاعی ایران از کار افتاده است. با استناد به شهادت برخی فرماندهان و حمله به مراکز خاص، این تصور را القا کردند که ایران دیگر توان دفاع از خود را ندارد. حتی در گروههای داخلی هم برخی نگران بودند که آیا ایران میتواند واکنشی نشان دهد؟ و اگر بله، چه زمانی؟
برخی معتقد بودند دو تا سه هفته طول میکشد تا فرماندهان جدید مستقر شوند. اما اینکه در همان شب، ایران واکنش نشان داد، بسیاری از انگارههای دروغینی را که بهشدت در فضای عمومی پخش شده بود، باطل کرد.
من خودم شب گذشته تحلیلگر دفاعی مجله «اکونومیست» را در یکی از شبکههای بینالمللی گوش میدادم. پیش از واکنش ایران، میگفت با توجه به شرایط موجود، بعید است ایران بتواند بهزودی پاسخ دهد و اساساً کار را تمامشده میدانستند. اما این توانمندی نظامی ما که با وجود ضربات وارده، واکنشی سریع، قاطع و قوی ارائه شد، بهواقع بسیاری از معادلات را تغییر داد.
حتی اگر لحن توییتهای پیش و پس از این پاسخ ایران را مقایسه کنید، کاملاً متفاوتاند. پیش از واکنش، کوریخوانی بود و لحن تهدیدآمیز؛ اما بعد از پاسخ ایران، همان فرد در توییتش از گفتوگویش با پوتین میگوید و تأکید میکند که دخالتی نداشته و خواستار پایان درگیری است. این تفاوت لحن گویای همه چیز است.
ادامه این عملیاتها نیز بهگمان من روابط موجود را باز هم دگرگون خواهد کرد. البته ما از این ماجراها درسهایی هم گرفتیم. یکی از علل غافلگیری ما تصویری بود که خودمان از دشمن در داخل ساخته بودیم؛ تصویری خوشبینانه، شاید حتی سادهلوحانه. این تصور که مثلاً ترامپ چون تاجر است، دنبال کسبوکار است، و یا فلان مقام آمریکایی اهل تجارت است و سود را به جنگ ترجیح میدهد.
اما این خوشخیالیها باعث شد برخی نخبگان سیاسی و رسانهای دچار غفلت شوند. ما نباید دشمن را با دوست اشتباه بگیریم؛ حتی زمانی که در حال مذاکره با او هستیم. برخی رسانههای داخلی، چنان از ترامپ و دیگر چهرههای آمریکایی تصویرسازی کرده بودند که گویی با یک کشور معمولی در حال گفتوگوی برابر هستیم، در حالیکه دشمنی آنها ریشهدار و ساختاری است.
واقعیت این است که ما با نهایت حسننیت وارد مذاکره شدیم، با رعایت همه اصول اخلاقی و حقوقی بینالمللی، اما در همان زمان، خنجر از پشت خوردیم. به ما حمله شد، خیانت شد، و حتی بعدها افشا شد که ترامپ به نتانیاهو گفته بود فعلاً هیچ کاری نکن، این عملیات فریب است تا ایرانیها خیالشان راحت باشد.
بنابراین، نباید گزارههای تبلیغاتی دشمن را—که همچون بمبهای رسانهایاند—بازنشر کنیم. فضای رسانهای و گفتمان سیاسی ما نباید نسبت به این تبلیغات بیدفاع باشد. اینکه برخی در داخل این پیامها را طوری بازتاب دادند که انگار دشمن خیر ایران را میخواهد و فقط عدهای مانع آن شدهاند، خطایی استراتژیک است.
امروز دیگر صحنه برای همه روشن شده است: چه کسی خیرخواه ایران است و چه کسی دنبال تضعیف و وابستگی آن. این شناخت، برای همه دلسوزان وطن راهگشاست.


نظر شما