رویانیوز :: در دوران جدید مدیریت رسانه ملی، کلیدواژه «تحول» به محور اصلی تولیدات تبدیل شده و تشکیل کارگروههای ۱۲ گانه، مسیری نو را برای ساخت برنامههای محتوامحور گشوده است. مسابقه «نبرد رباتها» یکی از تازهترین خروجیهای این رویکرد است که با هدف نمایش توانمندی تیمهای نخبگانی از سراسر کشور و پوشش بخشی از المپیک فناوری ۱۴۰۴ طراحی شده است. این برنامه در ۲۰ قسمت تلاش میکند با بهرهگیری از هوش مصنوعی و تیتراژهای گرافیکی، فضایی مدرن و جذاب برای نسل جوان خلق کند. با این حال، چالش اصلی اینجاست که آیا صرفِ نمایش فناوری و استفاده از زبان فارسی برای بومیسازی یک قالب برنامهسازی که ریشه در مسابقات آمریکایی و بریتانیایی دهه ۱۹۹۰ میلادی دارد، کافی است؟ منتقدان در یک طیف، از ایجاز و دوری برنامه از زیادهگویی تمجید کرده و در سوی دیگر، به ضعفهای تکنیکی در تصویربرداری، عدم انسجام روایت و تضاد ماهوی میان «فرهنگ پهلوانی ایرانی» با «منطق حذفی و گلادیاتوری» این مسابقه تاختهاند. بررسی این دیدگاهها نشان میدهد که «نبرد رباتها» در مرز باریک میان یک نوآوریِ امیدبخش و یک تقلیدِ سطحی ایستاده است.
نبرد رباتها؛ به نبردِ برنامههای کلیشهای میرود
نویسنده: سید محمدجواد کیشبافان
امتیاز: ۳ از ۵
توجه به محتوا و محورهای محتوایی، اصلیترین ویژگی است که در دوران مدیریت فعلی صداوسیما مورد اهتمام قرار گرفته است؛ بهطوری که اگر بیست سال دیگر بخواهیم در مورد مدیریت فعلی سازمان صحبت کنیم احتمالا با همین کلیدواژه تحول از آن یاد کنیم. البته این کلمه فقط در حد واژه باقی نمانده؛ چراکه ستاد و کارگروههایی نیز برای آن ایجاد شده است. همانطور که احتمالا میدانید کارگروههای ستاد تحول، دوازده عدد هستند که هرکدام از آنها به یک موضوع میپردازند و در طول دوران کوتاهی که از شکلگیریشان گذشته سعی کردند برنامههایی مرتبط با کارگروه تولید و پخش کنند.
نبرد رباتها نیز برنامهای جدید است که در آخرین سال از دوره مدیریت تحول بر سازمان صداوسیما احتمالا با همین نگاه شکل گرفته و از شبکه یک شروع به پخش کرده است. این برنامه همانطور که از اسمش پیداست قرار است به نبرد رباتها و تیمها و جوانان فعال در حوزه رباتیک بپردازد. جوانانی که قرار است طی این برنامه رباتهایشان با یکدیگر رقابت کنند تا قهرمان نهایی مشخص شود. برنامهای قرار است در واقع بخشی از دومین دوره رقابتهای المپیک فناوری را پوشش دهد.
نبرد رباتها را میتوان مطابق دو محور از دوازده محور محتوایی معروف طرح تحول دانست. محور اصلی که این برنامه مرتبط با آن است در واقع محور روایت پیشرفت است. زیرا امروزه رباتیک از صنایع نوین و مهم در جهان است و نشان دادن جوانانی که با همت و اراده فردی موفق شدند رباتهایی بسازند و با شرکت در این مسابقه خود را به چالش بکشند، بدون شک مصداق نمایش پیشرفت است. اما این برنامه با محور عدالتگستری نیز بیارتباط نیست چونکه تیمهای شرکتکننده در این مسابقه و المپیاد از شهرها و استانهای مختلف هستند و تمرکز برنامه مانند خیلی از برنامهها فقط به پایتخت نبوده است.
در هر قسمت از برنامه نبرد رباتها، سه مسابقه پخش میشود اما بازندگان حذف نمیشوند بلکه به جدول بازندگان راه پیدا میکنند. این برنامه قبل از شروع مسابقات نیز همچنین توضیحات خوبی از تیمها ارائه میدهد که به جذابیت برنامه کمک میکند. از دیگر نقاط قوت برنامه میتوان به زمان کوتاه برنامه اشاره کرد. البته مخاطب در همین زمان کوتاه هم فقط برنامه مفید میبیند و برنامه با اضافهگوییهای مجری یا دیگر مطالب بیخودی کش نیامده است تا در دورانی که مخاطب به دیدن محتواهای ساندویچی عادت کرده دیدن این برنامه خستهاش کند. در مقابل نقطه ضعف برنامه را میتوان اسم کلیشهای و بهدور از خلاقیت برنامه دانست. برای برنامهای که حتی تیتراژ خلاقانه و جذابی نیز دارد، این عنوان زیادی تو ذوق میزند؛ چرا که اولین عامل جذب مخاطب به یک محتوا یا برنامه همان عنوان آن است.
نبرد رباتها؛ بومیسازیِ الکنِ جنگ رباتی
نویسنده: محمدمهدی صفری تنها
امتیاز: ۱ از ۵
نبرد دو سوژهٔ مبارز درون قفس مسابقه، پیشینهای طولانی دارد و در بازههای زمانی و جغرافیاهای مختلف، در طول تاریخ، در شکلهای گوناگونی نمود پیدا کرده است؛ بهگونهای که نمادینترین آن را میتوان از نبردهای گلادیاتوریِ رومِ باستان تا مسابقات کشتیکجِ امروزی در نظر گرفت. مخاطب عامه نیز از دیرباز تا کنون علاقهمند به نبرد تا از پای افتادن یکی از مبارزان بوده است؛ مخاطبی که میخواهد برنده را ستایش کند و نحوهٔ به خاک کردنِ حریفِ ضعیفتر را نقل کند و... بهتر بگویم: نوعی تفنن و سرگرمیِ خاص در میان مردمِ مغربزمین، در قالب کشتیکج و در نسخههای شکلیِ متفاوتترِ آن، اینجا به نبرد میان دو ربات ــ که توسط هوش انسانی کنترل میشوند ــ بدل شده است؛ نبردی با ماهیتی که ستایشگرِ خشونت، نابود کردن، قلدری و برتریِ یکی بر دیگری است.
اما آنچه در این سوی جهان، بهویژه در فرهنگ و تاریخ ایرانزمین، مییابیم، فرهنگی از فتوت و جوانمردی است که در ورزشهای باستانیای چون زورخانه و کشتی بازتولید میشده است. حال ما با برنامهای روبهرو هستیم که در تلاش برای اینجاییکردنِ چیزی است که فلسفهٔ وجودیاش برخاسته از سیر تمدنیِ متفاوت با اینجاست. در اینجا پرسشهایی مطرح میشود: آیا سازندگان در امرِ تسخیر و بومیسازیِ آن موفق بودهاند؟ آیا این بومیسازی ماهوی است یا صرفاً در سطح متن باقی میماند و چیزی جز شعاری سبکی ـ محتوایی نیست؟
شروع برنامه مملو از عناصر ملی و فرهنگی ایران است که از منظر سبکی بر استفاده از هوش مصنوعی و تلفیق آن با هویت ایرانی تکیه دارد و از منظر روایی، جریانشناسیِ اقتدار و روحیهٔ شجاعت و داناییِ مردمِ ایرانِ کهن تا نوجوانانِ ایرانیِ امروز را دنبال میکند؛ نوجوانانی که فناوریای خلق میکنند که رقمزنندهٔ پیروزی برای ایران است. بنابراین اثر در تلاش است تا علمِ نوینِ امروزی را با ارزشهای هویتیِ چندهزارسالهٔ ایرانی پیوند زند و از بطن آن به مقولهٔ پیروزیِ حاصل از جنگ بپردازد.
پارک علم و فناوری پردیس و المپیک فناوری ۲۰۲۵، نقطهٔ آغاز شکلگیریِ سوژهٔ مرکزیِ این برنامه شدهاند. ۲۴۷ نوجوان و جوان در قالب ۸۳ گروه که در نهایت، پس از مرحلهٔ مقدماتی، ۴۳ تیم از آنها به مرحلهٔ نهایی رسیدهاند، به رقابت میپردازند.
یکی از مؤلفههای تشکیلدهندهٔ هویت بصریِ این برنامه، آمیختگیِ هوش مصنوعی با جهانِ واقع است. بهرهگیری از آن برای خلق شمایلشناسیِ رباتهای هر بازیکن تا شمایل کلیِ برنامه، که جملگی در راستای خلق یک هویت بصریِ بومیسازیشده از یک ابژهٔ غربیاند. بهطور مثال، نوع تغییرشکلِ رباتها بهواسطهٔ هوش مصنوعی، کاملاً مبتنی بر نوعی جهانبینیِ برخاسته از غرب است. میتوان چنین گفت که ضعفهای رویکردیِ اثر در بدیهیترین مؤلفههای فرمیِ آن نمود پیدا میکند و اینگونه مینماید که ما با اثری روبهرو هستیم با ادعای بومیگرایی و ایرانگرایی، اما مرعوب و محلول در جهانبینی، جلوههای فناورانه و مدرنیتهٔ غربی.
نمود دیگرِ این مسأله را میتوان در جهتگیریهای داورِ مسابقه دید. گویی عدالت، انصاف و بیطرفی ــ که میبایست ویژگیهای داوریِ یک مسابقه بر اساس عدالت باشند ــ جای خود را دادهاند به رقابت برای تفننِ مخاطب و داور بهمثابهٔ گرمکنندهٔ جوّ بازی. نگاهی که ریشهاش به نبردهای گلادیاتوریِ رومی بازمیگردد و در ادامه، با نگرشِ سرمایهسالارانه و مناسباتِ بازاریِ برد و باخت در یک مسابقه گره میخورد. یا اینکه هدف، خرد کردنِ حریف است؛ حال آنکه اثر داعیهٔ این را دارد که غایتِ این مبارزات، ایستادگی در برابر دشمنانِ وطن است و... بهنوعی این مسابقات کارناوالی هستند برای لهکردنِ دیگری و صعود برای کسبِ قهرمانِ ملیِ ایستاده در برابر دشمن. این تمایل به حذف و از پای درآوردن، بهگونهای مسابقه را از یک هماوردیِ دوستانه با ماهیتی درونملی، به رقابتی در ستایشِ نابودگری تقلیل میدهد و میتوان تأکید کرد که ماهیت آن همان منطق گلادیاتوری و فاشیستی است.
اثر از منظر نظام روایی و سبکی، شلخته است و از عدم یکدستی رنج میبرد. تلاش برای گنجاندنِ مسابقههای مختلف درون یک قسمت از برنامه، منجر به حالتی جامپگونه در سیر روایی و سبکیِ اثر شده است. یکی از دلایل این عدم یکدستی، تولید پراکندهٔ آیتمهای مختلف و گنجاندنِ آنها بهصورت موازی در سیر تدوینی است. استفاده از دوربینِ رویدستِ لرزان، همراه با زوم و در کنار آن اسلوموشن و پرشهای تصویریِ حاصل از برشهای غلط، لطمهٔ فراوانی به خلق یک درام در بستر یک مسابقهٔ رئال وارد کردهاند.
میتوان چنین نتیجه گرفت که گنجاندنِ جلوههای تصویری با کمک هوش مصنوعی برای آشناییزدایی از تصویرِ امرِ واقع در یک برنامهٔ مسابقهمحور ــ که میل به رئالیتیشو دارد ــ و اتکای بیشازحد به جلوههای بصری، تکثر سکانسها با ضربآهنگِ بالا، گفتارِ متن و موسیقیِ با ولومِ بالا، همگی به اثر ضربه زدهاند. فونتها و کپشنهای بهکاررفته در هویت بصری و اطلاعات بصریِ برنامه نیز آشفتهاند. راویِ آن مشخص نیست و لوگوی برنامه مدام در میانهٔ مسابقه ظاهر میشود؛ گویی تمامی مؤلفههای فرمیِ اثر در راستای درامزدایی، عمقزدایی و تعلیقزدایی از برنامه عمل میکنند.
«نبرد رباتها»: تقلید فرومایه از نسخه غربی
نویسنده: امیرحسین زبردست
امتیاز: ۰ از ۵
«نبرد رباتها» اثری در قالب رئالیتی شو است که در ۲۰ قسمت در رمضان ۱۴۰۴ از شبکه یک سیما پخش میشود. این مسابقه، با کپی برداری و تقلید حداکثری از نسخههای خارجی مشابه و بدون ذرهای خلاقیت، مخاطب را به شدیدترین شکل ممکن ناامید میکند.
در سال ۱۹۹۴ بود که مجموعه آمریکایی (Robot Wars) شروع به پخش کرد و تا سال ۱۹۹۷ متوقف نشد. این مجموعه، اولین مجموعه رقابتی با محوریت جنگهای رباتی بود که بین مخاطبان به محبوبیت رسید. در سال ۱۹۹۸ نیز مجموعه بریتانیایی (ROBOT WARS) برای اولین بار از شبکه (BBC Two) پخش شد و به موفقیت خوبی نزد مخاطبان، خصوصا نوجوانان رسید. این مجموعه، با الهام از نسخه اورجینال آمریکایی ساخته شده بود و وامدار همان مجموعه بود. در نهایت، در سال ۲۰۰۰ میلادی مجموعه (BattleBots) برای اولین بار از شبکه (Comedy Central) شروع به کار کرد. این مجموعه تا فصل پنج ادامه پیدا کرد و از شبکههای مختلفی از جمله (ABC) و (Discovery) پخش شد.
پاراگراف بالا، تاریخچه مختصری از مجموعههایی با محوریت نبردهای رباتیست. این تاریخچه از این جهت مهم است که مجموعه ظاهرا بومی و ایرانیزه شده «نبرد رباتها» کپی دست چندم از همین آثار است، با این تفاوت که «نبرد رباتها» بسیار شلختهتر و بینظمتر است و از رسیدن به انسجام لازم ناتوان است. «نبرد رباتها» عینا همان نسخه غربی را با همان حال و هوا و همان مدل، تکرار میکند و کوچکترین تغییری در نحوه بازسازی ایجاد نمیکند. واضح است که لازمه بومی شدن یک مجموعه، وارد کردن عناصر فرهنگی _ هنری مطابق با فرهنگ غنی ایرانیست؛ صرف فارسی صحبت کردن در مجموعههای اینچنینی، یعنی تولیدکنندگان در فهمیدن معنی بومیسازی، عاجز ماندهاند.
واقعیت این است که صداوسیما باید عمیقا تقلید از شرق و غرب را کنار بگذارد و دوباره به فرهنگ ایرانی برگردد. ادامه این رویکرد از سمت مدیران (یعنی تولید برنامههای سطح پایین و مخاطبپران، و تقلید از برنامه و مجموعههای خارجی و بازسازی آنها بدون توجه به عناصر بومی و ملی) بیش از پیش به اعتبار صداوسیما لطمه خواهد زد و مخاطبان بیشتری از رسانه به اصطلاح ملی گریزان خواهند شد.
فارغ از بحثهای مربوط به بومیسازی، «نبرد رباتها» از لحاظ دیگر نیز بسیار ضعیف است؛ تصویربرداری بسیار نزدیک به آثار آماتوری است و گاهی شلختگی تصویر، مخاطب را اذیت میکند. آیتمها در هم حل شدهاند و تمایزشان از یکدیگر کمی مشکل است، به این معنا که نظمی بین آیتمها شکل نگرفته و ارتباطشان با یکدیگر، تا حد زیادی از دست رفته است. استفاده از هوش مصنوعی نیز ضرورتی برای عوامل ایجاد نمیکرد و آیتمهای تولیدشده با هوش مصنوعی، بیشتر به نوعی اضافهکاری میمانند. «نبرد رباتها» حتی در تولید حس نیز ناتوان است و کاری از پیش نمیبرد. با توجه به موضوع، میتوان فهمید که نبرد بین رباتهای جنگجو، باید در بدیهیترین کار خود برای مخاطب تولید هیجان و جذابیت کند و در پایان برنامه، مخاطب کاملا سرگرم شده و با رضایت از پای تلویزیون بلند شود. اما «نبرد رباتها» به واسطه ضعفهای تکنیکی، موضوع تقلیدی و غرابت با فرهنگ ایرانی، مجموعهای بسیار ضعیف است که حتی ارزش بحث آنچنانی ندارد. به نظر میآید که هدف از ساخت چنین اثر بیسروشکلی، صرفا پر کردن کنداکتور شبکه بوده است. اگر مدیران شبکه، با چراغ سبز دادن به تولید چنین مجموعهای فکر کردهاند که میتوانند مخاطبان نوجوان و جوان را جذب کنند، یعنی شناخت مدیران از نسل جدید چنان الکن و ناقص است که ادامه این رویکرد، شکاف بین صداوسیما و مخاطبان را عمیقتر خواهد کرد.

نظر شما